توماس ترانسترومر یکی از ستایششدهترین شاعران سوئد و مشهورترین شاعر ناحیه اسکاندیناوی است. با توجه به این که شعرهایش به بیش از 50 زبان (ازجمله فارسی) ترجمه شده میتوان شعر او را شعری «خوش ترجمه» دانست. علت این توانش بیانی را باید در جوهره تصویری شعر او جست. بیان تصویری او یکی از عوامل اصلی موفقیت او در تصاحب نوبل ادبی (چنان که آکادمی نوبل در بیانیه خود آورده) است. رابین روبرتسون شاعر که از مترجمان شعرهای ترانسترومر است درباره کیفیت این تصویرها گفته است تصاویر توماس ترانسترومر به گونهای است که خواننده (یا شنونده) شعر او در همان برخورد نخست آن را بسیار ملموس مییابد.
زمینه شعری توماس ترانسترومر یا طبیعت است یا بینشی رازورزانه یا تجربیاتی شخصی. لحن شعر او به لحن شعرهای دینی بسیار نزدیک است.
ترانسترومر در 1931 در استکهلم به دنیا آمد و در همین شهر دانش آموخت. او از دانشگاه استکهلم مدرک روانشناسی گرفت و در اوایل دهه 60 میلادی در موسسه «رکستونا» که یک کانون اصلاح تربیت نوجوانان است مشغول به کار شد. کاری که چند دهه به آن اشتغال داشت. نخستین کتاب شعرش را در سال 1954 به نام «هفده شعر» چاپ کرد و آخرین کتابش در سال جاری (2011) با نام «مجموعه اشعار جدید» منتشر شده که روبن فولتون آن را به انگلیسی ترجمه کرده است. بازخورد این کارنامه شعری جوایزی است که به ترانسترومر تعلق گرفته: جایزه پترآرک، جایزه بینالمللی نوستات برای ادبیات، جایزه بلمن، جایزه شعری بونی یر، جایزه گریفین، جایزه آکادمی سوئدی نوردیک و... و سرانجام جایزه نوبل در ادبیات.
کتاب گوندولای اندوه مجموعهای است از شعرهایی که ایجاز در آنها حرف اول را میزند. ترانسترومر بیرحمانه شاخ وبرگ شعرش را هرس میکند. شعرهای این کتاب ـ به استثنای شعری که نام کتاب را از آن خود کرده و 4 صفحه کتاب را اشغال کرده ـ شعرهای کوتاهی هستند که عموما یک صفحه را پر نمیکنند. شعرهای کوتاهی که وضوح تصاویرشان مثالزدنی است. نمونهای از این شعرها، شعر «چشمانداز خورشیدها» است که ترجمهاش را میخوانید:
چشمانداز خورشیدها
خورشید از پشت خانه بیرون میآید
میایستد وسط خیابان
و باد سرخش را بر ما میدمد
باید ترکت کنم اینسبروک
فردا را اما
خورشیدی گداخته است
در جنگل نیمه جان خاکسترین
آنجا که باید نانی درآوریم و
جانی به در بریم
سیداحمد نادمی / جامجم