اثرات خروجی انواع تکنولوژیهای موجود، شواهدی زنده برتقابل انسان و طبیعت هستند. به طور مثال سوختن هر گرم بنزین بهطور میانگین نیازمند 13 تا 14 گرم هوای پاک است؛ این در حالی است که در بهترین خودروهای سبک مدل روز به ازای سوخت یک لیتر بنزین 100 گرم دیاکسید کربن تولید میشود که خودبه خود وضعیت سوخت و تولید دیاکسید کربن خودروهای غیراستاندارد بینیاز از توضیح خواهد بود و آنگاه میزان تولید دیاکسیدکربن از محل مصرف روزانه حداقل 90 میلیون لیتر گازوئیل 40، میلیون لیتر نفت کوره و 70 میلیون لیتر بنزین در کشور وحشتآور خواهد بود.
این همان قیچی دو لبهای است که ریشه زندگی انسان و طبیعت را نشانه گرفته است، با توجه به اینکه هر هکتار جنگل به طور متوسط سالانه 5/2 تن اکسیژن تولید کرده و 8 تن گاز کربنیک را جذب میکند، پس برای جبران آلودگی ناشی از هر خودرو نیازمند ایجاد 8/1 هکتار درختکاری و فضای سبز هستیم.
بیتوجهی به این موضوع از یک طرف و از بین رفتن پوشش گیاهی و افزایش مصرف مواد فسیلی در چرخه تولیدات صنعتی، کشاورزی و فعالیتهای روزمره انسانی از طرف دیگر سبب افزایش میزان دیاکسید کربن در هوا شده است؛ به طوری که میزان دی اکسید کربن هوا بعد از صنعتی شدن جهان از 270 در میلیون به 360 در میلیون رسیده و سال 2005 که گرمترین سال در قرن اخیر بوده، از مرز 380 در میلیون گذشته و همچنان رو به افزایش است که ره آوردهای این فعالیت انسانی، افزایش گازهای گلخانهای، گرم شدن زمین، افزایش مصرف آب شیرین، بروز خشکسالیها، افت سطح کیفیت سفرههای آب زیر زمینی، آب شدن یخهای قطبی و بالا آمدن سطح دریاها به میزان 30 تا 150 سانتیمتر در 100 سال آینده و تغییرات مختلف اقلیمی و در نهایت کاهش سطح خشکیها خواهد بود. البته اگر رشد دانش و تکنولوژی بدون سازگاری با طبیعت، برای رفاه انسانها بهوجود آمده باشد، آنگاه مرگ و میر سالانه 800 هزار نفر بر اثر آلودگی هوا و شور شدن 5 تا 7 میلیون هکتار از اراضی حاصلخیز جهان و بروز بیماریهای ناشناخته و انواع سرطانها چندان توجیه دلچسبی ندارد. خشکیها و هوا در زمانی از دست میروند که انسانها دوزیست نشدهاند و هنوز بخش عمده غذا و مایحتاج روزمره خود را از خاک گرفته و هنوز گونه گیاهی و حیوانی جایگزین در اختیار ندارند؛ در حالی که امنیت اکولوژیک یعنی حفظ آب و خاک و پوشش گیاهی، برای تولید لازمههای زندگی همچون اکسیژن و جذب آلایندهها و مصون ماندن از پدیده فرسایش خاک، سیل، خشکسالی و مقابله با بیابانزایی بشدت به مخاطره افتاده و امنیت جهانی و بالطبع امنیت ملی کشورها را تهدید میکند.
اگر کمی واقع بین باشیم، خواهیم دید که اگر چه جوامع در گرداب آرزوهای غیرضروری گرفتار شده و مدیریت حقیقی برمنابع طبیعی را فقط در رویاها تحمل میکنند اما طولی نخواهد کشید که نام و نشان قهرمانی برازنده حاکمانی خواهد بود که زودتر از همه به این نیاز جهانی توجه کرده و زندگی در طبیعت سالم را مقدمه حاکمیت پایدار میدانند، آن هم در کشوری چون ایران که فقط ارزش 10 درصد اراضی مرغوب انفالش برابر با ارزش اقتصادی تمام منابع فسیلی کشور است؛ همان ثروتی که نشان میدهد برای حفظ 135 میلیون هکتار عرصه ملی همه باید دست همیاری به هم بدهند.
یوسف حسینعلیزاده / کارشناسارشد منابع طبیعی
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)