چه می کند این سندرم آسپرژر!

میگویند میکل آنژ، انیشتین، سقراط و جین اوستین احتمالا به این سندرم مبتلا بوده اند. این سندرم شکل خاصی از بیماری اوتیسم است. پس بعید نیست میان این اختلال و نبوغ رابطه ای هم وجود داشته باشد.
کد خبر: ۴۳۲۰۸

البته اگر واقعا نمیتوانید باور کنید که بین نبوغ و شکلی از بیماری اوتیسم رابطه ای وجود دارد، حق دارید، زیرا مشکل اینجاست که تا سال 1944، سندرم آسپرژر شناخته نشده بود، وگرنه همین الان می توانستیم درباره ابتلای نوابغ به این بیماری کلی صحبت کنیم.
همه چیز از آنجا شروع شد که دو پزشک، پس از مدتها به مطالعه رفتارهای این افراد پرداختند و به نتایج عجیب و غریب و سوال انگیزی دست پیدا کردند.
آنها معتقدند این نوابغ در کار خود تک بعدی بودند، دوستان کمی داشته اند و اکثرا حالت وسواس گونه نشان میداده اند.
هرچند این تئوری، از سوی تاریخ نگاران و تاریخ دانهای هنری ردشده است اما شواهدی هم برای صحت آن وجود دارد.
برای این که شما هم از سر درگمی خارج شوید، باید بگویید سندرم آسپرژر نوعی اختلال اوتیسم است، که با علایم زیر مشخص میشود:
فرد مبتلا در موقعیت های اجتماعی سر درگم میشود، بسختی قادر است با افراد ارتباط کلامی برقرار کند، در درک جزییات و حقایق بسیار خوب عمل میکند، نمیتواند درک کند که دیگران چه تفکرات و احساساتی دارند و میتواند برای مدتها بسیار طولانی تمرکز کند.
این دو محقق معتقدند ژن این بیماری یک جنبه مثبت هم دارد و این افراد در بسیاری موارد دیگر، قابلیت بیشتری دارند.
مثلا وقتی آنها تک بعدی هستند، فرصت بیشتری برای تمرکز روی مسائل پیدا میکنند و واکنشها و اتفاقات روزانه نمیتواند مهارت آنها را دچار اشکال کند.
ابتلا به چنین سندرمی در دانشمندان معروف مثل داروین، نیوتن، ماری کوری، انیشتین و سیاستمدارانی مثل والرا و نقاشانی مثل یتز هم مطرح شده است.


چه ربطی دارد؛
پروفسور مایکل فیتز جرالد، عضو هیات علمی دانشگاه دوبلین که یکی از طرفداران این تئوری است - و احتمالا خیلی دوست دارد که خودش هم دچار این اختل باشد! - معتقد است این سندرم باعث ایجاد خلاقیت در افراد می شود.
افراد مبتلا به این سندرم، تمرکز بسیار زیادی دارند، محور زندگی آنها بر کار میچرخد و برخلاف مردم عادی سعی دارند مسائل را از جز به کل مورد بررسی قرار دهند. پروفسور سیمون بارون کوهن از دانشگاه کمبریج هم معتقد است این خلاقیت را میتوان با عنوان سیستماتیزه کردن فکر و تجزیه و تحلیل جزییات مطرح کرد.
او معتقد است در ریاضیات، ماشین آلات، پدیده های طبیعی یا آناتومی می توان از این کار برای شناسایی قوانین حاکم بر یک سیستم و تغییرات آن استفاده کرد. در بررسیهای انجام شده مشخص شده است این سندرم زن و مرد را به یک اندازه تحت تاثیر قرار میدهد، اما حقیقت این است که مردان شناخته شده با این سندرم 9 برابر زنان هستند.
به هر حال ثابت شده است بعضی دانشمندان فیزیک و ریاضی به این سندرم مبتلا بوده اند. یک نمونه زنده دانشمند معاصر آنای ریچارد بوچرز است که در سال 1998 جایزه نوبل ریاضیات را از آن خود کرد.
سندرم آسپرژر در این فرد هم تشخیص داده شده است. حتی بعضی ها جلوتر رفته اند و شخصیت بیل گیتز، ابرقدرت مایکروسافت را هم به این سندرم نزدیک دانسته اند. هرچند باخره او هم نابغه است.
نکته مهم این است که این افراد می توانند از مهارتهای خود به نحوی ایده آل استفاده کنند. آنها قوانین حرفه انتخابی خود را با جزییات کامل می شناسند.
در مقابل این نوابغ بزرگ، بعضی شخصیتهای تخیلی یا کمدی مثل آقای اسپاک و مستربین نیز شخصیتی مشابه شخصیت فرد مبتلا به سندرم آسپرژر از خود نشان میدهند.
البته تمامی این موارد در حد تئوری است و هنوز اثبات نشده است ولی اگر روزی ثابت شود، احتما قیمت تابلوها و دستنوشته های این افراد سر به فلک خواهد زد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها