ریشه‌یابی قتل هولناک دختر جوان به دست پسر معتاد

جنایت شیشه‌ای در پشت بام

پشت بام خانه پدری سعید، نقطه عطفی در زندگی او، خانواده و دوستانش شد. زمانی که پدر سعید او را برای ترک اعتیاد و دور ماندن از سایر اعضای خانواده به پشت بام فرستاد تا در آلونک زندگی کند، شاید هرگز گمان نمی‌کرد چنین سرانجامی در پشت بام برای فرزندش رقم بخورد.
کد خبر: ۴۳۰۴۱۸

سعید 32‌ساله و معتاد به مصرف شیشه، دختر 26 ساله‌ای را که به واسطه مصرف مواد با او آشنا شده، در حالت نشئگی و زمانی که تازه شیشه مصرف کرده‌ بود، در همان پشت بامی که پدرش به امید ترک کردن او را به آنجا فرستاده بود، با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند.

او بعد از این‌که جسد خونین دختر جوان را به زمین انداخت، در پشت بام و سایر واحد مسکونی را بست و با تهدید چاقو اجازه نداد کسی به او نزدیک شود، اما پلیس با همکاری آتش‌نشانی به پشت بام خانه رفت و سعید را قبل از این‌که بتواند دوباره از چاقویش استفاده کند، دستگیر کرد.

از محل حادثه علاوه بر جنازه دختر جوان، مقدار زیادی کراک و شیشه نیز کشف شد. این جنایت چرا به وقوع پیوست و چگونه می‌توان از تکرار آن پیشگیری کرد؟

دکتر علیرضا کیهان‌نژاد، روان‌شناس

بتازگی متاسفانه اخبار زیادی از فجایعی که مواد مخدر می‌آفریند می‌شنویم و رد پای شیشه را در بسیاری از پرونده‌های قتل و سایر حوادث خشونت‌آمیز می‌بینیم. اگر بخواهیم نگاهی اجمالی به انواع اعتیاد بیندازیم به این نتیجه می‌رسیم بین افرادی که مواد مخدر سنتی استفاده می‌کنند با افرادی که معتاد به مواد مخدر صنعتی هستند، تفاوت وجود دارد.

دسته اول زمانی که مواد مخدر به آنها نمی‌رسد، هیچ نوع منطقی سرشان نمی‌شود و پذیرای هیچ نصیحتی نیستند. چون معتاد از دست خودش عصبانی است. خودش به خاطر وضعیتی که دارد بسیار ناراحت است.

در روان‌شناسی می‌گویند چنین فردی برون‌فکنی می‌کند. چون حال روانی بسیار بدی دارد به افراد دیگر برون‌فکنی می‌کند، حتی به نزدیک‌ترین کسانش. یعنی حالت روانی بدش را به طرف مقابلش منعکس می‌کند. فکر می‌کند او کسی است که مانع خوشبختی او شده است. ناصح برای او کسی است که او را درک نمی‌کند. از ناصح متنفر است چون درکش نمی‌کند. نمونه این مورد را چند وقت پیش در خبرها دیدیم که یک جوان معتاد به مواد مخدر سنتی یکی از دوستان پدرش را به خاطر نصیحت کشته بود.

اما افرادی که مواد مخدر صنعتی استفاده می‌کنند، خطرناک می‌شوند. به دلیل این‌که مصرف مواد حالاتی در آنها ایجاد می‌کند که سطح خشونت آنها را بالا می‌برد.

اثراتی که این مواد بر جسم و روان می‌گذارد با فاصله زمانی کوتاه و شدت بالا صورت می‌گیرد. مثلا بعد از مدت کوتاهی که فرد شیشه مصرف می‌کند، اطرافیان شاهد انرژی فراوان، شادابی زیاد و توهم‌زایی بسیار در او هستند. هرچه از دوره مصرف می‌گذرد تاثیرات چشمگیرتر می‌شوند و حالت شادابی به حالت‌های عصبی تبدیل می‌شود.

بنابراین به طور کلی افراد معتاد قادر نیستند، خودشان را کنترل کنند. همچنین مصرف مواد مخدر بعد از مدتی احساسات انسانی مانند ترحم و شفقت را از بین می‌برد و روی اعصاب مصرف‌کننده تاثیر می‌گذارد و از او فردی بی‌رحم می‌سازد. وقوع جنایات خشن از سوی افرادی که سوء مصرف مواد مخدر دارند به همین دلیل است. کمرنگ شدن احساسات انسانی و افزایش بی‌رحمی به آنها قدرت انجام جرایم خشن و غیر‌انسانی می‌دهد.

فرشته اسدی، وکیل دادگستری

با تاکید بر این‌که پرونده‌های قتل پیچیده هستند و تحلیل کردن آنها بدون اطلاع از جزییات پرونده بسیار سخت است، به اختصار درباره رویه و مجازاتی که در انتظار این متهم قرار دارد می‌گوییم. در اکثر پرونده‌ها در صورت احراز عمدی بودن قتل، مجازات آن قصاص است. همانطور که شاهد بوده‌ایم در پرونده‌های مشابه که متهم معتاد به شیشه بوده، قصاص درباره او اجرا شده است. اما با توجه به این‌که در خلاصه خبر آمده که قاتل هنگام قتل تحت تاثیر ماده مخدر شیشه بوده زوایای مختلف قانونی را در این خصوص بررسی می‌کنیم. چون اگر تحت تاثیر ماده مخدر شیشه بودن متهم محرز شود، ممکن است قاضی تصمیم دیگری بگیرد و حکم دیگری صادر کند.

ماده 53 قانون مجازات اسلامی تصریح می‌کند اگر کسی در اثر شرب خمر مصلوب‌الاراده شود و ثابت شود که به خاطر ارتکاب جرم شرب خمر کرده، مجرم علاوه بر مجازات جرمی که مرتکب شده به خاطر شرب خمر هم مجازات می‌شود.

مفهوم مخالف این ماده این است که وقتی مستی وجود دارد، عنصر معنوی وقوع جرم مخدوش است. یعنی فعل قتل انجام شده و متهم هم این کار را کرده، اما متوجه کاری که می‌کرده نبوده است.

به طور کلی در قوانین بیشتر کشورها‌ جنون، مستی و سایر عواملی که قدرت تشخیص را از فرد بگیرد، باعث تخفیف در مجازات یا حتی در مواردی تبرئه متهم از جرم قتل عمد خواهد شد. اما از آنجا که قانون مجازات اسلامی براساس فقه اسلام تدوین شده، در این زمینه سختگیرانه‌تر عمل کرده است. با این حال در ماده 224 قانون مجازات اسلامی تصریح شده قتل در حالت مستی موجب قصاص است مگر این‌که ثابت شود متهم در اثر مستی به کلی مصلوب‌الاختیار بوده و قصد او هم از مست شدن این نبوده که شجاعت انجام قتل را پیدا کند. در چنین شرایطی (در صورت مصلوب‌الاراده بودن) اگر قاضی تشخیص دهد اقدام متهم باعث ایجاد خوف یا تجری شود، متهم به حبس از 3 تا 10 سال محکوم می‌شود.

در مورد مواد مخدر نیز در رویه قضایی ایران استعمال مواد‌مخدر از موارد مصلوب‌الاراده شدن به صورت کلی به حساب نیامده است، در نتیجه در این مورد مصداق ندارد.

اما به نظر می‌رسد بد نیست این موضوع از نظر پزشکی مورد بررسی دقیق قرار گیرد. اگر پزشکی قانونی تصدیق کند که تاثیر مصرف مواد یا نرسیدن مواد به فرد معتاد، به گونه‌ای است که ممکن است اراده او را به طول کامل از بین ببرد، هم با توجه به ماده 224 و هم نظر به اصول کلی حاکم بر حقوق جزا، جرم محقق نشده است. به این معنی که عنصر معنوی جرم (عمد) مفقود است و مجازاتش نیز قصاص نخواهد بود، بلکه مانند زمانی که مست بودن متهم محرز شود رفتار خواهد شد.

کلثوم کریمی، جامعه شناس

اعتیاد جوانان به مواد مخدر صنعتی به عنوان یک معضل جهانی شناخته می‌شود که در کشور ما نیز این پدیده شوم اخیرا به صورت چشمگیری دیده می‌شود. در حالی که نیروهای انتظامی در حال کشف و ضبط محموله‌های قاچاق این نوع کالا‌ها هستند، نهاد‌های اجتماعی به دنبال اطلاع‌رسانی درباره این پدیده منحوس و مقامات قضایی در حال وضع قوانین سختگیرانه‌تر برای مبارزه با جرایم ناشی از این مواد هستند.

به عقیده بنده مهم‌ترین کار را خانواده‌ها می‌توانند انجام دهند که هسته اصلی و اولیه جامعه را تشکیل می‌دهند. در مورد وظایف نهادهای اجتماعی مسائل بسیاری گفته شده که البته متین و قابل قبول است. اما در شرایط حاضر هیچ کس مانند والدین نمی‌توانند به فرزندان کمک کنند.

صاحب‌نظران بر این باورند که تاثیر تربیت خانواده بر وقوع بزه در نوجوانان غیرقابل انکار و بسیار زیاد است. خانواده مهم‌ترین نهاد جامعه و جامعه‌ای سالم است که خانواده‌های آن سالم باشند. اگر تاریخچه خانوادگی افرادی را که مرتکب بزه شده‌اند بررسی کنیم متوجه می‌شویم این افراد از خانواده‌های آسیب‌دیده می‌آیند. مثلا یکی از افراد خانواده آنها مصرف مواد مخدر داشته است یا پدر و مادر از هم جدا شده‌اند یا در خانواده طلاق خاموش رخ داده است. یعنی روابط عاطفی پدر و مادر با یکدیگر و گاهی با فرزندان سرد بوده است. در مواردی هم سابقه بزه در خانواده وجود داشته است.

باید توجه داشت خانواده‌ها مدل‌های تربیتی مختلف دارند. بعضی خانواده‌ها مستبد و کنترل‌کننده هستند. در چنین خانواده‌هایی فرزندان احساس تحقیر و خشم می‌کنند، اما این خشم را بنا به دلایل مختلف فرو می‌خورند. این خشم فروخورده یا تبدیل به افسردگی می‌شود یا در جای دیگر مثلا در قالب بزه در جامعه بروز پیدا می‌کند.

بعضی خانواده‌ها کنترل لازم را روی فرزندان خود ندارند. مثلا اگر فرزندشان دستش کج است به او تذکر نمی‌دهند یا آن را جدی نمی‌گیرند و روی ارتباطات او با گروه همسالانش نظارت نمی‌کنند. وقتی کنترل از سوی خانواده وجود ندارد، توقعات فرد از جامعه بالا می‌رود و فکر می‌کند باید هر کاری را انجام دهد، بی‌آن که کسی مانعش شود و به این ترتیب ممکن است کاری انجام دهد که خلاف قانون و هنجارهای جامعه باشد.

در مواردی ظاهر خانواده عادی است، اما یک جای کار می‌لنگد. مثلا والدین به تهیه خورد و خوراک و مسکن برای فرزندانشان اهمیت می‌دهند و فکر می‌کنند وظیفه دیگری در قبال آنها ندارند. این در حالی است که فرزندان تشنه محبت هستند. بسیار دیده شده نوجوانی از یک خانواده متمول و پدری پولدار دست به دزدی زده است.

قاتل و مقتول این پرونده را در نظر بگیرید. یکی از خانه رانده شده و دیگری فراری از خانه است. پسر را خانواده از خود رانده با این استدلال که در تنهایی ترک کند و هر وقت آدم شد برگردد و باعث آبرو‌ریزی ما یا آلوده شدن سایر اعضای خانواده نشود. اما ببینید نتیجه این برخورد چه شده است؟

حال خانواده‌ها باید چه کنند؟ الگوی رفتاری مناسب برای خانواده‌ها چیست؟ مهم‌ترین راه شناخت الگوی رفتاری مناسب با فرزندان کسب دانش از طریق آموزش دیدن است. نهادهای بزرگ جامعه مانند صدا و سیما، آموزش و پرورش، شهرداری، سازمان ملی جوانان و بهزیستی باید طی برنامه‌های مدونی به خانواده‌ها آموزش دهند که چه رفتاری با فرزندان خود داشته باشند. متاسفانه در این زمینه کاری جدی صورت نگرفته است. اما همان‌طور که پیشتر گفتم نباید منتظر باشیم که آموزش به در خانه ما بیاید.

والدین باید دست به کار شوند. وقتی برای پدر و مادر این سوال پیش می‌آید که چگونه باید با فرزندم رفتار کنم بهتر است سراغ مشاور یا معلم مدرسه فرزندش برود و با او مشورت کند. این به آن معنی نیست که والدینی که فکر می‌کنند رفتارشان با فرزندانشان عالی است نباید از کسی مشورت بگیرند. پدر و مادر با حمایت کردن، محبت و کمک به فرزندانشان مهم‌ترین نقش را در نجات دادن آنها از دام اعتیاد دارند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها