مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
در برخی از فیلمهای تاریخ سینما نمونههای زیادی از نقش سفر در باروری روح انسان نیز وجود دارد. در یکی از نمونههای مشخص و دوستداشتنی این تاثیر را میتوان در پاریس تگزاس دید. جایی که ویم وندرس تناقض یک شیدایی نادر و عمیق را با دنیای وحشی کنونی به نمایش میگذارد و مسافر عاشق را سرخورده از وصال، پریشانتر از پیش در میان کویر خشک رها میکند.
پرسههای ابتدایی قهرمان فیلم در ناکجاآبادی کویری، شیدایی او در رسیدن و آشفتگی و پریشانی که با وصال به معشوقش بیشتر میشود تنها چارهای که میتواند داشته باشد دل به دریا زدن و راهی شدن به سفر است. راهی شدن و سفر کردن برای قهرمان فیلم وندرس چارهای است که میتواند کمی او را آرام کند. همانطور که در ابتدا بود. ساکت و تنها و خستگیناپذیر و البته با پای پیاده در دل کویری موهوم بیتوجه به جاده مستقیم به پیش میرود.
2 عنصر مهم و وابسته به یکدیگر که در سینمای وندرس شخصیت دارند جاده و سفر هستند. فیلمهای وندرس را میتوان روایتهای تصویری از جاده و سفر نامید. روایت شخصیتهایی که همواره در حال سفر و حرکت در جادهها هستند و در مسیر جاده به شناخت خویشتن میرسند. مسیر سرنوشت بسیاری از شخصیتها از جاده میگذرد. از غرب به شرق و در عبور از مرزهای اروپا و از پاریس تا تگزاس، شخصیتها و قهرمانان وندرس سلاطین جادهها هستند.
پاریس تگزاس فیلمی شاعرانه و زیباست و بیانگر عشق وندرس به چشماندازهای طبیعی سرزمین آمریکا و نوستالژی او نسبت به فیلمهای کلاسیک وسترن و جادهای است. فیلمی که درک وندرس آلمانی و شناخت او را از آمریکا نشان میدهد.
دیدن چندباره پاریس تگزاس تجربه غرقهشدن در افسون سفر غریبی است که وندرس برای قهرمانش تراویس تدارک دیده است.
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.