با اکبر تحویلیان، تهیه‌کننده مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»

آفت آثار نمایشی نصیحت کردن است

بین فیلم و سریال و واقعیت‌های زندگی ارتباط جالبی وجود دارد. گاهی اتفاقاتی که در زندگیمان پیش می‌آید می‌گوییم زندگی قانون خود را دارد یا برعکس چقدر این اتفاق سینمایی است و به درد فیلم و سریال می‌خورد. مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» تقریبا در چنین وضعیت بینابینی قرار دارد و نمایش و فیلم ‌است که تجربه‌های واقعی و ملموس زندگی مردم را دستمایه ساخت قصه‌های خود قرار داده و به نوعی داستان راستان تصویری است. خیلی‌ها معتقدند این مجموعه به تأسی از سریال کلید اسرار ساخته شده است. برای فهم این موضوع و سوالاتی دیگر درباره این سریال با اکبر تحویلیان، تهیه‌کننده این مجموعه به گفت‌وگو نشستیم تا دریابیم شاید برای شما و ما هم اتفاق بیفتد یا نه؟!
کد خبر: ۴۳۲۹۷۵

«شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» انتخاب این عنوان برای مجموعه جذاب است. گرچه طولانی است، اما می‌تواند کنجکاوی هر مخاطبی را برانگیزد. برای شروع مصاحبه از همین نام آغاز کنیم و این‌که چطور شد چنین عنوانی انتخاب کردید؟

راستش انتخاب این نام خیلی زمان برد و تا 3 شب مانده به پخش هنوز اسم مشخص و دقیقی برای سریال انتخاب نشده بود. گروه نویسندگانی که در آن زمان با ما کار می‌کردند اسامی‌ مختلفی پیشنهاد دادند که هر کدام به دلیلی رد شد تا این‌که بر اساس موضوع و ماهیت قصه‌ها و این‌که اتفاقات آن در جامعه ممکن است برای هر کسی بیفتد عنوانی را برگزیدیم که بتواند چنین مفهومی ‌را منتقل کند. یک شب من این اسم را پیشنهاد دادم که البته خیلی‌ها مخالف بودند. یک عده می‌گفتند این نام خیلی طولانی است و در ذهن مخاطب نمی‌ماند. در واقع اسم این سریال یک جمله است و خودمان هم نمی‌دانستیم آیا این عنوان می‌تواند بین مخاطبان جا بیفتد یا خیر. استدلال من این بود چون تعداد قسمت‌های این مجموعه طولانی است بتدریج این نام نیز در ذهن مخاطب ثبت خواهد شد. خوشبختانه همین‌طور هم شد و تیتراژ سریال هم بر همین اساس تهیه و تولید شد که البته فرآیند زمانی طولانی را طی کرد تا متناسب با ماهیت سریال از قدرت تاثیرگذاری برخوردار باشد. تیتراژی که به شکل نمادین تصویری از هبوط انسان در زمین را نشان می‌دهد و تاکید ما بر این بود تنها کسی که می‌تواند انسان را در این وضعیت نشان دهد، خود انسان است. ما سعی کردیم در مجموعه‌های مختلف سریال، این معنا را در قالب داستان‌های گوناگون به تصویر بکشیم.

از همان قسمت‌های اول این بحث مطرح شد که سریال یک نوع الگوبرداری از مجموعه کلید اسرار محصول کشور ترکیه است. آیا همین‌طور بوده یا دست‌کم انگیزه ساخت چنین مجموعه‌ای تحت تاثیر این سریال بود یا خیر؟

واقعیت این است که متاثر از آن کار نبوده است. ذهنیت اولیه‌ای که به ما منتقل شد این بود که آقای ضرغامی ‌طی چند سال گذشته علاقه‌مند بودند برنامه‌هایی درباره عملکرد انسان و رفتار و خلقیات او ساخته شود که وجوه تربیتی داشته و به زبان ساده‌ای بیان شود و همیشه وقتی می‌خواستند مثال بزنند می‌گفتند مثل کلید اسرار. این تاثیرگذاری اگر بوده در همین حد بود و نه بیشتر. واقعیت این است که هیچ تشابهی بین مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و کلید اسرار وجود ندارد مگر در ماهیت کلی قصه‌ها و پیام‌های آن. در ضمن پیام‌ها و ارزش‌های اخلاقی و انسانی چیزی نبوده که آن کشف یا اختراع کرده باشد. دین و فرهنگ و تمدن ما سرشار از مفاهیم و مسائل اخلاقی و انسانی است که متاسفانه ما کمتر به سراغ آنها را رفتیم و درباره آنها فیلم و سریال ساختیم. من تاکید می‌کنم الگوی ما کلید اسرار نبوده است. نه ساختار و نه فرم و نه مضمون و محتوای آن شباهتی با این مجموعه ندارد.

الان اشاره کردید هدف این سریال نشان دادن تاثیر اعمال و رفتار انسان در زندگی و سرنوشتش بوده، اما به نظر می‌رسد قسمت‌های اول این معنا به شکل خیلی سختگیرانه‌تری به تصویر کشیده می‌شد و برای انسان‌های خطاکار، عواقب هولناکی ترسیم می‌شد، اما بتدریج در قسمت‌های بعد انگار این تصویر لطیف‌تر شده و تاویل ملایم‌تر از نتایج رفتارهای سوءآدمی ‌برسرنوشتش مورد تاکید قرار گرفت. اگربا برداشت من موافق هستید علت این تغییر را در چه می‌دانید؟

بله، با نظر شما موافقم. علتش هم این است که قصه‌های درام در تغییر اموری که عقوبت سختی در پی دارد بهتر جواب می‌دهد. اصلا یکی از ضعف‌های مجموعه این است که نتوانستیم تاثیر خوبی‌ها را بخوبی نشان دهیم. درواقع بیشتر به رفتارهای بد و پیامدهای آن توجه کردیم تا رفتاهای خوب و برکات آن. با این حال تلاش خواهیم کرد آن روی سکه را هم نشان دهیم و نتایج خوبی‌ها را نیز به تصویر بکشیم.

این مساله واجد یک منطق تربیتی هم است، به‌این معنی که تشویق همیشه بیشتر از تنبیه و ترس جواب می‌دهد.

قطعا همین‌طور است، ولی همان‌طور که گفتم این محدودیت‌ها یا قابلیت‌های درام است که موجب می‌شود تاثیرگذاری وجوه تراژدی اعمال، قابلیت نمایشی بیشتری پیدا کند. به هر حال باید به هر دو وجه قضیه توجه کرد. اصلا خداوند در قرآن از مبشرا و نذیرا سخن می‌گوید و به هر دو جنبه تربیتی تاکید می‌کند. ضمن این‌که در خود قرآن هم توصیف‌هایی که درباره جهنم یا نتایج خطاو گناه‌های آدمی‌ می‌شود، کم نیست. خیلی وقت‌ها از ترس جهنم است که به سمت بهشت می‌رویم.

واقعیت این است که یکی از ضعف‌های ما در درام‌پردازی چه در سینما و چه تلویزیون نمایش تحول اخلاقی شخصیت‌های قصه است که خیلی از مواقع نه منطق دراماتیک ندارد نه منطق روانشناختی. لذا این تحول اخلاقی برای مخاطب باورپذیر از کار درنمی‌آید. البته قبول دارم بازنمایی این موقعیت در یک وضعیت نمایشی و درام کار دشواری است، ولی یک ضرورت دراماتیک هم محسوب می‌شود.

همین وضعیت متناقض و پیچیده در درام است که نمایش این تحول اخلاقی را دشوار می‌کند و اصلا ساخت فیلم و سریال با سوژه‌های اخلاقی را نسبت به موضوعات دیگر سخت می‌کند. آن تحول اخلاقی باید واجد ساختار منطقی و به قول شما روانشناختی قدرتمندی باشد تا بتواند برای مخاطب باورپذیر شود. در غیر این صورت امکان همذات‌پنداری مخاطب با آن موقعیت یا شخصیت فراهم نشده و صاحب اثر نمی‌تواند به هدف خود برسد. در ضمن یادتان باشد بخشی از این تاثیرگذاری به خود مخاطب و انواع آن برمی‌گردد. به هرحال میزان تاثیرپذیری مخاطب نیز در برابر مسائل اخلاقی و تربیتی یکسان نیست و متناسب با شناخت و موقعیت هرکس متفاوت است. یک فیلمساز نمی‌تواند همه مخاطبان را در قلمروی دامنه تاثیرات اخلاقی اثر خود قرار دهد.

یکی از ویژگی‌های مهم سریال این است که نویسنده و کارگردان‌های مختلف دارد. این به دلیل تنوع سوژه‌ها و ساختار اپیزودیک مجموعه است یا به دلیل حجم زیاد کارو فرآیند تولید؟

همه این عوامل که برشمردید دلیل این کار بوده است. چون سریال به شکل هفتگی پخش می‌شود امکان این‌که به شکل هفتگی توسط یک کارگردان تولید شود را ندارد. زمانی‌هایی هم که هر شب پخش داریم این مشکل دوچندان می‌شود، لذا مجبوریم از کارگردان‌های مختلفی برای ساخت این سریال استفاده کنیم. درواقع چون تعداد پخش زیاد بود ما مجبور شدیم از تعداد کارگردان بیشتری استفاده کنیم. از طرف دیگر قصه‌های این سریال با موضوعات مختلف نوشته می‌شود و هر کارگردانی توانایی ساخت همه انواع موضوعات را ندارد. در نتیجه ما سعی کردیم از کارگردان‌های متعدد که هر کدام در یکی از ژانرهای مورد نظر توانایی و تخصص لازم را دارند، استفاده ‌کنیم. در واقع ما قصه‌ها را متناسب با شناختی که از تجربه و سابقه کارگردان‌ها داشتیم بین آنها توزیع کردیم. ضمن این‌که قصد داشتیم یک نوع تنوع در ساختار و تولید سریال را نیز تجربه کنیم.

خب این مساله ممکن بود به یکدستی و انسجام ساختاری سریال آسیب بزند و موجب چندپارگی آن شود.

کاملا درست است. به همین منظور جلسات متعددی گذاشتیم تا به یک الگو و فرم کلی و عمومی ‌برسیم و یکدستی سریال از هم نپاشد. در این جلسات سعی کردیم مولفه‌ها و عناصر مشترک سریال را فارغ از نوع قصه و ژانر برای کارگردان‌ها تبیین کنیم تا انسجام کلی اثر حفظ شود. در ضمن برای این منظور از یک تیم ثابت فنی بهره می‌بریم که تا حدود زیادی این انسجام و یکدستی را تضمین می‌کند. به این معنی که تدوین کار همه کارگردان‌ها توسط یک تدوینگر انجام می‌شود که این تمهید به وحدت کلی اثر کمک زیادی می‌کند.

یادم هست اوایل بیشتر نوشته‌ها توسط خانم طلا معتضد به نگارش درآمده بود یا احمد معظمی ‌و ترابی بیشترین قسمت‌های سریال را کارگردانی می‌کردند. برای این شیوه‌کار دلیل خاصی داشتید؟

بله، آقای معظمی ‌بیشترین حجم تولید را داشتند، به طوری که از مجموعه 90 قسمتی اول حدود 40 قسمت توسط وی کارگردانی شد و حدود 30تا را نیز محمود معظمی‌کار کردند و آقای راما قویدل نیز چهارپنج قسمت را ساختند و هفت هشت تا هم توسط ترابی کارگردانی شد.

دلیل این‌که آقای احمد معظمی‌ بیشترین قسمت‌های سریال را کارگردانی کردند چه بود؟

برای این‌که معظمی ‌به شکل ثابت با گروه ما همراه بود. در ضمن سرعت و توان وی در تولید بیش از دیگران بود. کارگردان‌های دیگر یا پیشنهاد یا قرارداد دیگری داشتند که نمی‌توانستند به همکاریشان با این مجموعه ادامه دهند.

ظاهرا از تولید به پخش کار می‌کنید و کار زمانی نمایش داده می‌شود که مجموعه همچنان در حال تولید است؟

تحویلیان: قسمت‌هایی که تاکنون پخش شده نشان می‌دهد طیف‌های متنوع از مخاطبان جذب سریال شده‌اند و با آن ارتباط برقرار کرده‌اند، لذا این مجموعه به گروه و طیف خاصی از مخاطب محدود نشده و همه افراد را مدنظر قرار داده است

بله. ما هر 15 روز فرصت داریم که یک قسمت را تولید کنیم و زمانی که کار خیلی فشرده می‌شود چند تا گروه تولید داریم که به موازات هم کار می‌کنند. در واقع ما یک هفته تولید می‌کنیم و هفته آینده همان قسمت پخش می‌شود.

این فشردگی موجب شتابزدگی در تولید و لطمه زدن به کیفیت کار نمی‌شود؟

نه. به خاطر این‌که بعد از مدتی این فرآیند برای ما طبیعی شد و عوامل تولید با این شیوه کار عادت کردند، البته کار سختی بود، ولی چاره‌ای نداشتیم و تا عید سال آینده نیز این فرآیند ادامه خواهد داشت.

این الگوی ساخت البته فرصتی فراهم کرد تا از تعداد زیادی از بازیگران هم استفاده کنید، هرچند این شیوه دشواری‌های خاص خود را دارد. این‌که بتوانید در هر مجموعه با بازیگران جدید کار کنید بویژه برای شما که تهیه‌کنندگی این مجموعه متنوع را به عهده دارید.

واقعیتش زمانی که این سریال را شروع کردم، فکر نمی‌کردم اینقدر سخت باشد. باور کنید هر قسمت به اندازه یک فیلم سینمایی از من انرژی گرفت چون تمام عوامل کار در هرقسمت تغییر می‌کند. در واقع هر قسمت به شکل یک اثر مستقل با عوامل مستقل تولید می‌شود و این مساله بیش از هرچیز در فرآیند تولید، مصائب خود را تحمیل می‌کند. سیاستگذاری برای این سریال استفاده از بازیگران ستاره نبود و قرار شد در بخش بازیگر بتوانیم نیروهای جدید و تازه نفسی جذب کنیم. ضمن این‌که نوع قصه و ساختار سریال هم نمی‌طلبید تا از بازیگران چهره استفاده شود. الگوی ما قصه‌های ساده با بازیگران جدید و غیرستاره بود.

ولی این مساله می‌تواند باعث شود مخاطب با آن بازیگر که چهره‌ای آشنا نیست، ارتباط برقرار نکند. برای همین من فکر می‌کنم تکیه شما بیشتر بر فیلمنامه و کارگردانی سریال است تا بازیگران؟

کاملا درست است. اعتقاد ما بر این است که اگر داستان خوب باشد و متناسب با واقعیت‌های زندگی مردم باشد حتما مخاطب خود را پیدا خواهد کرد و دیده خواهد شد. بازیگران ستاره هم شاید در همان 5 دقیقه اول بیننده را جذب کنند، ولی اگر قصه فاقد جذبیت‌های لازم باشد یا شخصیت فیلم جاذبه نداشته باشد، نمی‌تواند رضایت مخاطب را جلب کند. بنابراین همان‌طور که اشاره کردید تکیه اصلی ما بیشتر بر فیلمنامه و پیامی است که قرار است به واسطه این قصه‌ها به مخاطب منتقل شود. در واقع سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد، موضوع محور بود و خوشبختانه جواب هم داد. به عبارت دیگر وقتی یک قصه خوب محور باشد، نقش و سهم بازیگر در الویت‌های بعدی قرار می‌گیرد.

موضوع هر قسمت را چگونه انتخاب می‌کنید؟ آیا درباره آنها تحقیق و پژوهشی صورت می‌گیرد یا محصول تخیل نویسندگان است یا قصه‌های واقعی است که براساس آن فیلمنامه نوشته می‌شود؟

همه این منابع و روش‌ها هست. خیلی از این قصه‌ها واقعا اتفاق افتاده است و برخی دیگر هم تخیلی یا محصول ترکیب واقعیت و خیال است. اکثر این قصه‌ها اتفاق افتاده، ولی شخصیت‌های قصه مورد پردازش قرار گرفته است و در واقع وجوه دراماتیکی آن برجسته شده. پارسال با کمیته امداد جلسه‌ای داشتیم و بسیاری از اتفاقاتی را که در آنجا دارای پرونده بود، تبدیل به فیلم کردیم. واقعیت این است که تخیل نویسنده موجب پرورش واقعیت‌ها و شخصیت‌هایی می‌شود که اتفاق واقعی برای آنها افتاده است. آنهایی که واقعی بوده را در تیتراژ ذکر کرده‌‌ایم که این داستان بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده است.

آقای تحویلیان، مخاطب اصلی این قصه‌ها و پیام‌های اخلاقی آنها چه کسانی هستند؟ آیا طیف خاصی از مخاطبان را در نظر گرفته‌اید؟

قسمت‌هایی از مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد که تاکنون پخش شده نشان می‌دهد طیف‌های متنوع و گسترده ای از مخاطبان جذب آن شده و توانستند با سریال ارتباط برقرار کنند، لذا این مجموعه به گروه و طیف خاصی از مخاطب محدود نشده و همه افراد را مدنظر قرار داده است. با این حال برخی قصه‌ها طیف بیشتری از مخاطبان را جذب کرده است. خوشبختانه طبق نظرسنجی‌ها این سریال در جایگاه خوبی قرار دارد.

آیا با پیشنهادی هم از سوی مخاطبان برنامه مواجه شدید که مثلا قصه زندگی یا تجربه‌ای آموزنده که در زندگی شخصی آنها رخ داده را برای ساخت قسمت‌هایی از این سریال ارائه کنند؟

خیر. هیچ‌وقت روی این موضوع متمرکز نشدیم که از مردم برای سوژه‌ها کمک بخواهیم، اما تحقیقات میدانی همیشه داریم.

آیا هیچ یک از این قصه‌هایی که به تصویر کشیدید، برای خود شما هم اتفاق افتاده است؟

برای شخص خود من اتفاق نیفتاده است، ولی برخی قصه‌ها بین اطرافیانم پیش آمده که شخصا با آن مواجه شدم یا برخی آشنایان تعریف کرده‌اند که عین همین ماجرا یا مشابه آن را تجربه کرده‌اند. یا یک بار سر لوکیشنی رفتیم که فردی برای ما قصه‌ای از زندگی خود را تعریف کرد که همان دستمایه یکی از قسمت‌های سریال شد.

رویکرد شما درگزینش قصه‌ها و نحوه پرداخت آن با این تهدید همیشگی اخلاق‌گرایی مواجه است که ممکن است موجب شود مخاطب گمان کند یکسری نصیحت‌های اخلاقی در قالب قصه به او تحمیل می‌شود یا سریال درانتقال مفاهیم اخلاقی و پند و اندرزهای خود اغراق کرده و گل درشت به نظر برسد. بنابراین مخاطب در مقابل چنین وضعیتی، مقاومت از خود نشان خواهد داد.

قبول دارم. اصلا به نظر من، آفت قصه‌ها نصیحت کردن است. بویژه قصه‌هایی که قرار است یک ارزش یا موقعیت اخلاقی را به تصویر بکشد. اتفاقا خیلی حواسمان به این مساله بود و تلاش کردیم واقعیت موجود را بیان کنیم یعنی آنچه قصه می‌طلبد نه آنچه من بهش فرمان می‌دهم یا ازآن توقع دارم. پیام‌های اخلاقی باید متناسب با فضای داستان بوده و به شکل منطقی از دل آن بیرون بیاید. بنابراین در این سریال معجزه کم دیده می‌شود. ما تلاش کردیم هراتفاق معنوی در قصه واجد یک ساختار علت و معلولی باشد. برخلاف کلید اسرار که مدام از معجزه صحبت می‌کند. جالب این‌که درمعارف دینی ما حتی برای معجزه هم علت و برهان در نظر گرفته شده که درک آن به معارف والایی نیازمند است. در این سریال تلاش کردیم ارزش‌های اخلاقی فرد را مورد توجه قرار دهیم و در حیطه مسائل شخصی از اخلاق سخن بگوییم.

یکی از این ارزش‌های اخلاقی قضاوت کردن و توابع آن است که خود سریال هم در روایت خود از داستان در واقع دارد درباره شخصیت‌های قصه خود قضاوت می‌کند و معلوم نیست همیشه این قضاوت درست و عادلانه باشد.

اصلا قضاوت کردن و به تصویر کشیدن قضاوت در عالم نمایش امر بسیار دشواری است. اساسا قضاوت در عالم واقع نیز امر دشواری است، چون ما با ظاهر و وجوه بیرونی انسان‌ها سروکار داریم و از مناسبات و عوالم درونی آنها بی‌خبریم. اما در جهان قصه بالاخره باید شخصیت و سرانجام او به تصویر کشیده شود، لذا از قضاوت در عالم نمایش گریزی نیست، ولی مهم آن است که این قضاوت تا چه حدی به شکل منطقی روایت می‌شود. ضمن این‌که سریال ما موضوع‌محور بود نه شخصیت محور تا درباره افراد موضعگیری کند. در واقع سعی کردیم شرایطی را ترسیم کنیم و قصه را به تصویر بکشیم که ممکن است برای هر یک از مخاطبان هم اتفاق بیفتد حالا مخاطب باید خود را بسنجد که اگر او در این شرایط بود چه می‌کرد. مفهوم اخلاقی قصه نیز به این واسطه به مخاطب منتقل می‌شود.

به نظر می‌رسد یک تاویل یا قرائتی از دین و اخلاق به عنوان پشتوانه فلسفی و محوری این سریال در ذهنیت سازندگان اثر بوده که آنها را در این قصه‌ها جاری کرده‌اند. آیا همین طور بوده است؟

نه این‌که یک فلسفه یا نحله دینی خاص را مبنا قرار داده باشیم تا مثلا از یک تفسیر از دین سخن بگویم. ببینید پیامبر اکرم(ص) می‌گوید من برانگیخته شدم برای تعالی و تکامل اخلاق. آنچه برای ما مهم بود همین وجوه اخلاقی دین بود که اتفاقا در همه ادیان الهی مشترک است. مثلا دروغ درهمه ادیان نفی شده، لذا ما سعی کردیم از ارزش‌های مهم اخلاقی و انسانی دراین قصه‌ها سخن بگویم و همین را محور قرار دهیم. در واقع ساخت این سریال صرفا برای تامین سرگرمی ‌مخاطب نبوده و یک ضرورت اجتماعی و اخلاقی ایجاب می‌کرده تا چنین مجموعه‌ای ساخته شود. مبنای کار ما تاکید و برجسته کردن اخلاقیات در جامعه و زندگی روزمره افراد بوده است که البته چون در قالب داستان ارائه می‌شود بالطبع قابلیت سرگرم‌کنندگی هم دارد.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها