در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خبر که ادعایی علیه ایران بود، از نظر آنها آنقدر اهمیت داشت که برخی برنامههایشان را برای دقایقی قطع کردند تا ادعای طراحی ترور و بمبگذاری سفارت عربستان در آمریکا توسط ایران را با صدای بلند به همگان اعلام کنند. مقامات آمریکایی همچنین درباره آنچه توطئهای برای قتل سفیر عربستان سعودی خواندند، 2 مرد ایرانیتبار را متهم کردهاند که دارای گذرنامههای ایرانی و آمریکایی هستند.
به گفته رسانههای آمریکایی، باراک اوباما نیز در جریان این وقایع بوده و پیگیر روند این عملیات است.
پیرو اعلام این خبر ادعایی، وزارت خارجه ایالات متحده به آمریکاییان در سراسر جهان نسبت به حملات بالقوه تروریستی علیه منافع آمریکا هشدار داد.
در هشدارنامه وزارت خارجه آمریکا تصریح شده بود حملات تروریستی ممکن است تحت حمایت ایران در ایالات متحده یا کشورهای دیگر صورت گیرد برای همین تا اواخر آبان، وضعیت هشدار برقرار است.
مقامات ایرانی در پی اعلام این اتهام بلافاصله موضع گرفتند، اما عربستان هم با احتیاط وارد موضوع شد اگر چه برخی مسوولان آن اظهارات غیردوستانهای هم داشتند. باوجود این، علاوه بر موضعگیری شخص معاون اول اوباما، اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیجفارس هم به صورت هماهنگ و شاید از قبل برنامهریزیشده، ایران را مورد سرزنش و حتی تهدید قرار دادند، اما در کنار اجرای این سناریو و فضاسازیها اتفاق جالبی رخ داد و آن واکنش سیاستمداران و رسانههای غربی به این پرده نمایشی بود. در حالی که انتظار میرفت تحلیلگران غربی در رسانه هایی نظیر فارین پالیسی، نیویورک تایمز و سی. ان. ان، بهصورت همگام برای این سناریو کف بزنند و با دولتمردان آمریکایی در مسیر اتهامزنی به ایران گام بردارند، آنها به ادعای جدید آمریکا با دیده تردید نگریستند.
بسیاری از این افراد نظیر گری سیک مشاور اسبق امور امنیت ملی آمریکا با تاکید براینکه اتهامهای دولت آمریکا به ایران درباره توطئه قتل سفیر عربستان دور از واقعیت است، تصریح کردند مقامهای آمریکا دراین باره عجله کردهاند و احتمالا در روزهای آتی از موضع خود عقبنشینی میکنند.
آنان در عین حال به دولت اوباما هشدار دادند درباره اتهامهای نسبت داده شده به ایران درباره ترور سفیر عربستان در واشنگتن تامل کند چرا که به باورشان به نظر نمیرسد این حمله توسط ایران طراحی شده باشد و آمریکا در ارزیابیهای خود اشتباه مهلکی را مرتکب شده است.
در ایران نیز مسوولان مختلف کشورمان نسبت به دروغین بودن این ادعا صراحتا موضع گرفته و آن را یک نمایش کاخ سفیدی برشمردند که کارگردانیاش را مقامات کاخ سفید بر عهده دارند. مسوولانی از کشورمان نظیر وزیر اطلاعات، دلایلی را هم دال بر غیرمنطقیبودن این سناریو مطرح کردند. از جمله اینکه برخلاف آنچه آمریکا به عنوان سند ارائه کرده است، هیچ افسر اطلاعاتی عامل عملیاتیاش را آن هم وقتی که در خاک حریف مستقر است، از طریق تلفن هدایت نمیکند.
چرایی نمایش این سناریو
قطعا آمریکا هنگامی که در حال طرح این سناریو بود این واکنشهای بسیار گسترده علیه خود را پیشبینی کرده بود. برای همین به نظر میرسد منافعی که از اجرای این پردهها برای خود متصور شده، به اندازهای بوده که بخواهد چنین هزینههایی را به جان بخرد و خود را در معرض متوهم نامیدهشدن و طراحی سناریوی کذب قرار دهد. برای همین این سوال مطرح میشود که واقعا هدف کاخ سفید از ارائه چنین داستانی علیه ایران چه بوده است؟
برای این سوال چند پاسخ مفروض است که به اختصار در پی میآید:
محتملترین گزینهای که برخی ناظران سیاسی از آن به عنوان هدف مطرحکردن چنین ادعایی یاد میکنند، ارائه چهره تروریستی از ایران نزد افکار عمومی خودشان و جهان است. البته فضاسازی که آمریکا شروع به بازی در آن کرده، از خیلی قبل آغاز شده و به نظر میرسد بتازگی وارد فاز جدیدی شده است و آن، مهیاترکردن افکار عمومی برای گسترش فشارها علیه ایران است.
اگر به یاد بیاوریم غرب پیش از این طرح حملات شدید لفظی به ایران را به دلیل حمایت از گروههای حماس و حزب الله مطرح کرد، این گمانه دور از ذهن نخواهد بود. بخصوص که بعد از آن غرب با کمک رسانههایش بحث حمله به ایران به دلیل امکان دستیابی به سلاح هستهای را مطرح کرد که با بزرگنمایی برخی شبهات در فعالیتهای هستهای ایران همراه بود؛ شبهاتی که درباره بسیاری از آنها برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی رفع ابهام شده است.
آمریکاییها پس از مدتی احتمال حمله به ایران به بهانه حمایت ایران از شبهنظامیان عراق و افغانستان را بر سر زبانها انداختند که منجر به کشتهشدن سربازان آمریکایی میشود هنوز مدت زمان زیادی از آن روزها نگذشته که افرادی نظیر دریادار مایک مولن، رئیس سابق ستاد ارتش مشترک آمریکا و دیوید پترائوس، رئیس فعلی سیا در مقابل دوربین عکاسان و فیلمبرداران حضور یافته و ایران را متهم به حمایت از گروههای تندرو عراق میکردند.
اما این پایان ماجرا نبود و از آن پس نیز نیروی قدس سپاه را مورد هدف قرار دادهاند و بدین شکل ایران را متهم به عملیات تروریستی در منطقه و حالا هم در آمریکا میکنند.
کابوسهای غرب از بهار عربی
بیش از 9 ماه از آغاز موج بیداری اسلامی و بهار عربی در منطقه خاورمیانه میگذرد، اما هنوز که هنوز است کابوس غرب و برخی کشورهای منطقه درباره اثرات این بیداری ملتها به پایان نرسیده است. به همین علت یکی دیگر از قویترین احتمالاتی که در چرایی مطرحشدن ادعای جدید آمریکا بیان میگردد، همین موضوع است.
نکته: هنوز کابوس غرب و برخی کشورهای منطقه درباره اثرات بیداری ملتها به پایان نرسیده است. یکی از قویترین احتمالاتی که در باره علت مطرحشدن ادعای جدید آمریکا بیان میشود تلاش واشنگتن برای کند کردن یا انحراف خیزش مردم مسلمان خاورمیانه است
بنابراین دیدگاه، اتهام تازه آمریکا علیه ایران مبنی بر ترور سفیر عربستان در واشنگتن که البته ثابت نشده، یک چیز را بیشتر نشان نمیدهد و آن این که قدرت ایران با تغییراتی که در منطقه و با وقوع بهار عربی شاهد آن هستیم، روز به روز در حال افزایش است تا آنجا که آمریکاییها و عربستانیها متوسل به اتهام بستن به ایران قبل از این که چیزی را ثابت کنند، شدهاند.از سوی دیگر سعودیها نیز در این سناریو با آمریکا همراه شدهاند چرا که منافع آنان را نیز تامین میکند. عربستان در سالهای اخیر از اینکه ایران از تحولات منطقه بویژه سقوط صدام بهره برده است و امکان تاثیرگذاری در عراق و خاورمیانه را دارد عصبانی بوده است، اما خویشتنداری میکردند. این عصبانیت با بروز انقلاب در کشورهای عربی خاورمیانه به اوج خود رسید چرا که سعودیها عادت دارند به تحولات منطقه خاورمیانه از دریچه توازن قوا با ایران بنگرند. از دیدگاه آنها برنده تحولات کنونی جهان عرب، ایران است. سعودیها با چنین دیدگاهی، ادعای تلاش برای ترور سفیر خود در خاک آمریکا را پر و بال دادهاند زیرا هدف اصلی آنان این است که جلوی تغییرات جدی در جهان عرب را بگیرند که منجر به افزایش نفوذ ایران در منطقه خواهد شد.
رسانههای غربی و حکام عرب با وجود آن که در رسانههایشان اصرار دارند به افکار عمومی بگویند ملتهای مسلمان منطقه که سران خودکامه خود را سرنگون کردهاند، توجه و پیروی چندانی از انقلاب ایران ندارند، اما خود بهتر از هر کسی دیگر میدانند که انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی اکنون به یک الگو برای ملتهای مسلمان و آزاده تبدیل شده است و این چیزی است که غربیها آن را برنمیتابند.
همراهکردن کشورهای اروپایی
یکی دیگر از اهدافی که میتوان برای این سناریوی آمریکایی در نظر گرفت، بحث کشورهای اروپایی و مواضع آنان در پرونده هستهای ایران است. آمریکا تاکنون تحریمهای زیادی را به بهانه ادامه فعالیتهای هستهای علیه کشورمان اعمال کرده است، اما ظاهرا به همینها هم قانع نیست و در نظر دارد به میزان و شدت این محدودیتها بیفزاید، اما برای دستیابی به این هدف، نیاز به حمایت و همراهی کشورهای اروپایی دارد. مشکل برای واشنگتن وقتی پیش آمد که اخیرا بعضی از کشورهای اتحادیه اروپا درباره موثربودن سیاست تحریمها علیه ایران ابراز تردید کرده و خود را آماده میکردند که به صورت آشکار یا پنهانی مناسبات اقتصادی خود را در شرایط رکود موجود در اروپا با ایران از سر بگیرند.
اینک به نظر میرسد آمریکا با ترتیب دادن این سناریو فضاسازی تازهای را ایجاد کرده است. چرا که کشورهای اروپایی بتازگی متهمهای این سناریوی ساختگی و ثابتنشده را تحریم کرده و محدودیتهای سیاسی و اقتصادی را علیه آنان در نظر گرفتهاند. واقعیت آن است که در دنیای امروز آمریکا و متحدانش با هر کشوری که سیاستهای آنها را نپذیرد به بهانههای مختلف درگیر میشود. سناریوی ساختگی منصور ارباب سیار هم دقیقا در ادامه همین مسیر برای بدنام کردن ایران تنظیم شده است.
آمریکا سیاست به زعم خود مهار ایران را از طریق افزایش فشار بینالمللی به بهانههای واهی به پیش میبرد و امیدوار است بتواند سایر کشورها بویژه روسیه و چین را در این مسیر با خود همراه سازد. البته این که یک ایرانی ـ آمریکایی که 10 سال پیش به اتهام سرقت بازداشت شده، حاضر شود ـ احتمالا به طمع تخفیف مجازات ـ علیه ایران اعتراف دروغ کند، موضوع کاملا ممکنی است و از این رو اصل سناریو از ارزش چندانی برخوردار نیست، اما مهم سر و صدایی است که ظاهرا در یک برنامه از پیش طراحی شده قرار بوده به پا شود که البته به پا هم شده است، ولو اینکه خود تحلیلگران آمریکایی چنین سناریویی را ابلهانه میدانند.
ارتباط احتمالی با اعتراضهای وال استریت
آمریکا چند وقتی است شاهد برپایی اعتراضهای مردمی به سیاستهای اقتصادی مقابل ساختمان بورس در خیابان وال استریت است. وقوع این نوع اعتراضها برای کشوری که مدعی بیعیب و نقص بودن در جهان است، جالب نیست. به همین خاطر برخی ناظران سیاسی معتقدند کاخ سفید برای تحت تاثیر قراردادن اخبار مربوط به جنبش موسوم به «اشغال والاستریت» نیاز به یک بازی جدید رسانهای داشت و این بازی را با ادعای ترور سفیر عربستان در آمریکا آغاز کرده است. ادله این گروه این است که با گسترده شدن جنبش والاستریت بویژه وقتی که اتحادیه کارگری آمریکا به این جنبش پیوست، آمریکا نگران شده لذا خبری ساختگی را منتشر کرده تا افکار عمومی را به سمت این موضوع انحرافی سوق دهد. حال این که واشنگتن چقدر در این زمینه موفق بوده، باید اجازه دهیم زمان بگذرد. اگر این جنبش با قوت ادامه پیدا کند؛ معلوم میشود این سناریو کارساز نبوده است.
پایان این سناریو به کجا میانجامد؟
در کنار مفروضاتی که درباره اهداف واشنگتن از بیان این ادعا علیه ایران عنوان شد، نکتهای قابل بررسی است که البته بر سناریوبودن این موضوع مهر تایید میزند و آن گمشدن یا به عبارتی کمرنگشدن پرده دیگری از این نمایش است. پردهای که مدعی است ایران درصدد بمبگذاری در سفارت رژیم اسرائیل نیز بوده است. نکته قابل تامل این است که از وقتی آمریکا این اتهامها را علیه تهران مطرح کرده، این بخش از پرده لابهلای اظهارات و تحلیلهایی که ارائه میشود، گم شده و مغفول مانده است و آنچه ناظران سیاسی و دولتمردان غربی و عربی به آن میپردازند فقط و فقط بحث تلاش متهم ایرانی مقیم آمریکا برای ترور سفیر عربستان است. سکوت مقامات رژیم اسرائیل نیز که بخشی از این سناریو متوجه آنان است، قابل تامل است. مجموعه این مسائل نشان میدهد که سوالات زیادی درباره این ادعا وجود دارد. ادعایی که متاسفانه همه نگاهها را متوجه خاورمیانه کرده است.
اگرچه برخی تحلیلگران داخلی و خارجی، هالیوودیبودن اتهام توطئه ترور سفیر عربستان را نقطه ضعف و نشاندهنده شکست آمریکا در این پروژه ارزیابی میکنند، اما تجربه نشان داده است که افکار عمومی آمریکا و غرب با یک سناریوی هیجانآمیز، سریعتر و بیشتر تحریک میشوند و به همین خاطر در جریان حمله به عراق، طرح موضوع زمان 45 دقیقهای که فرصت مورد نیاز صدام برای استفاده از سلاحهای کشتار جمعی برای حمله به غرب بود، عامل اصلی ایجاد زمینه برای حمله به عراق شد، هر چند بعدا مشخص شد فاقد هرگونه اعتبار واقعی بود.
باید دید تصمیمگیران سیاست خارجی ایران برای بیاثرکردن این سناریو چه اقداماتی را انجام خواهند داد. البته نگرانی و جدیگرفتن به معنای ترس نیست. بلکه به معنای تحلیل درست ماجرا و برنامهریزی برای واکنش درست و موثر به آن است.
مریم جمشیدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: