پایان ماجرای‌گم‌شدن مدارک

ماه‌ها قبل نامه‌ای برایتان ارسال کردم و در آن نوشتم که مدارک مهم اینجانب به سرقت رفت و هیچ نشانی از سارق آن به دست نیاوردم. انتظار داشتم شاید دل سارق مدارک، به رحم بیاید و بعد از برداشتن پول موجود در کیف که مقدار آن خیلی ناچیز بود، مدارک را به صندوق پست بیندازد یا با تلفن روی آن تماس گرفته و مدارک اینجانب را تحویل دهد. متاسفانه این طور نشد و اینجانب کم‌کم شروع به اقدام برای گرفتن المثنای مدارک کردم.
کد خبر: ۴۳۰۴۴۶

بعد از چند ماه شخصی با تلفن همراهم تماس گرفت و اعلام کرد مدارک اینجانب صحیح و سالم توسط وی پیدا شده و حاضر است که تحویلم دهد. آنقدر از این خبر خوشحال شدم که نمی‌دانستم چکار کنم. دردسر المثنی گرفتن که خودتان می‌دانید چقدر زیاد است.

خلاصه به شخص تلفن‌کننده گفتم خیلی از شما ممنون. جایی را مشخص کنید تا بیایم مدارک را بگیرم یا با پیک بفرستید هزینه‌اش را تقبل می‌کنم. شخص مزبور یک دفعه لحن‌اش عوض شد و با صدای خشن اعلام کرد ترمز کن. تند نرو. الکی که مدارک را تحویل نمی‌دهند. بی‌مایه فطیر است.

این همه مدارک را مفت و مجانی تحویل دهم؟ اشتباه فکر کردی. اول بگو ببینم چقدر حاضری پرداخت کنی؟ گفتم: والا هر چی شما بخواهید. شما مبلغی را بگویید تا ببینم وضع مالی‌ام می‌رسد بدهم یا نه.

باید به شما بگویم که اینجانب یک کارمند دون‌پایه هستم و مال و منال آنچنانی ندارم که به شما بدهم. شما لطف کردید تماس گرفتید و اعلام کردید که مدارک پیش شماست. حالا اولا بگویید مدارک اینجانب چطور از دست سارق به دست شما رسیده؟ ثانیا اگر مدارکم را ندهید از شما به‌جرم خیانت در امانت شکایت می‌کنم. فرد تلفن‌کننده گفت: فکر می‌کنم شما احتیاجی به این مدارک ندارید.

سند و گواهینامه و برگه تحصیلی و خلاصه چند مدرک دیگر که اگر بخواهید برای به دست آوردن آنها اقدام کنید چند سال در ادارات باید بدوید و کفش پاره کنید. خود دانید.

سریع به وی گفتم تلفن را قطع نکنید. چقدر پول می‌خواهید؟ بگویید تا بدانم می‌توانم بدهم یا نه. آخر این طور نمی‌شود. گفت بابت هر مدرکی یک میلیون. یعنی 4 تا مدرک و سند مهم دارید، می‌شود 4 میلیون.

سرم سوت کشید. 4 میلیون از کجا بیاورم. پول پیش خانه‌ام 4 میلیون نیست. آخر کمی رحم و مروت داشته باشید. محض رضای خدا با 200 هزار تومان راضی شوید.

خلاصه آنقدر چانه زدیم تا رسیدیم به 500 هزار تومان شیرینی بدهم و مدارکم را پس بگیرم. در نهایت نگفت مدارک چطور به دستش رسیده. فردای آن روز با قرض گرفتن از خانواده پول را جور کردم و به آدرسی که داده بود رفتم. گاراژی در جنوب شهر که وقتی وارد شدم مرا یاد گورستان متروکه انداخت. شخصی که معلوم بود از جریان خبر ندارد در گوشه‌ای از گاراژ داشت نان‌خشک‌های جمع‌آوری شده را در گونی‌های بزرگ می‌ریخت. مرا دید آمد جلو و اسمم را پرسید بعد گفت یک بسته دارید که باید تحویل بگیرید و یک بسته دارید که باید تحویل بدهید.

حوصله دردسر و درگیری نداشتم. از او خواستم بسته‌ام را بیاورد. رفت داخل یک مینی‌بوس اوراقی و یک بسته در کیسه سیاه آورد.

من‌هم از جیبم پاکتی حاوی پول درآوردم دادم دستش. کیسه سیاه را گرفتم باز کردم دیدم تمام مدارکم داخل آن است. البته کثیف و سیاه شده بود. ولی جای شکرش باقی بود که مدارک پیدا شدند.

سریع تاکسی دربستی گرفتم و برگشتم خانه. بعدا همه می‌گفتند چرا به پلیس اطلاع ندادی. من هم می‌گفتم ‌ممکن بود با این کار فرد تلفن‌کننده بی‌خیال تحویل مدارک شود و همه را از بین ببرد نمی‌دانم کار درستی‌کرده‌ام یا نه ولی این کار را کردم .

پایان ماجرا به این صورت انجام شد و وقتی دوباره به شماره تلفنی که روی تلفن همراهم افتاده بود زنگ زدم پیغام خاموش است شنیده شد و دیگر نتوانستم آن شخص تلفن‌کننده را پیدا کنم.

با احترام

سعید ـ ه از تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها