حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
البرز گنجینه گرانقدری است و در دل خویش کم گوهر نهفته ندارد، دریاچه چورت یکی دیگر از گوهرهای گرانبهای آن است. قله درفک گنجینهای در غرب و چورت گنجینهای در شرق این سلسله جبال. در هر صورت این بار قرعه به نام دریاچه چورت رقم خورده است؛ به همین دلیل ابتدا باید به مقصد کیاسر در استان مازندران حرکت کرد. باتوجه به اینکه درست روز اول مهرماه بناست سفر کنیم، مصادف با تغییر ساعت است، اگر همیشه ساعت 5 صبح برای سفر آماده میشدیم، این بار ساعت 4 بامداد باید خود را به جمع میرساندیم، کاری که کمی مشکل مینماید، اما عشق به طبیعت چیزی به نام مشکل نمیشناسد.
حرکت از تهران
چندوقتی است صبحهای زود میدان ونک به محل قرار مسافران تورهایی تبدیل شده است که ساعت حرکت و وسایل مسافران آن نشان میدهد که عازم طبیعتاند. کیسهخواب و کولههای بزرگ، مهمترین وسیلهای است که بین بیشتر مسافران مشترک است.
در این صبح زود باید به سمت شرق راند، برای سفر به کیاسر 2 راه وجود دارد که هر دو از خروجیهای شرقی تهران منشعب میشوند؛ یک مسیر جاده سمنانـ شهمیرزاد است و مسیر دیگر از فیروزکوه میگذرد. مقصد سفر ما به سمت فیروزکوه است. هرچند با اتوبوس زیاد سفر کردهام، اما همچنان نمیتوانم بخوابم. با جاده حرکتکردن، بخشی از سفر است. سفر همهاش رسیدن نیست، بخش مهمی از آن رفتن است. به مقصد که برسی دوباره دوست داری از ابتدا آغاز کنی، بنابراین طول جاده و مسیر خیلی مهم است.
طلوع آفتاب بر ستیغ دماوند
بعد از دماوند تازه حس میکنی که از تهران خارج شدهای، دیگر هوا هم روشن شده است. اولین چیزی که در این بامداد جلوی چشمانت خودنمایی میکند، ستیغ آفتاب است بر بلندای دماوند، مبهوت میشوم و همانجا آرزو میکنم که یک روز بتوانم افتخار صعود به آن را نیز پیدا کنم. فیروزکوه خودش میتواند یک قطب گردشگری باشد، شهری که در بسیاری از روزهای سال عنوان خنکترین شهر ایران را به خود اختصاص میدهد. طبیعت فیروزکوه دلیل دیگری است بر اینکه تهران، یکی از منحصربهفردترین پایتختهای دنیاست؛ شهری که فاصلهاش تا جنگل یا کویر کمتر از 3 ساعت است. هر مسافری با سفری کمتر از 3 ساعت میتواند به گردنه گدوک و قائمشهر برسد یا از آن سوی گرمسار و گرمای مناطق جنوبی آن را تجربه کند.
پس از خوردن صبحانه حرکت میکنیم. همینطور که از فیروزکوه خارج میشویم، هم رنگ و هم جنس طبیعت تغییر میکند. کوهستانیتر و آرامآرام سبزتر میشود .
17 کیلومتر بعد از فیروزکوه، به سوادکوه میرسیم، اینجا دیگر دروازه مازندران است. شهری که طبیعت بکرش همه ساله میزبان طبیعتگردان بسیاری است، از میان این طبیعت بکر فقط کافیست به آبشار گزو اشاره کنیم و بس. گردنه گدوک نیز همینجاست، نقطه عطفی که مسافر را از طبیعت کوهستانی خشک به سمت کوهستانی جنگلی میبرد و هر قدر بیشتر برانی سبزیهای تنک سریعتر تبدیل به جنگلهای درهم تنیده و پیوسته میشود. گردنه گدوک به دوغش نیز معروف است. بسیاری از مسافران توقفی میکنند و دوغی خنک مینوشند و سپس ادامه مسیر میدهند. راننده میراند و تو در ذهنت سفر میکنی، از فیروزکوه به گدوک و پس از آن ورسک؛ همان پل تاریخی و زیبا که همه درباره آن مطالب زیادی خواندهایم، اگر با دقت نگاه کنی، هر قدر هم که خودرو با سرعت حرکت کند میتوانی آن را ببینی. دیگر استان مازندران با تمام زیباییهایش پیش رویمان قرار دارد؛ هر چند بر چهره آن آسیب زیادی وارد شده است، اما هنوز رعناست و زیبا، هنوز هم اگر آن را حفظ کنیم، زخمهای خستگیاش ترمیم میشود. بعد از اینکه سربالایی گردنه گدوک را پشت سر گذاشتیم، دیگر مسیر سرازیر میشود، زندگی نیز همینگونه است. یک لحظه سربالایی است، سپس به اوج میرسی و آنگاه سرپایینی قرار دارد.
برای درک همه این تحولات باید سفر کرد...
مریم چهاربالش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....