درباره 3 فیلم تجاری «زنان ونوسی، مردان مریخی»، «شیش و بش» و «آژانس ازدواج»

شتابزدگی؛ آسیب جدی سینمای ایران ‌

در حالی که چند روز تا نمایش 2 فیلم مطرح جشنواره سال گذشته یعنی «یه حبه قند» و «سعادت‌آباد» باقی مانده است، هنوز 3 فیلم دیگر روی پرده داریم که در این صفحه به نقد و بررسی آنها نپرداخته‌ایم. این سه فیلم زنان ونوسی مردان مریخی، شیش و بش و آژانس ازدواج، به ترتیب ساخته کاظم راست‌گفتار، بهمن گودرزی و محمد درمنش هستند.
کد خبر: ۴۳۳۸۷۸

ابتدا می‌خواستیم مطابق معمول به نقد جداگانه این فیلم‌ها در طول 3 هفته بپردازیم، اما چنین کاری مفید و عملی نبود؛ زیرا هر سه این‌ فیلم‌ها در تقسیم‌بندی کارشناسان جزو آثار متوسط و حتی ضعیف اکران به حساب می‌آیند و مشابهت‌های میان آنان ممکن است نگارش 3 نقد مجزا درباره‌شان را به تکرار برخی ایده‌ها تبدیل کند، همچنان‌که پرداختن متمرکز به این 3 فیلم کنار هم می‌تواند در حکم آسیب‌شناسی برخی شتابزدگی‌ها و ساده‌انگاری‌ها در سینمای ایران باشد، در ضمن به دلیل کمبود زمان عملی نیست چون نقد تک‌تک آنها با نمایش فیلم‌های خوب و قابل نقد جدید ـ که احتمالا از هفته آینده سر و کله‌شان پیدا می‌شود ـ باید بموقع به آنها پرداخت.

انتخاب اسامی فیلم‌ها

عموما می‌توان از خلال نحوه نامگذاری فیلم‌ها، به درونمایه آنها وارد شد. زمانی انتخاب نام فیلم براساس تم مرکزی آن اثر بود؛ اما در سینمای تجاری، نامگذاری فیلم‌ها در حکم دعوت تماشاگران به تماشای آن فیلم‌هاست. مثلا اگر توجه کنید به هر سه نامی که روی 3 فیلم مورد نظر ما گذاشته‌اند، خواهید فهمید از نظر سازندگان این فیلم‌ها، چه موضوعاتی مورد توجه مردم هستند. زنان ونوسی مردان مریخی، عملا حکایت از فیلمی دارد که سازندگانش در نامگذاری به انواع طالع‌بینی‌ها و تفکرات پوپولیستی کتاب‌های روان‌شناسی عامه و غیرعلمی نظر داشته‌اند. بدین‌سان، خانم‌ها و آقایانی که کتاب‌های طالع‌بینی مطالعه کرده یا به روز و ماه تولد آدم‌ها به عنوان دروازه‌ای برای ورود به شخصیت‌شان نگاه می‌کنند، ناخواسته جذب این نام می‌شوند. شیش و بش اصطلاحی است که از ترکیب 2 کلمه فارسی و ترکی به دست آمده است. این اصطلاح در بازی‌هایی که ریختن تاس در آنها تعیین‌کننده است، کاربرد دارد. این‌که شیش و بش چه معنایی دارد، جوابی قاطع دارد؛ مطلقا هیچ معنایی ندارد. نه نشانه خوش‌شانسی است و نه بدشانسی. نه باعث امیدواری یک سوی بازی است و نه عامل شکست او. اما چون موزون است و ترکیبی از 2 زبان، بنابراین حتما از نگاه سازندگانش جذاب به نظر رسیده است. کسانی که شیش و بش را دیده‌اند حتما خیلی خوب می‌دانند این اسم چه ربطی به قصه و درونمایه فیلم دارد؟

سومین فیلم آژانس ازدواج است. ترکیب این دو کلمه، اولین معنایی را که به ذهن یک آدم عادی متبادر می‌کند، همان مقصود اصلی سازندگان فیلمی است که پس از چند ناکامی، حالا با انتخاب چنین نامی درصدد کشاندن تماشاگران به سینما هستند. یکی 2 سال پیش اداره نظارت و ارزشیابی در پی ازدیاد فیلم‌هایی با اسامی فرنگی اعلام کرد از این پس باید روی عناوین فیلم‌ها از این دیدگاه نظارت شود. این اتفاق تا حدودی افتاد و اسامی فرنگی و بی‌ربط برخی فیلم‌ها تغییر کرد (البته استثناءهایی هم وجود داشت، مثل «آلزایمر») اما حالا نکته‌ای که ضرورتش بیشتر احساس می‌شود، نظارت بر نام‌هایی است که اولا هیچ ربطی به خود فیلم ندارند و ثانیا بعضی‌هایشان در تضاد با فرهنگ و ارزش‌های جمعی هستند.

انتخاب بازیگران

امین حیایی، بازیگر مشترک 2 فیلم از 3 فیلم مورد نظر ماست. او که همواره بازیگر پرکاری است، هم در شیش و بش بازی کرده و هم در زنان ونوسی مردان مریخی. در اولی کنار او محمدرضا گلزار قرار دارد که می‌گویند فیلمنامه شیش و بش براساس طرحی از او نوشته شده است. تبلیغات فیلم آژانس ازدواج بر بازیگر ناشناخته‌ای برای اهالی سینماست به نام بهزاد محمدی. این موضوع نیز یکی دیگر از جنبه‌هایی است که ردپای آن را هم در این سه فیلم و هم در دیگر فیلم‌های تجاری که با حداقل تلاش و نیروهای کارآمد ساخته می‌شوند، می‌توان دید. با این که در کمدی استاندارد «ورود آقایان ممنوع» سازندگان در ریسکی بزرگ، بازیگری دور از دنیای سینما و دور از شهرت و محبوبیت به نام ویشکا آسایش را در نقش اصلی انتخاب کردند و پاسخ این انتخاب جسورانه خود را هم گرفتند (با برگزیده شدن آسایش در جشنواره فجر و نیز استقبال مردم از این فیلم) اما دست‌اندرکاران سینمای تجاری همچنان اصرار دارند از بازیگران مشهور این نوع فیلم‌ها استفاده کنند. چنین است که می‌بینیم محمدرضا گلزار و امین حیایی 2 ستاره سینمای عامه‌پسند ایران در سال‌های اخیر همواره با بازی‌های ضعیف‌شان مورد انتقاد نویسندگان و کارشناسان بوده‌اند و گاه با دیدن بازی آنها احساس می‌کنیم کاملا در حال تکرار تیپ‌های قبلی‌شان هستند، به این دلیل که چیز تازه‌ای از آنان خواسته نمی‌شود. زوج گلزار و حیایی پس از موفقیت در فیلم «کما» بارها با یکدیگر در فیلم‌های دیگر هم بازی کردند که هیچ وقت موفقیت تجاری کما تکرار نشد. در عوض آن نوع بازی و تیپ‌سازی در آنها ماند و تکرار شد و رسید به امروز که همچنان می‌بینیم گلزار، شخصیت تر و تمیز و آقا و باشخصیت ماجراهاست و حیایی در حکم نوعی وردست شوخ و خوش‌سخن و نمکین. این‌که این دو تیپ کنار هم از دل کدام نوع فیلم‌های سخیف کمدی متعلق به دوران فیلمفارسی می‌آیند، توضیحی نمی‌دهیم چون آنقدر در این‌باره گفته و شنیده‌ایم که بیان آن به تکرار مکررات منجر می‌شود. جدیدترین بازیگر سینمای کمدی عامه‌پسند نیز بهزاد محمدی است که از تئاترهای عامه‌پسند می‌آید. تئاترهایی که محمدی بازی و کارگردانی می‌کند به مکتب تئاتر گلریز معروف است. نمایش‌هایی بدون کمترین ظرافت هنری، اما پر از اشاره‌ها و اداها و حرکات رقت‌انگیز. دیدن آژانس ازدواج به تماشاگر این درس مهم را می‌دهد که برای انتخاب بازیگران نقش‌های اصلی، آنچه ظاهرا هیچ‌گونه اهمیتی ندارد استعداد و توانایی یک بازیگر در ارائه نقش است. کافی است کسی اسم و رسمی در عرصه‌ای دیگر داشته باشد و معرف حضور مردم، آن‌گاه او بهترین گزینه است برای نقش اصلی.

کارگردان‌ها

کاظم راست‌گفتار نخستین بار با فیلم «عروس خوش‌قدم» پا به سینما گذاشت. آن زمان بحث بر سر این بود که او مجوز کارگردانی ندارد و فیلم او به کارگردانی آقای بهمنی مجوز ساخت گرفته است. پس از آن او سینمای کمدی و تجاری را ادامه داد و بر سر یکی از فیلم‌هایش با نام «نقاب» جنجال فراوانی به وجود آمد. بهمن گودرزی قبلا به عنوان مدیر تولید فعالیت می‌کرد و سپس چند تله‌فیلم ساخت و شیش و بش اولین ساخته سینمایی‌اش به شمار می‌رود. محمد درمنش اما فیلمسازی نسبتا باتجربه است که در کارنامه‌اش فیلم‌های متضادی دیده می‌شود از آثار ارزشی و انتقادی گرفته تا کمدی و توقیفی. عدم نمایش فیلم قبلی او با نام «ماه‌وش» شاید مهم‌ترین دلیل و انگیزه برای این کارگردان بوده تا در فیلم بعدی‌اش صد درصد به فکر جذب گیشه باشد.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها