حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نتیجه این نوع نگاه، قضاوت اشتباه در مورد زندگی و احساس نابینایان است. مسلما محروم بودن از نعمتی مانند بینایی، مشکلاتی دارد و ممکن است زندگی فرد را از حالت طبیعی خارج کند؛ اما نگاهی دقیق به خواستهها و نحوه زندگی نابینایان نشان میدهد که آنها بهتر از آنچه در قضاوت ما میگذرد، در تلاش برای بهره بردن از نعمت زندگی هستند.
«20 ساله هستم و به اندازه عمری که دارم یا مورد تمسخر بودهام یا ترحم، دلم گرفته است؛ آخر حرف من و دوستان من نابینایی نیست. ما به دیدن دنیا از دریچه قلبمان عادت کردهایم. سخن ما بیتوجهی است، ما حتی مکانی برای تفریح و گذران اوقات فراغت نداریم.»
اینها حرفهای یک هموطن نابیناست که به خبرگزاری مهر گفته شده. نابینای دیگری هم از بیکاری گله کرده و گفته است: «بسیاری از نابینایان دارای مدارک کارشناسی و کارشناسیارشد هستند و میتوان بهجرات گفت چه از لحاظ تحصیلی و چه از نظر هوشی، پایینتر از یک فرد بینا نبوده؛ بلکه حتی در بعضی موارد بالاتر هم هستند.
نابینای دیگری هم به مشکل رفتوآمدها اشاره کرده است: سالهاست که هرگاه از خانه خارج میشوم، مادرم دلش مثل سیر و سرکه میجوشد. او خوب میداند وضعیت خیابانها و معابر به گونهای نیست که یک معلول از جمله نابینا براحتی بتواند در آن رفتوآمد کند. تا میرسم هزارجور تسبیح و ذکر گفته است. گاهی با خودم میاندیشم شاید اگر ساختوسازها در شهر به گونهای بود که رفاه و آسایش ما نابینایان نیز لحاظ میشد، امروز سر بار خانوادهمان نبودیم.
اگر به خواستهها و مشکلات نابینایان توجه شود، همه نیاز آنها مانند هر شهروند دیگری نیازهای ضروری برای زندگی است، بنابراین آنها نهتنها نیازی به ترحم و دلسوزی ندارند؛ بلکه بیشتر در تلاش هستند تا زندگی بهتری داشته باشند. بنابراین در چنین روزی بهتر است در مرحله اول نگاه درست و واقعگرایانه، به تلاش نابینایان برای زندگی داشته باشیم و در مرحله بعدی خصوصا مسوولان نسبت به فراهم کردن امکانات عمومی برای نابینایان تلاش بیشتر داشته باشند.
آوید طالبیان/ جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....