گفت‌وگو با متهم به قتل یک دختر جوان

قسم می‌خورم مینا را نکشته‌ام

رابطه عاشقانه‌ای که قرار بود مینا و حامد را برای همیشه کنار هم نگه دارد، با یک قتل به پایان رسید. حامد متهم است دختر مورد علاقه‌اش را به قتل رسانده و جسد او را سوزانده است. هرچند او در ابتدا اعتراف کرد دست به این کار زده‌ اما حالا منکر است و می‌گوید او فقط قربانی این عشق بود و نه چیز دیگر. حامد اصرار دارد قتل کار او نبود و می‌خواست با مینا رابطه عاشقانه‌ای داشته ‌باشد و در نهایت با هم ازدواج کنند، اما دادگاه براین باور است که حامد واقعیت را نمی‌گوید. حامد که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه ‌شده ‌است به سوالات خبرنگار ما پاسخ می‌دهد.
کد خبر: ۴۳۳۲۹۳

تو و مینا چه مدتی بود که همدیگر را می‌شناختید؟

یک‌سال نمی‌شد، تقریبا 10ماهی بود که با هم رابطه داشتیم.

چه هدفی از این رابطه داشتی؟

هدف خاصی نداشتم، البته به مینا علاقه‌مند بودم، اگر شرایطم خوب بود حتما از او خواستگاری می‌کردم. من آنقدر مینا را دوست داشتم که هرچه می‌گفت انجام می‌دادم.

چرا او را کشتی؟

من نکشتم. بارها وبارها هم دلایلم را گفتم نمی‌دانم چرا دست از سرم بر نمی‌دارند.

اما تو به قتل اعتراف کردی؟

بله اعتراف کردم، اما نه در شرایط عادی. اینهمه دلیل وجود دارد که من بی‌گناه هستم اما نمی‌دانم چرا روی مسائل دیگر تاکید می‌کنند.

تو آخرین نفری هستی که با مینا بودی و او را دیدی؟

نه این‌طور نیست مینا بعد از این‌که با من دعوا کرد از خانه بیرون رفت و من دیگر او را ندیدم و اصلا نمی‌دانم چه شده‌است. یک روز من را احضار و بازداشت کردند، بعد هم گفتند همه چیز را می‌دانند.

چه چیز را می‌دانستند؟

آنها به من گفتند می‌دانند که مینا را کشتم و جسدش را آتش زدم در حالی که من این‌کار را نکردم.

پس چطور اعتراف کردی؟

هر چه آنها گفتند من نوشتم و زیرش را امضا کردم.

اگر مرتکب قتل نشده‌بودی چرا اینکار را کردی؟

مجبور شدم. خواهرم باردار بود و نگران بودم که مبادا او رابازداشت کنند.

چه کسی گفته که قرار بود خواهرت را بازداشت کنند؟

به من گفتند اگر اعتراف نکنی اینکار را می‌کنیم.

اعتراف تنها دلیل بازپرس نبود. لباس‌های سوخته مینا را در پشت بام خانه شما پیدا کردند.

آنجایی که لباس‌های سوخته را پیدا کردند، پشت‌بام خانه من نبود، چند خانه آن‌طرف‌تر بود، جایی که چند کارگر کار می‌کردند و این موضوع ربطی به من نداشت.

چند روز بعد از قتل بازداشت شدی؟

حدود یک هفته بعد. البته اول من را احضار کردند و بعد بازداشتم کردند.

چه دلیلی وجود داشت که تو بازداشت شدی؟

آنها از من پرسیدند من هم همه سوالات آنها را جواب دادم و درنهایت بازداشتم کردند.

توضیح بده آن روز چه اتفاقی افتاد؟

من را احضار کردند و گفتند چند سوال دارند، رفتم و هرچه پرسیدند جواب دادم. آنها به من گفتند با مینا رابطه داشتی؟

من هم گفتم بله رابطه داشتم، چندماهی بود که باهم دوست بودیم و توضیح دادم روزی که گم‌شد با من بود.

اما تو نگفتی که چرا با مقتول دعوا کردی؟

مینا می‌خواست در کلاس ورزش ثبت‌نام کند و از من خواست که او را ببرم. من هم این‌کار را کردم. مینا از من خواست سفرم به ترکیه را منتفی کنم و با او باشم.

با این‌که مشکلات زیادی برایم به وجود آمده ‌بود اما قبول کردم. با هم بیرون رفتیم. مینا خیلی عصبانی بود می‌گفت دزد آمده و وسایل پیک‌نیکش را از پشت در دزدیده ‌است. خلاصه این‌که خیلی ناراحت بود.بعد برگشتیم و جلوی در خانه‌شان ایستادم تا از موتور پیاده شود. اما مینا گفت می‌خواهد به خانه ما بیاید. وقتی آمد چند دقیقه‌ای نشستیم و صحبت کردیم. او خیلی عصبی بود بعد هم رفت و دیگر نیامد.

تو در اعترافاتت گفتی که می‌خواستی مینا را مجبور کنی بماند و گفتی که چون دستش را گرفتی او از روی سکو پرت شده‌ است و هیچ‌وقت نگفتی که اورا کشتی؟

بله درست است. من هیچ‌وقت به قتل اعتراف نکردم چون واقعا قتلی رخ نداده‌بود. وقتی دیدم مجبورم اعتراف کنم، گفتم مینا دستش را از دستم کشید و پرت شد.

گفته‌های تو با نظریه پزشکی قانونی مطابقت دارد. پس چطور می‌گویی که تو به دروغ اعتراف کردی؟

نه این‌طور نیست اتفاقا اصلا هم مطابقت ندارد. پزشکی قانونی گفته مرگ بر اثر خفگی بوده ‌است و نه پرت شدن. این نشان می‌دهد اعترافات من درست نیست و من همه چیز را دروغ گفتم.

چه دلیلی داری که ثابت کنی تو قاتل مینا نیستی؟

وقتی من مینا را دیدم خیلی عصبی بود، به او گفتم چه شده. اول مدعی شد که وسایل پیک نیک را از پشت در خانه‌اش دزدیده‌اند. اما مرتب با تلفن حرف می‌زد و می‌گفت که حالت را می‌گیرم. وقتی می‌پرسیدم چه شده جواب سربالا می‌داد. در خانه ما هم با تلفن حرف زد و بعد رفت، پرسیدم کجا می‌روی، گفت به تو ربطی ندارد.

بعد از آن هرچه با او تماس گرفتم دیگر تلفنم را جواب نداد و خاموش کرده‌ بود. پلیس در مورد این‌که چه کسی به مینا تلفن کرده اصلا تحقیق نکرده‌ است. اگر در مورد این فرد تحقیق می‌شد خیلی چیزها روشن می‌شد.

دوم این‌که لباس‌های مینا که آتش زده شده به من ربطی ندارد در پشت‌بام خانه ما آتش زده نشده ‌است اما آن را به عنوان مدرکی عنوان کرده و گفته‌اند که این لباس‌ها توسط من آتش زده شده است.

سوم این‌که من در زمانی که مینا کشته شد و جسدش را سوزاندند در خانه بودم، اعضای خانواده‌ام من را دیده‌اند. بنابراین من نمی‌توانستم همزمان دوجا باشم یعنی هم در خانه باشم و هم در محل کشف جسد.

اما تو توضیح دادی که چطور جسد را منتقل کردی و به آتش کشیدی؟

هر چه گفتم تخیلاتم بود. البته اشتباهاتی هم وجود دارد که پلیس به آن توجه نکرده‌است. مادر مینا جسد او را با توجه به گلیمی که از خانه‌شان دزدیده شده ‌بود شناسایی کرد. یعنی این‌که سارق و قاتل یکی هستند.

اما به این موضوع توجهی نشد و چون من با مینا رابطه داشتم من را به عنوان قاتل گرفتند. من مینا را دوست داشتم و مشکلی هم باهم نداشتیم که به خاطر آن بخواهم دست به چنین جنایتی بزنم.

پدرت با پدر مینا تماس گرفته و خواسته به او دیه پرداخت کند. این درست است؟

پدرم می‌داند که هیچ نقشی در این قتل ندارم و سعی دارد من را نجات دهد. این کاملا طبیعی است که او برای نجات جان من تلاش کند. او می‌خواهد با توجه به این‌که بی‌گناه هستم آزاد شوم.

خانواده‌ات می‌دانستند که تو با مینا رابطه داری؟

بله آنها در جریان بودند.من همه چیز را به مادرم می‌گفتم. او هیچ‌وقت با من دعوا نمی‌کرد، سعی داشت من را کمک کند. من با خانواده‌ام رابطه خیلی خوبی داشتم.

خانواده مینا چطور، آنها می‌دانستند؟

برادرانش در جریان بودند. آنها من و مینا را باهم دیده ‌بودند. فکر می‌کنم مادرش هم می‌دانست. البته مینا می‌گفت به مادرش چیزی نگفته ‌است. اما به هرحال مادر مینا متوجه شده‌ بود که او با کسی رابطه دارد.

فکر می‌کنی چه سرنوشتی در انتظارت باشد؟

نمی‌دانم چه حکمی در مورد من صادر می‌شود اما معتقدم سر بی‌گناه هیچ‌وقت بالای‌ دار نمی‌رود و من هم شاید سختی زیادی بکشم، اما به هرحال بی‌گناهی‌ام را ثابت می‌کنم.

البته من شرایط خانواده مینا را درک می‌کنم. او تنها دختر خانواده بود و پدر و مادرش دوستش داشتند. اما نباید به خاطر این‌که دردشان را تسکین دهند بی‌گناهی را بالای چوبه‌دار بفرستند.

قسم می‌خورم از مرگ مینا خبر نداشتم. اگر می‌دانستم او در خطر است حتما او را نجات می‌دادم. مینا آنقدر برای من عزیز بود که به خاطرش سفر نرفتم. کلی ضرر مالی کردم. بنابراین نمی‌توان همین‌طور بی‌دلیل گفت که من قاتل هستم.

چه انتظاری از خانواده مینا داری؟

از آنها می‌خواهم ادعای مرا در دست نداشتن در قتل فرزندشان بپذیرند و از متهم کردن من صرف‌نظر کنند. من احساس آنها را درک می‌کنم، می‌دانم فرزندشان را از دست داده‌اند، اما با مرگ من که بیگناه هستم، مشکلی حل نمی‌شود، امیدوارم مرا ببخشند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها