حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این انیمیشن شباهت بسیاری به انیمیشن لاکپشتهای نینجا دارد، اما یکی از تفاوتهای اصلی این است که در شهر دایناسورها، گروه ضربت از شهری محافظت میکنند که تمامی ساکنان آن دایناسور هستند، در حالی که لاکپشتهای نینجا از انسانها حفاظت میکردند. هرکدام از این دو ویژگی، جذابیت خاصی برای مخاطب دارد. تماشای تعدادی لاکپشت جنگجو و شجاع با تواناییهای خارقالعاده و همراه شدن با آنها در نجات جان انسانها و مبارزه با دزدان و تبهکاران، ماجراجویانه و هیجانانگیز است. این جذابیت در سطح بالاتری در انیمیشنهایی چون بتمن و مرد عنکبوتی نیز نمود دارد. آنجا با انسانهایی روبهرو هستیم که توانایی خارقالعادهای دارند و از این قدرت خود برای کمک به انسانهای دیگر استفاده میکنند. این موقعیت برای کودکان بسیار دوستداشتنی است و با آنها همذاتپنداری میکنند و با دشمنان خیالی میجنگند.
انیمیشن شهر دایناسورها اما شرایطی متفاوت دارد. اولاً شخصیتهایش دایناسور هستند. موجودات منقرض شدهای که تنها در موزهها، کتابها و فیلمها میتوان ردی از آنها یافت. ثانیا آنها از شهر و همنوعان خود دفاع میکنند نه از انسانها البته در این دفاع مسائل اخلاقی متناسب با زندگی انسانها بخوبی آموزش داده میشود. نمیشود گفت این ایده داستانی در حد و اندازه ایده انیمیشنهای بتمن و مرد عنکبوتی، جذاب و هیجانانگیز است، اما در نوع خود خلاقانه و متفاوت است. شهر دایناسورها شاید انیمیشنی معمولی باشد، اما کاملا با توجه به نیاز مخاطب و با درک گرایشها و علایق او تولید شده است. استفاده از دایناسورها به عنوان شخصیتهای اصلی داستان به شناساندن انواع اینگونههای منقرضشده به کودکان بسیار کمک میکند. در این انیمیشن ما با تعدادی دایناسور تبهکار روبهرو هستیم که در هر قسمت تلاش میکنند آرامش شهر و دیگر دایناسورها را به هم بزنند. در مقابل این تبهکاران، کارآگاه و همکاران او قرار دارند. کارآگاه شهر دایناسورها یادآور شخصیت کارآگاه گجت معروف است با این تفاوت که فاقد امکانات و لوازمی است که در کلاه، کت و ماشین کارآگاه گجت وجود داشت. کارآگاه شهر دایناسورها هم مانند کارآگاه گجت با دست و پا چلفتی و سادهلوحی باعث میشود دزدان و تبهکاران فرار کنند یا به اهداف خودشان نرسند و از شدت سادگی متوجه اشتباهات خود نمیشود. او حتی گاهی خودش را نیز دچار دردسر میکند و در نهایت این گروه ضربت است که بموقع و بجا وارد عمل میشود و علاوه بر خنثی کردن نقشه دزدان، کارآگاه و همکارانش را نیز نجات میدهد.
کارآگاه شهر دایناسورها و همکارانش با حماقتها و سادگیهایشان فضایی کمیک به مجموعه بخشیدهاند بعلاوه اعضای گروه ضربت هم زمانی که لباسی معمولی مانند بقیه دایناسورهای شهر دارند بامزه و گاه ساده به نظر میرسند، در حالی که با پوشیدن لباس مخصوص گروه ضربت و نشستن بر صندلیهای مخصوصشان به شخصیتهایی بسیار جدی و باهوش تبدیل میشوند. جالب این است که شخصیتهای مثبت داستان، دایناسورهایی با چهرههایی خوب و مهربان هستند، در حالی که شخصیتهای منفی، زشت و ترسناکند و این ویژگی با وجود تنوع گونههای مختلف دایناسورها بسیار خوب و جالب از کار درآمده است.
اگر بخواهیم دلیل جذابیت انیمیشن شهر دایناسورها را بدانیم باید به سراغ داستان مجموعه و اتفاقات آن برویم. زمانی میتوان گفت قصهای خوب و تأثیرگذار است که اتفاقات ساده را از زاویه متفاوت با نگاه دیگران برای مخاطب روایت کند. این نوع قصهگویی از آنجا که حرف تازهای برای گفتن دارد بسیار محبوب و موردپسند است. داستان همیشگی دزد و پلیس بسیار و به شکلهای مختلف روایت شده است و بازگویی این داستان محبوب برای کودکان و نوجوانان نیازمند دقت و حساسیت بالایی است. از آنجا که داستان میان موجوداتی عجیب و تا حدودی ناشناخته مانند دایناسورها اتفاق میافتد، شرایط آموزندهای همچون لاکپشتهای نینجا ایجاد نکرده و از آنجا که شخصیتهای اصلی آن موجوداتی فراانسانی هستند حسرتی برای مخاطب نیز به همراه دارد.
ملانی، برنی و دیگر اعضای گروه ضربت هر کدام با رنگ ویژه و متناسب با شخصیت خود قهرمانان دوستداشتنی داستان هستند و کنار آنها کارآگاه با آن حماقت فراوان، هم محبوب است و هم خندهدار. این شخصیتهای مثبت در مقابل دار و دسته دزدان و تبهکاران عناصری هستند برای پیشبرد داستان.
نویسنده مجموعه شهر دایناسورها در هر قسمت با ایجاد کشمکش و مقابله میان شخصیتهای مثبت و منفی، شرایطی را برای مطرح کردن معما و گره اصلی داستان ایجاد میکند. در واقع این گروه ضربت است که معمای اصلی را در هر قسمت حل میکند، در حالی که کشمکش و تقابل اولیه که بار طنز نیز دارد توسط کارآگاه و تبهکاران بهوجود میآید. بعلاوه این کشمکشها با وجود فضای کمیک و طنزآمیزی که دارند در بعضی موارد دلهرهآور و ترسناک هم میشوند و تعلیق و انتظار لازم را برای حل معمای اصلی فراهم میآورند. این عناصر به دقت کنار هم قرار گرفته و سبب شدهاند شهر دایناسورها از ساختار قوی و منسجمی در داستانپردازی برخوردار باشد. این ویژگی، عامل اصلی و مهم جذب و همراهی مخاطب در مجموعه شهر دایناسورهاست.
طراحی خوب زمینه و فضاسازی مناسب، شخصیتهایی قوی و توانمند در عین شوخطبعی و بذلهگویی، موسیقی متنوع و پرهیجان و... از دیگر عواملی هستند که توانستهاند در کنار داستان قوی مجموعه سبب موفقیت شهر دایناسورها شوند. نکته دیگری که در این مجموعه با آن روبهرو هستیم نوع پرداخت شخصیت در قهرمانان اصلی است. اعضای گروه ضربت، ابرقهرمان نیستند. به این معنی که در تمامی جنبههای شخصیتی خود قهرمانانه عمل کنند. میبینیم که ملانی، دایناسور سبزرنگ گروه در بسیاری موارد وقتی در جایگاه یک دایناسور معمولی است، گیج و خنگ به نظر میرسد. همینطور دیگر دایناسورهای گروه. آنها گاهی مضحک و کمیک و گاهی عصبانی و بداخلاق میشوند. این نوع پرداخت موجب میشود شخصیتها فاصله زیادی با مخاطب نداشته باشند. بعلاوه براحتی میشود با این قهرمانان شوخی و همذاتپنداری کرد و وارد دنیای آنها شد. درست است که ابرقهرمانان، دوستداشتنی و آرمانی هستند، اما از طرفی هم دستنیافتنیتر و خیالی به نظر میرسند. این ویژگی در انیمیشن شهر دایناسورها باعث شده انیمیشن و شخصیتهای آن ملموس باشند و فضایی معمولی برای روایت داستانی ساده اما پرهیجان ایجاد کنند و از همین رو مخاطب میتواند براحتی با آنها ارتباط برقرار کند و از تماشایشان لذت ببرد.
بهار عسگری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....