در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که از پیچ وخمهای طبیعت بکر بلده به یوش میروید، شک نمیکنید که اگر شما هم به جای نیما یوشیج در این منطقه به دنیا میآمدید میتوانستید در تاریخ هنر و شعر این مملکت ماندگار شوید. البته این تصوری است که به مسافران بسیاری در این دیار دست میدهد. همان طور که خود نیمایوشیج بچه کوهیای که تفنگ و شکار جزوی از زندگی روزمرهاش بوده همین را میگوید: «من یک بچه کوهی بودهام. جنگلها و تماشای قلههای کوهها و مناظر گوناگون و قشنگ صحراها و امواج دریا، زندگی در روش ساده و دهقانی، مرا این طوری تربیت کرده است.»
محل تولد نیمایوشیج این زاده کوههای بلند، درههای عمیق، زمزمههای رودهای خروشان، جنگلهای سبز و روستای مهآلود یوش مقصد بسیاری از دوستان ادبیات و طبیعت ایران است.
راههایی که به نیما میرسد
هراز و چالوس است که میتواند تو را به نیما برساند. با فاصلهای یک ساعت و نیم تا دو ساعت ، البته از تهران تا یوش نزدیک به 3 تا 4 ساعت در راه خواهید بود. حالا اگر اعتقاد دارید که سفر یعنی مسیر از مبدا تا مقصد، از جاده چالوس بروید، اما اگر میخواهید سریعتر برسید با هراز همراه شوید.
البته هنوز هم انتخابها ادامه دارد. اگر شما از کسانی باشید که با خودروی خود به سفر میروید در این صورت سه جاده پیش روی شما آغوش میگشاید. اگر خیال دارید با جاده چالوس همگام شوید، بعد از تونل کندوان و سیاهبیشه، آبادی کوچکی به نام پل زنگوله قرار دارد که از فرعی این آبادی باید به سمت شرق بپیچید. بعد از پشتسر گذاشتن گردنه «لاوشم» و روستاهای نسن، پیل، نیکنام و سه راهی «اوز» و تقریبا 63 کیلومتر رانندگی به یوش میرسید. مسیر از دل جنگلی مه گرفته میگذرد که لحظهای چشم شما از دیدن آن خسته نمیشود. آرام است و کم عبور.
اما اگر پابهپای جاده هراز شدید. مسیر شما از جاده هراز و خروج به سمت جاده یوش ـ بلده خواهد بود. 45 کیلومتر که در این جاده برانید بعد از گذر از آمل، تابلوی پل «هردرود» بر چشم شما مینشیند. به اینجا که میرسید تابلوها میگویند از جاده هراز یعنی خروجی پل هردرود تا بلده تقریبا 50 کیلومتر و از بلده تا یوش حدود 8 کیلومتر راه است. جاده یوش ـ بلده به نور هم رویایی زیبا برای شما میسازد. پیچ و خم و بالا و بلندی تپهها را که در حریری از مههای کوهستانی بالا میروید، با سکوت طبیعت یکی میشوید. البته گاهی ممکن است حضور خودرویی ذهن شما را به سمت عصر آهن و دود بکشاند، اما هر چقدر به آسمان نزدیک میشوید احتمال این که دنیای آهنی شما را از طبیعت محض بگیرد، کمتر است، اما این مزاحمت صدای موتور ماشین هم تنها به یک پیچ میپاید و بعد دوباره کوهستان با خانههای گاهگلی فراموش شدهاش تو را در بر میگیرد. البته هرچه به شهر «نور» نزدیک میشوی طبیعت شلوغتر میشود و دوباره جاده با خودروی مسافران منطقه هممسیر میشود. تمشکهای کنار جاده میگویند به نور رسیدهای. و اما مسیر سوم، اگر شما هم از سرزمینهای شمالی و از حاشیه خزر خودتان را به تمشکهای راه نور رساندهاید، حالا باید جاده نور ـ رویان را به سمت یوش بروید. رویان شما را تا پای آبشار «آب پری» میبرد تا هم غبار راه از تن بگیرید و هم گلویی تر کنید. به آب پری که برسید تقریبا 84 کیلومتر دیگر باید جاده را پشتسر بگذارید تا به خانه پدر شعر نوی ایران برسید.
زیر پوست دهکده
پا به درون کوچههای سنگفرش و پیچ در پیچ یوش میگذاریم، همراه با صدای پای آبی که در دل کوچههای تنگ و باریک میگذرد. اینجا میشود ساعتها لابهلای درختهای بلند و قدیمی خاطره بازی کرد. حتی زیر سایهسار درختان و لای نوای باد میشود صدای کودکی را شنید که سرخوش میدود و زیر پوست ده شاعر میشود.
دهکده یوش به نام ادبیات ایران ثبت شده است. اینجا کوچهها هم شاعر هستند؛ کوچه شاملو، کوچه خانلری و... انگار ادبیات است که ورق میخورد. خانه نیما را شراگیم فرزند نیما به سازمان میراث فرهنگی داد و سازمان آن را مرمت کرد که البته هنوز هم جای کار دارد، اما آنقدر نونوار است که در میان بافت کهنه روستا بدرخشد. برای رسیدن به خانه نیما سرگردان نمیشوید. با اینکه در تمام روستا تابلوهایی برای راهنمایی مسافران وجود دارد، اما اگر برای پیدا کردن موزه دچار مشکل شدید، به سمت شمال حرکت کنید. حتی میتوانید از قبل با موزه نیما تماس بگیرید و اطلاعات مورد نیاز را از آقای جمشیدی، مسوول موزه، دریافت کنید: (433233ـ 0122)
موزه نیما 3 ورودی دارد، اما امروز فقط ورودی اصلی در خیابان سیروس طاهباز بهروی مسافران باز است. موزه نیما تعطیلی ندارد و هر روز از ساعت هشت صبح باز میشود. قیمت بلیت ورود برای هر نفر 400 تومان است. طبق معمول ایران، شلوغترین زمان موزه تابستانهاست که تنها روزهای جمعه تا یک هزار و 300 نفر بازدیده کننده دارد. در این فصل و احتمالا در زاد روز نیما موزه پذیرای 200 تا 300 مهمان خواهد بود. موزه دو طبقه است و 24 اتاق دور تا دور حیاط دارد و سنگ قبر سفید نیما هم وسط حیاط در کنار خواهرش و سیروس طاهباز است.
موزه دو بخش اصلی دارد؛ شاهنشین بزرگ و شاهنشین کوچک. اگر دوست دارید دستنوشتهها، اسنادی مثل قباله ازدواج و تفنگها را ببینید باید به شاهنشین بزرگ بروید. شاهنشین کوچک فعلا چیزی برای بازدید ندارد. اما در اتاقهای سهدری و پنجدری و ششدری که در مجموع 15 اتاق هستند، بخشی از ابزار زندگی نیما مثل: کتری، جوله (شیردان)، نفتدان و وسایل آشپزخانه به نمایش در آمدهاند. البته اگر هوا بارانی نباشد، برخی از وسایل و حتی کپی اسنادی از زندگی نیما دور تا دور حیاط برای نمایش چیده میشود.
شب نیمایی!
میخواهید به هنگامشبی(شباهنگام) که نیما وعده داده بود دهکده را ببینید؟ اصلا نگران نباشید. درست روبروی خانه نیما خانهای وجود دارد که پذیرای مهمانان دهکده است. اصلا بهترین گزینه برای گذراندن یک شب در یوش، خانههای قدیمی روستاییان است. قیمت یک شب اقامت در این خانهها در هر فصل متفاوت است.
اگر تابستان که گردشگران بیشتری به یوش میروند بخواهید یک سرویس کامل برای خود اجاره کنید، باید برای هر شب بین 25 تا 30 هزار تومان هزینه کنید، اما با خنکتر شدن هوا قیمت اتاقها هم پایین تر میآید. در همین فصل میتوانید با پرداخت حدود 10 تا 15 هزار تومان یک اتاق کرایه کنید. البته اگر دمای هوا اجازه بدهد، میتوانید شب را در یک چادر ضد آب در فضای روستا بگذرانید.
طعم زندگی
اینجا برخلاف همه شهرها و روستاهای گردشگری خوشبختانه خبری از جوجهکباب و کوبیده نیست. اینجا اصلا خبری از رستوران و غذاخوری نیست. میتوانید برای خوردن غذا به بلده بروید، اما در یوش هم اصلا جای نگرانی وجود ندارد. اینجا میتوانید طعم غذاهای طبیعی را بچشید، اما باید به آشپزهای خانگی سفارش غذا بدهید، البته قبل از اینکه حرکت کنید. دهکده یوش چند آشپز بومی دارد که غذای محلی میپزند. بنابراین برای اینکه غذاهای خوشمزه ای را میل کنید باید از قبل و از طریق مدیر موزه با او هماهنگ کنید و سفارش بدهید. خورش آلو، آش ترش با سبزی و دوغ محلی از غذاهای محلی روستای یوش است که بیشتر قدیمیهای روستا این غذاها را خوب میپزند.
البته همین جا هم میتوان غذای امروزی پیدا کرد. قیمت یک پرس خورش آلوی محلی با مخلفات کامل که در ظروف قدیمی هم پخته شده باشد، حدود 3 هزار تومان است.
سفری با دوستان!
اگر از آن دست آدمهایی هستید که برای سفر سرتان درد میکند دوستان و همکلاسیها را دور هم جمع کنید و به جاده بزنید و از قضای روزگار وسیله شخصی هم ندارید، اصلا نگران نباشید.
میتوانید با اتوبوس راهی شوید. اصلا سفر قبل از اینکه به مبدا و مقصدش باشد به طول و مسیر سفر است. چه بهتر که این سفر را با دوستان همراه، همسفر شوید.
پنجشنبهها و روزهای تعطیل ساعت 5 صبح از چهارراه سرچشمه تهران، روبهروی پمپ بنزین، اتوبوسهایی به سمت یوش حرکت میکنند که بعد از تقریبا 4 ساعت شما را به روستا میرسانند. اگر در شرق تهران زندگی میکنید انتخاب دیگری هم دارید. میتوانید ساعت 6 صبح در فلکه دوم تهرانپارس سوار اتوبوسهای بلده شوید. این اتوبوسها هر روز به سمت بلده حرکت میکنند. البته در بلده هم با سواری یا مینیبوس و بعد از چند دقیقه به یوش میرسید.
اگر با جمع دوستان از میدان آزادی تهران سفر خود را آغاز کرده باشید، پس از 4 ساعت به گردنه «لاوش» میرسید که باد شدیدش ماشینها را تکان میدهد و با 3500 متر ارتفاع، بلندترین گردنه ایران است که دسترسی جادهای دارد.
برخی کوهنوردان از اینجا به قله سیاهسنگ و قله وروشت صعود میکنند. در ادامه سفر جاده کوهستانی سرازیر و کمکم با رودخانه همسطح میشود. از آنجا به بعد، بار دیگر رو به بالا میروید تا به یوش میرسید.
هستی بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: