حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چند زن و شوهر را میشناسید که به خاطر همین سوءتفاهمها و برداشتهای نادرست از گفتار و رفتار یکدیگر پایان تلخ جدایی را برای زندگی مشترک خود رقم زدهاند؟ چند خواهر و برادر را میشناسید که به خاطر همین سوءتفاهمها سالها با یکدیگر قطع رابطه کردهاند و گویی هیچ نسبتی با یکدیگر ندارند؟ حتی مادران و دخترانی را در گوشه و کنار خود میبینیم که به خاطر همین سوءتفاهمها ترک یکدیگر کردهاند و سالها از هم دور بودهاند. به راستی ریشه این سوءتفاهمها و سوءبرداشتها چیست؟
گاهی کاری انجام میدهیم که طرف مقابلمان را خوشحال کنیم، اما میبینیم دقیقا برعکس تصور از رفتار ما دلگیر و ناراحت شده است.
به نظر میرسد بسیاری از سوءتفاهمهای روزمره زندگی ما در بیاعتمادی و بدفهمیهای ما ریشه دارد. سوءظن؛ همان موریانهای که موذیوار در زندگی ما رسوخ میکند و ستونهای کاشانهمان را از درون میخورد. آنچه مساله را بغرنجتر میکند این نکته است که اغلب سوءتفاهمها ناشی از عشق و دلبستگی زیاد ما آدمها به یکدیگر است. چراکه اگر طرف مقابلمان را دوست نداشته باشیم، خیلی هم نباید برایمان مهم باشد که از رفتارش سوء برداشتی بکنیم، اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که هرگاه سوءتفاهمها زیاد شود، برداشتها و کجفهمیها رو به فزونی میرود، دلزدگی و بیمهریها رخ برمینمایانند و عشقورزیها جای خود را به دلخوریهای مدام میدهند و خانهای که باید مأمن آرامش و آسایش همسران و فرزندان باشد به جهنمی تبدیل میشود که شاید تحمل آن برای همه غیرممکن شود.
بنابراین برای این که رابطههای عاشقانه ما در زندگی مشترک دستخوش سوءتفاهمها و برداشتهای نادرست نشود و طوفان سوءظن، بدگمانی و بیاعتمادی ستونهای خانهمان را از پایه نشکند، لازم است اگر به یکدیگر عشق میورزیم، به هم فکر میکنیم و برای هم مهم هستیم، به یکدیگر اعتماد هم بکنیم.
مثبتاندیش شویم، عینک بدبینی به طرف مقابلمان را از چشمهای خود برداریم و حس اعتماد را در درون خودمان تقویت کنیم.
کار سختی هم نیست، کافی است عشق و دوست داشتن را برای خودمان باز تعریف کنیم و همانطور فکر کنیم که همسرمان دوست دارد. حس سوءظن و بدبینی را از خودمان دور کنیم و نگذاریم سوءتفاهمها، بذر دلخوریها و دلگیریها را در دلمان بپاشد. نگذاریم سوءتفاهمها به کوهی از پرسشها و دلخوریها تبدیل شود که از بین بردنشان دیگر میسر نباشد. در جایی شعری خواندم که نوشته بود: در میان هر سیب/ دانه محدودی است/ در دل هر دانه/ سیبها نامحدود/ چیستانی است عجیب ... دانه باشیم، نه سیب!
زهرا راسخی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....