در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دیپلماسی غیررسمی که از طریق مصاحبههای مطبوعاتی، سخنرانی در مراکز مختلف علمی و دانشگاهی یا دیدار با گروههای مختلف فکری و نیز ایرانیان مقیم خارج کشور موجب نگرانی شدیدی برای دولت آمریکا و لابی صهیونیستی شده است، به طوری که هر سال سعی شده محدودیتهای بیشتری برای هیات ایرانی ایجاد شود. این نگرانیها بیش از همه ریشه در کارکردهای دیپلماسی عمومی در جهان کنونی دارد. در واقع دیپلماسی عمومی ازجمله ابزارهای نوینی است که از طریق آن یک دولت تلاش میکند تا افکار عمومی کشورهای دیگر را در جهت تامین منافع ملی خود تحت تاثیر قرار دهد به نحوی که افکار عمومی بتواند سیاست خارجی دولت متبوع خود را تحت فشار قرار دهد و در نهایت در آن تغییر ایجاد کند. دیپلماسی عمومی از طریق ابزارهایی چون مطبوعات، کتاب، سینما، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون و امثال آن، نوعی رابطه دولت ـ ملتی را شکل میدهد که میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد. بررسیها نشان میدهد دولت آمریکا و آژانس اطلاعاتی ایالات متحده بنیانگذار دیپلماسی عمومی در جهان است. این اصطلاح نخستین بار سال 1965 در آمریکا توسط «ادموند گولیون (Edmond Gulion) رئیس مدرسه حقوق و دیپلماسی فلچر در دانشگاه تافتز» به کار گرفته شد که وی این تعریف محدود را از دیپلماسی عمومی ارائه داد: «عبارت است از ارتباط معطوف به منافع ملی یک کشور از راه ارتباط با مردم خارج از مرزهای جغرافیایی». از آن زمان تاکنون دامنه این ابزار بویژه در مسیر شکلدهی به سیاست خارجی بسیار گسترده شده، به طوری که امروز کشورهای مختلف جهان و بویژه قدرتهای بزرگی چون آمریکا از دیپلماسی عمومی به مثابه بازوی اصلی جنگ نرم بهره میگیرند، اما به نظر میرسد بهرهگیری از دیپلماسی عمومی در ایران و بویژه در دوره دولت نهم و دهم بیش از آن که به عنوان مکمل سیاستهای خارجی معطوف به دیپلماسی رسمی باشد به عنوان جبرانکننده خلأهای موجود در عرصه دیپلماسی رسمی به دلیل محدودیتهای ایجاد شده در عرصه بینالملل برای کشورمان مورد استفاده قرار گرفته است.
دیپلماسی عمومی در جهان کنونی
دیپلماسی عمومی از قدرت تاثیرگذاری بر افکار عمومی برخوردار است و آثار آن ماندگارتر است. چراکه به نحوی فرهنگها و احساسات مردم را برای تاثیرگذاری مورد هدف قرار میدهد. این نوع تاثیرگذاری نیز بیشتر به وسیله فناوریهای جدید رسانهای ازجمله مطبوعات، رادیو و تلویزیون، سینما، کتاب، اینترنت و ماهواره قابل تحقق است. علاوه بر این دانشگاهها و مراکز آموزشی نیز ازجمله حوزههایی هستند که دیپلماسی عمومی خود را بر تحولات آن متمرکز میسازد. از این رو میتوان گفت در چند دهه اخیر عمدتا کشورهایی در عرصه دیپلماسی عمومی پیشروتر و موفقتر بودهاند که دسترسی بیشتری به این امکانات داشتهاند. به همین لحاظ است که مشاهده میشود کشورهای پیشرفته و صنعتی و بویژه کشورهای پیشرفته و صنعتیای که از سابقه استعمارگری برخوردار بوده و در دنیای کنونی نیز به دنبال کسب منافع خود در کشورهای دیگر از شیوههای جدید استعماری هستند به دستاوردهای بیشتری در حوزه دیپلماسی عمومی دست یافتهاند. 5 اولویت استراتژیکی که دولت آمریکا برای دیپلماسی عمومی در بودجه سال مالی 2012 دیده گویای همین واقعیت است. این 5 اولویت استراتژیک عبارتند از:
1 ـ شکلدهی به روایت (طراحی استراتژیهای پیشگیرانه به منظور اطلاعرسانی، الهامبخش و ترغیب) 2 ـ توسعه و تقویت روابط بین مردم (ایجاد اعتماد و احترام متقابل از طریق توسعه برنامهها و پلتفرمهای دیپلماسی عمومی) 3 ـ مبارزه با افراطگرایی خشونتآمیز (مبارزه با تبلیغات افراطگرایان خشونتطلب، بیاعتبارسازی و مشروعیتزدایی از القاعده و ایجاد و تقویت نظرات و صداهای محلی معتبر 4 ـ اطلاعرسانی بهتر در فرآیند سیاستگذاری (اطمینان از این که در سیاست خارجی، عقاید افکار عمومی خارجی نیز جای داده شدهاند) 5 ـ اختصاص منابع در راستای اولویتهای کنونی (تقویت ساختارها و فرآیندها برای تضمین وجود یک دیپلماسی عمومی موثر و هماهنگ)
دیپلماسی عمومی در ایران
انقلاب اسلامی ایران توانست در عصری که دو ابرقدرت جهانی سلطه خود را بر جهان دیکته میکردند با رویکردی فرهنگی و دینی به پیروزی برسد. پیروزیای که پس از فروپاشی شوروی سابق بیش از گذشته در دل دنیای استکبار وحشت انداخت چرا که حکومت مبتنی بر مردمسالاری دینی که در ایران مستقر شد میتوانست از سویی به الگویی برای سایر ملل تبدیل شود و از سوی دیگر نقصانهای حکومتهای لیبرالی و سرمایهداری را بازنمایی کند. از همین رو از همان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی غرب و در راس آن دولت آمریکا دو رویکرد را در پیش گرفت. از سویی اقدام به فعالیتهای وسیع ضدفرهنگی بویژه از طریق دیپلماسی رسانهای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کرد و از سوی دیگر با اعمال تحریمها و محدودیتهای شدید امکان مراودات رسمی ایران با سایر دولتها و ملتها را کاهش داد. از این رو در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولتهای مختلف تلاش میکردند به هر شکل ممکن از طرق غیررسمی از جمله دیپلماسی عمومی محدودیتهای ایجاد شده در عرصه دیپلماسی رسمی را کاهش دهند.بدون تردید جمهوری اسلامی ایران هم به دلیل پیامهای فرهنگی که دارد و هم دلیل محدودیتهای موجود در مسیر دیپلماسی رسمی باید از ابزارهای مختلف دیپلماسی عمومی بیشترین بهره را ببرد.
حسن ملکی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: