دو دوست صمیمی

کد خبر: ۴۳۶۹۱۸

نیلوفر و نرگس دوست داشتند که دوره راهنمایی نیز در یک مدرسه باشند، ولی این اتفاق نیفتاد. نیلوفر خیلی غمگین شده بود. نرگس هم همین‌طور، اما دیگر کار از کار گذشته بود و هر دو در مدرسه‌هایشان ثبت‌نام کرده بودند. پدر و مادر آنها هم می‌خواستند که در همان مدرسه‌ها باشند، ولی نیلوفر و نرگس به هم قول دادند که
هیچ وقت یکدیگر را فراموش نکنند، به هم زنگ بزنند ، به خانه هم بیایند و این طوری رابطه‌شان را حفظ کنند. در مدرسه‌ای که نرگس ثبت‌نام کرده بود کلاس‌های تابستانی برگزار کردند و وقتی نرگس به کلاس‌های تابستانی رفت دوستان جدیدی پیدا کرد و دیگر برای سال تحصیلی‌‌اش نگران نبود که یک وقت دوست پیدا نکند و در مدرسه‌ای که تازه وارد شده تنها بماند، اما نیلوفر خیلی دلشوره داشت. یک روز تابستانی که نیلوفر به خانه نرگس آمده بود به او گفت: «نرگس نمی‌دونی چقدر دلشوره دارم. ای کاش من هم چند تا دوست در آن مدرسه داشتم. اگر تنها بمانم چی؟ اگر کسی در درس‌ها به من کمک نکنه چی؟ زنگ تفریح را چه جوری بگذرانم؟»

نرگس جواب داد: «نیلوفر اینقدر نگران نباش. بهت قول می‌دم روز اول نشده یک دوست خوب مثل خودم پیدا کنی.»

نیلوفر گفت: «کاش مدرسه‌هامون با هم بود. یکی از روزها که‌ به خاطر جدایی‌مون خیلی ناراحت بودم ‌یک آهنگ غمناک گذاشتم و به خاطر تو گریه کردم.»

نرگس گفت: «نیلوفر من هم ناراحتم، ولی سعی می‌کنیم که دوستی‌مون را قطع نکنیم، ‌دیگه». نرگس تلاش می‌کرد‌ نیلوفر را که ناراحت است دلداری بدهد و آرامش کند. او هم از ته دل خیلی ناراحت بود، اما نمی‌توانست‌ احساس واقعی‌اش را بیان کند، برای همین مداد و کاغذی برداشت و تمام چیزهایی که در دلش بود را روی کاغذ نوشت.

نامه نرگس به نیلوفر:‌ نیلوفر دوست خوبم از تو می‌خواهم که به یادم باشی. من تو را در قلبم جا داده‌ام. این را از ته دل می‌گویم که فکر نکنی از زبان دیگران شنیدم و همین‌طوری می‌گویم. نه! حرف‌هایی که در این کاغذ می‌نویسم از ته دلم است. تو واقعا دوست مهربانی هستی. گاهی به خاطر بعضی از کارهایت از تو ناراحت می‌شدم، اما این فقط ناراحتی‌های کمی بود چون تو با تمام شیرینی‌هایت می‌توانستی این ناراحتی‌ها را پاک کنی. نیلوفر این را بدان که هیچ‌وقت تو را از یاد نخواهم برد، ‌اگر هم دیدی که به تو زنگ نزدم حتما خیلی کار داشتم، ولی به یادت هستم. دوست عزیزم بیا تا وقتی بزرگ شدیم و خواستیم دانشگاه برویم با هم رابطه داشته باشیم. نیلوفر جان من، تو و خواهر کوچکت را خیلی دوست دارم. اگر خانه‌تان را عوض کردید، شماره خانه‌ جدیدتان را به من بده که ارتباطمان قطع نشود. نیلوفر این را بدان که خجالت می‌کشیدم حرف‌هایی را که در این کاغذ نوشتم به تو بگویم برای همین حرف‌هایم را در کاغذی می‌نویسم. اگر بدی‌ای از من دیدی ببخش. این را بدان که دوستت دارم، پس دوستم داشته باش. قربانت. از طرف دوست همیشگی تو نرگس.

وقتی نامه تمام شد نرگس پاکتی درست کرد و نامه را داخل پاکت گذاشت و روی نامه نوشت: «این نامه فقط توسط نیلوفر خوانده شود». بعد آن را برای نیلوفر فرستاد.

کیانا تیموری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها