عاقبت کار دست خودم دادم

نام: فربد ـ م،متاهل سن و تحصیلات: 28 سال‌، دیپلم اتهام و مکان: سرقت، استان تهران وضعیت پرونده: 5 سال حبس
کد خبر: ۴۳۳۳۲۸

فربد برخلاف بسیاری از مجرمان نه خانواده‌ای نابسامان دارد نه در نوجوانی ترک تحصیل کرده و نه از نظر مالی در مضیقه بوده شاید اعتیاد به مواد مخدر و داشتن دوستان خلافکار را بتوان به عنوان علت‌های اصلی ارتکاب جرم توسط او ذکر کرد.

فربد درباره خانواده‌اش می‌گوید: یک خواهر و 2 برادر دارم. پسر بزرگ و بچه دوم خانواده هستم.

پدرم بساز و بفروش است و درآمد خوبی دارد. خودم هم وضع مالی‌ام خوب است، دیپلم نقشه‌کشی دارم. درسم زیاد خوب نبود ولی بالاخره دیپلم گرفتم و با کمک پدرم وارد بازار کار شدم. معمار ساختمان بودم و پروژه‌ای
کار می‌کردم.

فربد سال‌ها قبل در دوران نوجوانی به دام مواد مخدر افتاد. او می‌گوید:بچه مدرسه‌ای بودم که کشیدن مواد را شروع کردم. ابتدا تریاک می‌کشیدم و کسی خبر نداشت در خانواده ما هیچ‌کس معتاد نبود.

پدرم حتی سیگار هم نمی‌کشید. دوستانم مرا با مواد آشنا کردند. پدرم اگر می‌فهمید سرم را می‌برید اما هیچ‌وقت کاری نکردم که بقیه باخبر شوند.

اعتیاد فربد تبعات تلخی برای او داشت اما با این وجود خانواده او بی‌اطلاع از این معضل، سعی کردند پسرشان زندگی خوبی داشته باشد. او می‌گوید: وقتش که رسید زن گرفتم. آن موقع دستم به دهانم می‌رسید و خانه‌ای نزدیک خانه پدرم خریده بودم. خیلی زود هم بچه‌دار شدم پسرم که به دنیا آمد، خیلی خوشحال شدم پدرم، هم خیلی خوشحال بود.

اولین نوه‌اش است و او را خیلی دوست دارد. آن زمان هنوز در کار ساختمان‌سازی بودم ولی با همان دوستان خلافکار نشست و برخاست داشتم و هنوز مواد مصرف می‌کردم ولی مخفیانه بود و کسی بویی نبرده بود.

مرد جوان از مدتی قبل یک سلاح کمری خریده بود و معمولا آن را با خودش حمل می‌کرد. او می‌گوید: هیچ‌وقت از آن سلاح استفاده نکردم ولی همان برایم اتهام شده و باید به خاطرش زندان بمانم. نمی‌دانم اصلا چرا آن را خریدم، شاید به این خاطر که احساس امنیت کنم.

جرم دیگر فربد خرید مال مسروقه است. او در این رابطه توضیح می‌دهد:یکی از بچه‌ها یک 206 دزدی داشت که آن را 2 میلیون خریدم. می‌دانستم دزدی است ولی خودم در سرقت نقشی نداشتم ارزان بود خریدم تا مدتی زیر پایم
باشد. می‌خواستم جایی رهایش کنم ولی قبل از آن گیر افتادم.

به نظر می‌رسد فربد قصد داشته از این پژو در یک معامله مواد مخدر استفاده کند.

او درباره آن معامله توضیح می‌دهد: دو تا از بچه‌ها را می‌شناختم که در کار مواد بودند. یکی می‌خواست بفروشد و یکی هم می‌خواست بخرد، البته پول نقد نمی‌داد و گفته بود به جای پول طلا می‌دهد. می‌دانستم طلاها دزدی است ولی به من ربطی نداشت.

من فقط معامله را جوش دادم و قرار بود چند میلیونی هم گیر خودم بیاید. روز قرار وقتی چشمم به طلاها افتاد به سرم زد آنها را بدزدم، سلاح را درآوردم و همه را تهدید کردم. بعد هم با طلاها فرار کردم و آنها را جای امنی گذاشتم. پول زیادی از فروش‌شان گیرم می‌آمد.

فربد بعد از آن سرقت مسلحانه توسط ماموران پلیس دستگیر شد البته نه به آن اتهام بلکه در پی یک اتفاق. او ماجرای دستگیری‌اش را این‌طور شرح می‌دهد: سوار همان 206 بودم که پلیس ایست داد، فهمیده بودند ماشین سرقتی است. من چون اسلحه همراه داشتم برای همین تصمیم گرفتم فرار کنم. کمی پلیس را دنبال خودم کشاندم ولی آخرش دستگیر شدم.

در آگاهی صاحب 206 مرا دید و به نفعم شهادت داد. او گفت کسی که ماشین را زورگیری کرده من نیستم ولی به هر حال اتهام خودم هم به اندازه کافی سنگین بود. اتهامم سرقت مسلحانه بودند و 5 سال برایم بریدند.

حالا زن و بچه‌ام تنها هستند، البته خیالم راحت است و به اندازه کافی پول دارند و پدرم هم حواسش به آنها هست.

فربد می‌گوید به خاطر پول، خودش را به این دردسر انداخته است. وضع مالی‌ام بد نبود ولی آن طلاها، پول قلنبه و بی‌دردسری بود. این‌جور کارها هم برایم غیرعادی نبود. من دوستان خلاف زیادی داشتم اما هیچ‌وقت فکر نکردم عاقبت، کار دست خودم بدهم.

مریم عفتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها