هنگام بازگشت صحنههای عجیب و غریبی جلوی چشمان همه مجسم میشد. توی همان گیر و دار که هر کسی جانش را برداشته بود ببرد عقب، مهدی سجادی که خودش بعدها به اسارت رفت یکه و تنها ستونی از نیروهای عراقی را به اسارت گرفته بود و به پشت جبهه نیروهای خودی منتقل میکرد، اجازه نمیداد کسی کمکش کند و مواظب عراقیها باشد. پاتک عراقیها در آن سپیدهدم صبح سنگین بود، زمین و زمان زیر آتش توپخانه و خمپارهاندازها و سلاحهای سنگین قرار گرفت. چند قدمی که برگشتیم عقب، صحنه دلخراشی پاهایم را مثل بقیه بچهها سست و در جای خود میخکوب کرد، چهار، پنج نفری از بچههای گردان فرورفته بودند داخل باتلاق. آنها دیشب هنگام عملیات وارد باتلاق شده بودند. کسی نمیتوانست کمکشان کند و حالا آنها تا گردن توی گل فرو رفته و غریبانه به شهادت رسیده بودند. پیکر پاک بعضی بچهها افتاده بود روی زمین، همانها که توی گردان سیدالشهداء(ع) به «فلق» معروف بودند، همانها که روز را با دعای عهد شروع و شب زیارت عاشورا زمزمه میکردند.
پیکر پاک شهید محمدعلی شکراللهی، همان کسی که از واحد آموزش لشکر خودش را رسانده بود گردان و با تمنا و التماس در زمره نیروهای گردان قرار گرفت، پیکر بچههایی که بدنی سوخته داشتند و روی خاک سرد آرام خفته بودند. عملیات والفجر مقدماتی، عملیات سختی بود، حرکت توی زمین رمل و ماسه نفسگیر بود، در شب سردی که زمین زیرانداز ما شد و آسمان روانداز، آن هم توی فصل زمستان و سرمای بهمنماه!
محمد خامهیار
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد