تا حدی که عدهای از نمایندگان مجلس میخواستند در این راستا تا مرز سوال و جواب کردن از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و اگر قانع نشدند تا حد استیضاح ایشان پیش بروند که اطلاع نداریم تا کجاهاش پیش رفتند. این در حالی است که وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ طی مصاحبهای شگفت، بجا و بموقع پرده از رازی بزرگ برداشت و اعلام کرد که: برخی افراد بیکار نیستند، ولی حال کار کردن ندارند.
در تأیید وزیر کار:
به یک بنده خدایی گفتند: «بیزحمت آن قندان را بده دست من!»؛ پشت چشمی نازک کرد و گفت: «نیست!...» گفتند: «چطور نیست؟... آنجا کنارت روی میز است که!» سگرمههایش را در هم کشید و گفت: «بله، کور نیستم؛ قندان هست، حالش نیست!»وزیر کار، در ادامه عرایض خود با استناد به آمار و ارقام موجود اضافه کردند که: «سال گذشته، هدفگذاری دولت، ایجاد یک میلیون و 100 هزار شغل بود که بر اساس آمارهای ما، یک میلیون و 600 هزار شغل ایجاد شده است.»
نتیجهگیری علمی:
با این حساب خوشبختانه در حدود 500 هزار شغل هم اضافه آوردیم که باید به مزایده بگذاریم!راستش ما اولش خیلی دو زاریمان نیفتاد که این یعنی چی؟!... اما همین چند روز پیش یک چیز دیگری شنیدیم که دو زاریمان خیلی جا افتاد. رئیس مرکز آمار ایران درنشستی خبری اعلام کرد که: «در نحوه محاسبه نرخ بیکاری، هیچگونه تغییری صورت نگرفته و روش محاسبه اشتغال، همان استاندارد جهانی کار یعنی یک ساعت کار در هفته است.»
تک مضراب:
آها... 2 زاری شما هم جا افتاد؟... اگر نه که قطعا اشکال از2 زاری خود شماست. دستگاهتان را کارتیکنید که در این جور مواقع به جای 2 زاری، کارت بکشید.بسته پیشنهادی:
با این تواصیف و با عنایت به نحوه محاسبه نرخ بیکاری و ایضا بیحال بودن بیکاران؛ موارد زیر از سر بیکاری پیشنهاد میگردد:1ـ حال دادن:
بیکاران بیحال را بگیریم با زبان خوش حالشان را جا بیاوریم. ولو شده یک حال ساده؛ مثل این که به زبانی خوش و لطیف به آنها بگوییم: تو برگ گلی، ناز خوشگلی....بی حال بشوی، ولمعطلی!2ـ یارانه بیکاری:
همانند بیمه بیکاری، به صورت یارانه نیز یک چیزی برای بیکاران احتمالی و فرضی در نظر بگیریم. فرض محال که محال نیست. خود اسم یارانه، کلا آدم را سر حال میآورد. اگرچه خودش از ترکیب کلمه «یار» به اضافه «نه» درست شده است.3ـ افزایش امنیت شغلی:
اگرچه بعضیها که کار دارند، احساس میکنند که حال ندارند؛ اما هستند تک و توک کسانی که هم کار دارند، هم حال دارند؛ منتها یک خردهای ممکن است احساس امنیت شغلی نکنند. بلاتشبیه مثل خود ما روزنامهنگاران همیشه در صحنه!... فلذا کمی تا قسمتی هم سعی کنیم ضریب احساس قشنگ امنیت شغلی را بالا ببریم. نمیدانم درست میگویم یا نه، که گفتند: ما ز بالاییم و بالا میبریم.4ـ استراحت کاری:
از آنجا که استاندارد جهانی محاسبه بیکاری، یک ساعت کار در هفته است؛ به غیر از تعطیلی خوب پنجشنبه و جمعه و غیره، باید سعی کنیم که هرچه بیشتر به استاندارد جهانی کار نزدیک شویم. مگر نه که باید جهانی بیندیشیم و محلی عمل کنیم؟... به نظر من، هفتهای یک ساعت کار کنیم، الباقیش استراحت. استراحت مطلق!5ـ صدور کار:
چون در برنامه اشتغالزایی سال گذشته در حدود 500 هزار شغل اضافه آوردیم؛ میتوانیم در راستای توجه به صادرات غیرنفتی، این مقدار کار اضاف را به خارج صادر کنیم. مثلا چین با آن همه جمعیتش احتمالا بیکار زیاد دارند و نیاز زیادی به کار دارند. چه میشود که گاهی مواقع هم ما چین را با برخی صادرات گلچینمان غافلگیر کنیم؟!رضا رفیع
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)