منتقدان سینمایی که استقبال بالایی از سری جدید فیلم بتمن کردند، بر این باورند که در آینده نزدیک بقیه محصولات کمیک استریپی هم حال و هوایی شبیه این مجموعه فیلم پیدا خواهند کرد. اولین گام را در این راه، تهیهکنندگان فیلم «وولورین» برداشتهاند و میگویند دومین قسمت این مجموعه وارد یک دنیای تیره و تاریک و سرد میشود و شخصیت اصلی خود را به صورت مرد سرخوردهای به نمایش میگذارد که با وجود ابرقهرمان بودن، سرشار از خشم و روحیه انتقامجویی است.
وولورین، یکی از قصههای معروف شرکت انتشاراتی مارول است که شخصیت اصلی آن ابرقهرمانی به نام مرد گرگنما یا وولورین است. مرد گرگنما، اولینبار در قسمت اول مجموعه فیلم «مردان ایکس» در سال 2000 به تماشاگران سینما معرفی شد. در قصه این فیلم او و گروهی دیگر از ابرقهرمانها ـ که هریک از توانایی و استعداد ویژه و خاصی برخوردارند ـ به مبارزه با عوامل منفی قصه میروند. موفقیت مالی و انتقادی قسمت اول، راه را برای تولید 2 قسمت بعدی آن طی سالهای 2003 و 2006 فراهم کرد. در تمام این مدت، تهیهکنندگان فیلم در فکر تولید محصول مستقلی بودند که مرد گرگنما تنها شخصیت اصلی آن باشد و کلی موضوع فیلم حول شخصیت او دور بزند. این نکته باعث خلق فیلم سینمایی وولورین در سال 2009 شد. در این فیلم فقط یک ابرقهرمان (یعنی مرد گرگنما) وجود داشت و کل قصه روی این شخصیت میچرخید. قسمت اول فیلم، حال و هوایی اکشن، ماجراجویانه و فانتزی داشت و مرد گرگنما در آن به مقابله با آدمهای خبیثی رفت که قصد داشتند کره زمین را نابود کنند.
در هر دو فیلم مردان ایکس و وولورین، هیوجکمن بازیگر استرالیاییتبار سینما در نقش مرد گرگنما ظاهر شده است. در حقیقت، تماشاگران سینما او را با نام و هویت این کاراکتر میشناسند. این بازیگر در ارتباط با قسمت جدید وولورین قول میدهد تنها شخصیت اصلی قصه نباشد و با کم شدن اکشن و ماجراجوییها، لحن قصه تاریکتر و تلختر خواهد شد.
در قسمت دوم فیلم او تنهاتر از گذشته میشود و تا حد تبدیل شدن به یک ماشین جنگی (که کمتر فکر و بیشتر عمل میکند) پیش میرود. او در این ارتباط میگوید: «در قصه قسمت جدید خشم وولورین و ناتوانیاش در مهار آن به نمایش درمیآید و به همین ترتیب، او از حال و هوای همیشگی شخصیتهای ابرقهرمان قصههای کمیک استریپی ـ که همه چیز را تحت کنترل خود دارند ـ فاصله میگیرد. احساس میکنم با این کار فرصت فراهم میشود که از دنیای دروغین و فانتزی ابرقهرمانهای کمیک استریپی فاصله بگیریم و این بار، آدمی واقعیتر را به نمایش بگذاریم.»
فیلمنامه وولورین جدید را مارک مومباک مینویسد و قرار است تا یک ماه دیگر آماده شود. در حقیقت، او در حال نگارش فیلمنامهای جدید و غیرمتعارف است. از کارهای جدید وی در مقام فیلمنامهنویس میتوان به نگارش نسخههای جدیدی از «یادآوری مطلق» و «جک و غولآدمکش» اسم برد که هر دو دوبارهسازی 2 فیلم مطرح قدیمی هستند. کارگردانی وولورین 2 را جیمز منگولد به عهده دارد. فیلم قرار است اوایل سال جدید میلادی کلید بخورد تا برای تابستان 2013 روی پرده سینماها برود. منگولد در ارتباط با تغییراتی که فیلم او در ژانر کمیک استریپی ابرقهرمانانه ایجاد میکند، اینگونه توضیح میدهد: با گذشت زمان و تغییر ذائقه تماشاگران، محصولات سینمایی هم باید تغییرات لازم را بکنند. سینما تابعی از جریانات روز سیاسی و اجتماعی است و نمیتواند نسبت به آنها بیتفاوت باشد. ژانر کمیک استریپی هم در دل همین موضوع جا میگیرد و این نکتهای است که کریستوفر نولان بخوبی متوجه آن شد و براساس آن بتمنهای جدید را کارگردانی کرد. شرایط امروز کاملا متفاوت از 15 سال پیش است. در گذشتهای نهچندان دور تماشاگران روی پرده سینما در جستجوی ابرقهرمان بزن بهادری بودند که با یک ضربه مشت خود دهها نفر را نقش زمین کند، اما حالا آنها به چنین صحنههایی میخندند و مسخرهشان میکنند. تماشاچی امروزی جدیتر شده و براحتی هر چیزی را به عنوان واقعیتها قبول نمیکند. وقتی این تماشاچی در زندگی روزمرهاش با انواع و اقسام فشارها و مشکلات روبهروست، نمیتواند روی پرده سینما برای کاراکتری دست بزند که یک تنه به جنگ مشکلات غیرممکن میرود و از تمام آنها هم برنده و پیروز بیرون میآید. چنین رویای دروغینی هیچ شباهت و سنخیتی با واقعیتهای سرد و تلخ زندگی او ندارد. همین مساله ما را وادار میکند دست به خلق ابرقهرمانی بزنیم که ملموستر و قابل باورتر است و کارهایی انجام میدهد که بیننده آنها را غیرممکن ارزیابی نمیکند.»
منبع: اسکرین اینترنشنال/ مترجم: کیکاووس زیاری
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)