ترفندهای جدید سرقت

نمی‌دانم حادثه‌ای را که برای شما می‌نویسم قابل چاپ است یا نه. اما نامه‌ام را فرستادم تا شاید بشود با این کار باعث هوشیاری و آگاهی هموطنان شد.
کد خبر: ۴۳۱۸۵۸

اینجانب با پدرم به تنهایی زندگی می‌کنیم و هر روز که به سر کار می‌روم پدرم در خانه تنها است. پیرمردی 70 ساله که زیاد از خانه پا به بیرون نمی‌گذارد. چندی پیش که طبق معمول هر روزه به محل کار خود رفته بودم شخص موتورسواری زنگ خانه را به صدا در آورده و پدرم را به دم در می‌خواند. وقتی پدرم سوال می‌کند که چه کاری دارید؟ وی جواب داده از شرکت... آمدم و شما برنده این ماه ما در اینترنت شده‌اید.

پدرم که متوجه صحبت‌های او نمی‌شود دم در رفته و موضوع را پرس‌وجو می‌کند. فرد ناشناس موضوع را به این صورت توضیح می‌دهد که هر ماه شرکت ... قرعه‌کشی دارد و به افرادی که از کارت‌های اینترنت ما استفاده می‌کنند و در قرعه‌کشی برنده می‌شوند هدایایی به رسم یاد بود اهدا می‌کند.

هدیه شما نیز ارسال شده و کارت اینترنت به مدت هزار ساعت و یک ساعت مچی است. البته هزینه پیک و مانده قیمت کارت اینترنتی می‌شود 15 هزار تومان که باید پرداخت کنید.

پدرم به فکر فرو رفته و گمان می‌کند چون من تا پاسی از شب پای رایانه می‌نشینم پس برنده شده‌‌ام و خوشحال شده به خانه برمی‌گردد و مبلغ درخواستی پیک موتوری را آورده و پرداخت می‌کند. بعد از آن هدایا را تحویل گرفته و با خوشحالی به خانه برمی‌گردد. همان موقع به محل کارم زنگ زد وگفت: برنده جایزه شده‌ای؟

من هم با تعجب پرسیدم: چه جایزه‌ای؟

گفت: یک کارت کامپیوتر که همیشه می‌خری و ساعت‌ مچی.

پرسیدم: یعنی چه؟ چه کسی اینها را آورد؟

گفت: یک موتورسوار از شرکت نمی‌دانم چی.

پرسیدم: پولی هم به او دادی؟

ـ پدرم گفت بله. مبلغ 15 هزار تومان از جیب خودم دادم. یادت باشد شب که آمدی حساب کنیم. بعد زد زیر خنده.

باور کنید مغزم سوت کشید. همان‌طور که همان لحظه حدس می‌زدم سر پدرم کلاه رفته بود. نمی‌دانستم چه جوابی به پدرم بدهم. چه حرفی می‌توانستم به او بگویم. ایراد بگیرم. بگویم پدر عزیز مگر هر روز در روزنامه نمی‌خوانی که مراقب کلاهبردارها باشید. آخر نپرسیدی اگر پسرم جایزه برده، پس پول چرا می‌گیرید؟

نمی‌شد حرفی زد. خداحافظی کردم و آن روز را تا آخر وقت دمق بودم. البته نه بابت پرداخت پول، بلکه چرا پدرم گول خورده و حداقل قبل از آن به من تلفن نزده است.

شب که به خانه برگشتم، آن هدایای به قول پدرم را تحویل‌ گرفتم. یک ساعت مچی که همان لحظه دل و روده‌اش درآمد و پیچ عقربه‌اش افتاد. کارت استفاده از شبکه اینترنت را که نگاه کردم بدون اسم و رسم تولید شده بود. یک تلفن ناقص روی آن بود. ساعتی پدرم را نصیحت کردم که مراقب باشد از این پس گول چنین افرادی را نخورد. روز بعد که ماجرا را برای همکارم تعریف کردم گفت شانس آوردی که هدایای آنها سکه نبود. بعد تعریف کرد که مادر او هم چنین اشتباهی کرده و به شخصی که سکه تقلبی آورده 50 هزار تومان پرداخت کرده و به خیال خود آن سکه را می‌تواند 200 هزار تومان به قیمت آن روز در بازار بفروشد.

چه می‌شد کرد و چه می‌شد گفت از این کلاهبردارهای اینترنتی، امیدوارم نگارش این نامه باعث هوشیاری بیشتر شود.

تهران ـ رضا رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها