ببخشید دیگه که جا خیلی کمه. نامهها و پیامهای این دوستان هم رسید (تا نوبت و فرصت خوندنشون برسه، صبر کنن؛ یا میرن تو یکی از دو بخش وسط و پستخونه، یام که چه خبر؟ هوا خوبه : زهرا بهرامی شامخ از لالجین- روژین (یادت باشه اسمت رو همیشه زیر مطالبت بنویسی، میشی بدون نامهااا...!)- پیمان مجیدی معین- فاطمه اسماعیلپور- ارومیای بنفش- کامران از بناب- شبنم اطهری از بروجن- بدون نام- بهاره عاطفی 21 ساله از اهواز- زهرا تعلیمیان از بندر آستارا- رفیق (خیلی بندرت پیش مییاد که بتونم جوابی رو از طریق ایمیل بدم. بر من ببخشاااا و... اِهم... اهم! هیچی! همین ببخشی کافیست!)- افشین اشرفی- بدون نام (تا الآن نویسندة 67 ساله داشتیم، حالا یه پدر بزرگ 84 ساله. سعی میکنم به قول خارجکیها فورسماژوری بخونم ببینم چی به چیه. سلاممون رو به ایشون برسون)- سرور، 15 ساله از اهواز- میثم پورصفر- سعیده از همدان- حامد رستمی، 21 ساله از قروه کردستان- سید میلاد اشرفی از ساری- ایمان ک. از کرمان (خوش اومدی! سرسری خوندم. یه جاهاش کمی گنگ بود، کمی هم طولانی. یه دستی بش بکش، فیتیلة طنزشم اگه میتونی بیشتر کن، یهوخ دیدی طوری شد بره اون وسط مسطاهاااا...!)- رضوان از کنگاور- و... ای بابااااا... بازم بقیة اسمها جا موندن که! حالا با چه رویی برم خونه؟! گونههایی سرخ، چشمانی بسته، سری به زیر؟!! جان من نگین:شرم بر تو!
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)