پرداخت نو به موضوعی متفاوت
علیرضا شیرازیان که تهیهکننده جاده لغزنده است در ارتباط با برنامه میگوید: در این برنامه بیشتر به موضوعاتی پرداخته میشود که مورد علاقه جوانان است و به شهرت دیده شدن و جایگاههای اجتماعی نیز اشاره میکند. در این برنامه به سراغ مشاغل پرطرفدار رفتهایم. در این زمینه هم ابتدا جوانان علاقهمند را پیدا میکنیم و از آنان درباره راهی که برای رسیدن به هدفشان انتخاب کردهاند میپرسیم. آنها نیز عموما عواملی مانند پول، رابطه یا لابیکردن با افراد مشهور را نام میبرند و بعد آنها را با افراد سرشناسی که در آن مشاغل هستند ارتباط میدهیم تا با هم صحبت کنند و عوامل موفقیتشان را جویا شوند. وی همین طور اظهار کرد: روش انتخاب کردن جوانان نیز در هر موضوع متفاوت است، مثلا در ارتباط با فوتبال ما چند نفر را که به این کار علاقه داشتند به استودیوی برنامه نود بردیم و با عادل فردوسیپور روبهرو کردیم تا درباره فوتبال با هم بحث کنند. در این زمینه نظر بسیاری از افراد سرشناس فوتبال را نیز جویا شدیم و آنان هر کدام عامل موفقیتشان را گفتند. شیرازیان میگوید: به دلیل شهرتی که در پی این شغلها برای فرد ایجاد میشود خیلی از جوانان علاقهمندند به این حرفهها وارد شوند. طی این کار نتایج بسیار خوبی به دست آمد و سوژههای ما به نتیجه رسیدند. مسیری را که فکر میکردند از آن طریق میتوانند به شهرت برسند با واقعیت تفاوت زیادی دارد و خوشبختانه بسیاری از همان افرادی که در این برنامه حضور داشتند اکنون در راهی درست برای رسیدن به اهدافشان گام برمیدارند. مثلا ما وقتی وارد دانشکده پزشکی شدیم با افرادی مواجه بودیم که تنها برای درآمد و رسیدن به موقعیت اجتماعی وارد این حرفه شده بودند. تهیهکننده برنامه در ارتباط با تفاوتهای ساختاری جاده لغزنده است، میافزاید: در این برنامه مجری حضور ندارد و از هر قشری که موضوع برنامه است یک نفر را انتخاب میکنیم تا در استودیو حضور یافته و صحبت کند. اخت شدن آن فرد با محیط استودیو نیز از سختیهای کار ما بود.
علاوه بر این، بحثهای اتاق فکر نیز به تصویر کشیده میشوند و پشت صحنه را به عنوان دوربین دانای کل نشان میدهیم. وی در ارتباط با ساخت سری جدید این مجموعه میگوید: قطعا در سری جدید تغییرات زیادی وجود خواهد داشت، چراکه با توجه به تجربه ساخت سری اول این مجموعه ضعفها برطرف میشوند. فضا و حال و هوای برنامه نیز تغییر میکند، ولی همچنان مسائل و دغدغههای جوانان، موضوع برنامه خواهد بود.
شیرازیان در ارتباط با زمان پخش برنامه میگوید: زمان پخش این برنامه اصلا مناسب نیست و تغییر مداوم جدول پخش بدون اطلاع قبلی نیز مزید بر علت شده است و به آن ضربه میزند. حتی خود من که تهیهکننده این برنامه هستم از تغییر زمان پخش برنامه مطلع نمیشوم و همین موضوع بیننده را دچار سردرگمی میکند و از مخاطب برنامه میکاهد. در ضمن این مساله سبب شده برای ساخت سری دوم، انگیزه نداشته باشم.
او در ادامه اشاره میکند: کار ساخت برنامه از سال 88 شروع و سال 89 بیش از نیمی از کار آماده بود، ولی آن را برای پخش نفرستادم تا کار مدون و با یک نظم مشخص و با زمانبندی مناسب پخش شود. متاسفانه 3 ماه تابستان برنامه از جدول پخش به طور کامل حذف شد و این خیلی به روند پخش ضربه زد. علاوه بر این در موضوعات خاصی مانند سینما، این تغییر ساعت پخش، شائبه ایجاد میکند. او معتقد است برنامهای که از لحاظ فنی و محتوایی بخوبی ساخته شده بهتر است در زمان خوبی هم پخش شود تا اثرگذاریاش بیشتر باشد. شیرازیان در ارتباط با گروه هدف برنامه میگوید: بهرغم موضوع برنامه که ممکن است برای همه اقشار جامعه جذاب باشد، جاده لغزنده است مخاطب خاص دارد و عمده نگاه آن به جوانان است. به همین علت بهتر است این برنامه در زمانی پخش شود که مخاطب هدف برنامه بخوبی بتواند برنامه را ببیند.
وی در ارتباط با سایر مشکلاتی که در راه ساخت این برنامه داشته است، میگوید: رسانههای ما در حال جنگ با شبکههای ماهوارهای هستند، لذا کارها باید قویتر شوند. در حال حاضر ژانر مستند از جمله ژانرهای پربیننده دنیاست، ولی متاسفانه در کشور ما به این دلیل که بودجه مناسبی برای ساخت چنین کارهایی منظور نمیشود، سطح کیفی کارهای مستند بسیار پایین است. برای ساخت کارهای قویتر باید هزینه بیشتری تعلق گیرد.
شیرازیان در ادامه میگوید: مخاطب چنین برنامههایی از تلهفیلم بیشتر است، در نتیجه تاثیرش هم بیشتر خواهد بود، چرا که متن برنامه سناریو نیست، بلکه رئال است.
او میگوید: در این زمینه بهتر است مدت برنامه، تبلیغات و هزینه برآورد کارشناسی شده باشد.
در بعضی برنامههای تلویزیونی دیده میشود برای ایجاد یک جو روانی، از مخاطب خود میخواهند با تماسهایشان ضامن ادامه برنامه شوند که شیرازیان در ارتباط با این موضوع میگوید: بهتر است ملاک تشخیص برتری برنامههای صدا و سیما از طریق کارهای کارشناسی شده باشد؛ مثلا مرکز تحقیقات و پژوهشهای سازمان با کار تحقیقاتی و درست در جامعه و تحقیق و انجام کار کارشناسی میتواند به نتیجهگیری درست دست یابد.
شیرازیان که کار خود را در سیما با مستند آغاز کرده است در رابطه با مهمترین فاکتورهای جذب مخاطب میگوید: ذائقه مخاطب امروز در مقایسه با چند سال پیش عوض شده، بنابراین بهتر است از جوانان در عرصههای مختلف استفاده شود، چون جرات و جسارت نسل جدید در بسیاری موارد باعث توفیق میشود. وی بر این باور است که جوان قدرت ریسکپذیری دارد.
وی میافزاید: من معتقدم باید از کارهای جدید استقبال شود و در عین حال از تصمیمگیریهای سلیقهای نیز به دور باشیم.
در ضمن اگر کسی برای کسب درآمد برنامه بسازد به هیچ عنوان نه برنامه خوبی میسازد و نه کارش تاثیرگذار خواهد بود. در این زمینه انگیزه حرف اول را میزند. شیرازیان که تحصیلکرده رشته کارگردانی سینماست، میگوید: تلویزیون امکان و وسیلهای است که خدا برای ما قرار داده و باید از این وسیله به بهترین شکل استفاده کنیم و انگیزههای اعتقادی نابی را که از اول انقلاب داشتهایم، نشر دهیم. این امکان عالی و بسیار فوقالعاده در اختیار ماست و اگر درست از آن استفاده شود به آن چیزهایی که میخواهیم میرسیم.
تلاش برای ارتباط با مخاطب
احمدرضا اعلایی، تدوینگر برنامه در ارتباط با تدوین این مجموعه میگوید: تفاوت تدوین یک برنامه مستند با فیلم داستانی در این است که در یک فیلم داستانی فیلمنامه وجود دارد و برداشتهای اصلی که از نظر کارگردان پذیرفته شده مشخص گردیده است و فقط باید سرکاتهایش دربیاید و صداگذاری آن مهم است، لذا تدوین یک فیلم داستانی در مقایسه با تدوین یک برنامه مستند بسیار راحتتر است یا شاید آنقدر پیچیده نباشد. وی ادامه میدهد: البته در کارهای خاص این موضوع متفاوت است و بعضی کارهای داستانی که تدوین خاص دارند، متفاوت است. ولی در حالت کلی تدوین یک کار مستند چون فیلمنامه و طرح مشخصی ندارد و مجموعه تصاویری است که حتی خیلیهایشان خط روایی مشخصی ندارد بهخاطر همین، کار تدوینگر در مستند نسبت به تدوین کارهای دیگر سختتر است، چرا که باید خودش روایتگر مجموعه نیز باشد و این اصلیترین کار تدوین برای یک مستند است. اعلایی میافزاید: برنامه جاده لغزنده است یک طرح وسیع بود و به همین دلیل هم تدوین سختی داشت. برای هر قسمتی از این برنامه نزدیک به 20 تا 30 راش داشتیم که مصاحبه و تصویر و... را باید به گونهای کنار هم قرار میدادیم که نیم ساعت شود و در این میان، هم باید مقصود کارگردان اعمال میشد و هم کار باید به گونهای انجام میگرفت که مخاطب با آن به درستی ارتباط برقرار کند و در عین حال ریتم کار هم خوب باشد.
برجسته کردن اخلاق در موضوع برنامه
عبدی، مدیر تولید برنامه در ارتباط با نقش مدیر تولید در یک کار مستند میگوید: مدیر تولید برنامه در واقع نقش آچار فرانسه را در برنامه ایفا میکند بخصوص در برنامههایی مانند این که پروژهای سنگین بود. یک مدیر تولید به نوعی دستیار تهیهکننده و هماهنگکننده و برنامهریز است و گردانندگی، انتخاب و کلید زدن یک کار نیز از وظایف اوست. یک مدیر تولید 4 دستیار دارد. او میافزاید: با توجه به اخلاقمحور بودن موضوع برنامه قرار بود ابتدا برای گروه معارف ساخته شود، اما بعد به گروه اجتماعی واگذار شد. وی در ارتباط با موضوع برنامه میگوید: موضوع برنامه بر 7 حوزهکاری پرطرفدار میان جوانان مانند خبرنگاری، پزشکی، هنرپیشگی سینما، اجراهای تلویزیونی، مداحی و به طور کلی شغلهایی که شهرت به حد زیادی در آن دخیل است، متمرکز بود. البته ما کار خبرنگاری را جدای از بحث مجریگری بررسی کردیم، چرا که این دو حوزه بهرغم شباهتی که به هم دارند، متفاوت هستند. بنابراین خبرنگاری را در حوزه مطبوعات و اجرا را در بحث مجریگری تلویزیون کار کردیم. وی میافزاید: در بحث انتخاب مشاغل پیشنهادهای زیادی داشتیم، اما تمرکز ما روی مشاغل پرطرفدار بود. مثلا شاید یک طلافروش در کارش به ثروت برسد، اما به دنبال این کار شهرتی وجود ندارد. وی در ادامه به این نکته اشاره میکند: در این برنامه که در قالب مستند ساخته شده است با جوانان صحبت میکنیم و با توجه به اینکه موضوع برنامه از واقعیات جامعه است، هم تاثیرگذاری بالایی داشت و هم اینکه بسیار مورد استقبال مخاطب قرار گرفت و ما بازخورد خوبی از مخاطبانمان دریافت کردیم. ما قصد داشتیم در برنامه نقش اخلاقیات را در رسیدن به این اهداف برجسته کنیم، یعنی به جوان بگوییم اگر در هر کاری به دنبال شهرت هستی ضمن اینکه باید تلاش کنی و درس بخوانی و از مسیر درست وارد شوی، باید اخلاقیات را هم رعایت کنی و با توجه به آن میتوانی در این عرصهها و حوزهها به پیشرفت دستیابی به این منظور در هر حوزه با شاخصترین افراد آن صحبت کردیم. مثلا در حوزه بازیگری از نظرات آقایان محمدعلی کشاورز، داوود رشیدی و... و در حوزه پزشکی از دکتر شهابالدین صدر، دکتر مرندی و دکتر محمد جواد لاریجانی بهره گرفتیم و از آنها خواستیم رمز موفقیتشان را برای همه جوانانی که دوست دارند وارد این حرفه شوند، بیان کنند. در واقع مقصود ما این بود که رعایت اخلاق توسط این افراد مشهور را به جوانان نشان دهیم و این موضوع را گوشزد کنیم که ماندگاری در این حوزهها در صورتی امکانپذیر است که مسیر به درستی طی شده باشد و مشاهده کردیم حتی دید سوژههایمان بعد از برنامه بسیار تغییر میکرد و افق تازهای پیشرویشان باز میشد که این بسیار جالب بود. این افق مطمئنا برای مخاطب هم جالب و جذاب است. وی بر این باور است که اگر اخلاقیات در کاری وجود نداشته باشد یا نادیده گرفته شود توفیقی در زمینه آن کار وجود نخواهد داشت و میافزاید: شاید بعضی هنرپیشهها با پول یا سفارش وارد این حوزه شده باشند، اما آنچه مسلم است این که دوام و ماندگاری افراد با اخلاق در حرفهشان بیشتر بوده است. عبدی در ارتباط با کار برنامهسازی میگوید: آقای داوود رشیدی جملهای به من گفت که کار برنامهسازی بعد از معدن سختترین کار است و من تا وقتی آن را تجربه نکردم به معنای این گفته تا این حد واقف نبودم. این برنامه یک پروژه وسیع بود که در هر حوزه 2 یا 3 قسمت 40 دقیقهای تولید میشد.
وی در رابطه با نام برنامه میگوید: در واقع اسم این برنامه در متن کار وجود دارد و ما میخواستیم به جوانان بگوییم راهی که شما برای رسیدن به شهرت باید بپیمایید خطرناک است. به عبارتی میخواستیم نوعی احتیاط را در ذهن جوانانی که میخواهند به قله این حرفهها برسند و به شهرت دست یابند، گوشزد کنیم. یعنی این راه، راه لغزندهای است و خیلی پیچ و خم دارد. خیلی از افراد مشهور آمدند و به دلیل رعایت نکردن اخلاقیات الان از آن شهرت اولیه برخوردار نیستند. انتخاب این اسم بازتاب خوبی در میان مخاطبان داشته بخصوص بعد از اینکه چند قسمت از برنامه پخش شد تناسب این نام با موضوع برنامه بیشتر مشخص گردید.
هاجر یاراحمدی