در این میان نماینده دادستان تهران که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان در جلسه محاکمه شرکت کرده بود بر شتابزده بودن شلیک پلیس تاکید دارد و درخواست مجازات برای مامورخاطی را کرده است.
شفیعی نماینده دادستان میگوید: 2 سال قبل بازپرس کشیک در جریان قتل مردی قرار گرفت که گفته میشد تحت تعقیب پلیس بود. جسد را به پزشکی قانونی انتقال دادند و تحقیقات آغاز شد. مطابق گزارشی که پزشکی قانونی اعلام کرد آنچه باعث مرگ این مرد شده شلیک گلوله توسط پلیس بود که به گردن متهم فراری برخورد کرده بود.
اینکه پلیس باید به دنبال متهم و خاطیان باشد امری واضح و وظیفه ماموران پلیس است، اما آنچه باعث میشود که عمل پلیس قتل عمد محسوب شود عدم رعایت قانون به کارگیری سلاح است. در این قانون آمده که پلیس ابتدا باید دستور ایست بدهد و در صورتی که متهم توجه نکرد تیرهوایی شلیک کند و اگر بازهم توجهی نکرد پای فرد را هدف بگیرد.
اما در این پرونده مامور فوق سرمتهم فراری را هدف گرفته و این از مصادیق قتل عمدی است.
نماینده دادستان تهران ادامه میدهد: بررسیهای ما نشان میدهد مامور پلیس در شلیک به متهم عجله کرده است و نباید از قانون سرپیچی میکرد، البته ما سختی کار ماموران پلیس را درک میکنیم و اینکه فرد فراری هم سابقهدار بوده و حین سرقت توسط ماموران شناسایی شده امری واضح است، اما پلیس وظیفه حفظ جان و سلامتی مردم را به عهده دارد و نباید به آنها صدمهای وارد کند.
به هرحال متهم از نظر دادسرا مجرم است و من به عنوان نماینده دادستان درخواست مجازات متهم را دارم.
قوانینرا بهدرستی رعایتکردم
نماینده دادستان، مامور خاطی را مجرم میداند، اما متهم مدعی است همه اصول را رعایت کرده و تیری که به سر متهم برخورد کرده یک خطای محض بود نه چیز دیگر.
او که هماکنون در شهردیگری مشغول به خدمت است اتهامش را رد میکند: من همه اصول را رعایت کردم و در تاریکی شب و با آن پستی بلندی منطقهای که در محل حادثه بود اصلا چنین اتفاقی بعید نبود.
او میگوید: من و همکارانم شیفت بودیم و درحال گشتزنی. به یک ماشین زانتیای سفید مشکوک شدیم. معلوم بود عدهای در زانتیای سفید رنگ نشستهاند و کاری میکنند. به نظر میرسید هدف آنها یک زانتیای نقرهای رنگ است.جلو رفتیم تا موضوع را بررسی کنیم. ماشین را طوری گذاشتیم که راننده نتواند فرار کند. فضای مانور خیلی کم بود، اما راننده بسیار ماهر بود و با مهارتی که داشت توانست زانتیا را بیرون بکشد وفرار کند.همکارم دنبال زانتیای سفید رفت و من ماندم تا مردی، که داشت از زانتیای نقرهای دزدی میکرد بازداشت کنم. آن متهم به محض اینکه من را دید فرار کرد. دنبالش دویدم خیلی سریع میدوید دستور ایست دادم و باصدای بلندی فریاد میزدم.
این مامور ادامه میدهد:چندین بار دستور ایست دادم صدایم آنقدر بلند بود که مردم از خانههایشان بیرون آمدند. دوستم به کمکم آمد. او هم دستور ایست داد و تیرهوایی شلیک کرد آنقدر تیر هوایی زد که فقط یک فشنگ برایش ماند.من هم تیر هوایی زدم سه بار شلیک کردم و فرمان ایست دادم. متهم چاقویی در دست داشت. او باچاقو ما را تهدید کرد از او خواستم خودش را تسلیم کند میخواستم بدون درگیری این موضوع تمام شود. وظیفه ما این است که از مردم محافظت کنیم.گفتم هرکاری هم کردی بیشتر از این به خودت آسیب نرسان و خودت را تسلیم کن.
دوباره پابه فرار گذاشت. همکارم تنها تیری که برایش مانده بود به سمت پای آن مرد شلیک کرد اما گلوله از بین دوپایش رد شد.
مامور متهم میگوید:دوباره فرمان ایست دادم. زانتیای سفید رنگ که داشت فرار میکرد برای سوار کردن متهم دوباره برگشت وجلوی پای او ایستاد دیگر چارهای نبود باید او را میزدم. پایش را هدف گرفتم. او ایستاده بود اما درحالیکه داشتم شلیک میکردم ناگهان به زمین نشست و تیر به سرش برخورد کرد. راننده زانتیای سفید رنگ که دید توقف فایدهای ندارد گازداد و رفت. ما ماندیم و متهم خونآلود.
او میگوید: متهم حتی لحظه مرگ قصد داشت ما را تهدید کند: متهم در دومرحله چاقو کشید و تهدید کرد که اگر جلو برویم ما را میکشد. مردم آن محل همگی از پنجره داشتند ما را تماشا میکردند و دیدند که متهم چاقو دارد. بعد از اینکه باراول به ماچاقو نشان داد من او را نصیحت کردم و گفتم خودش را تسلیم کند. توجهی نکرد و فرار کرد بار دوم هم که چاقو کشید من دوباره از او خواستم آرام باشد و خود را تسلیم کند و در نهایت مجبور شدم او را بزنم.
متهم میگوید: چارهای نبود نمیتوانستم بدون خونریزی این موضوع را تمام کنم. متهم خیلی سماجت میکرد. مردم همه شاهد بودند که من چندبار فرمان ایست دادم و با صدای بلند هم فریاد میزدم اما توجهی نمیکرد.
وقتی تیر را شلیک کردم هدفم این بود که پایش را بزنم یکدفعه نشست و تیر به سرش برخوردکرد.
وقتی باهمکارم بالای سرش حاضر شدیم هنوز چاقو را به سمت ما گرفتهبود.بدنش میلرزید و خون زیادی از او رفتهبود اما کوتاه نمیآمد. من بلافاصله آمبولانس خبر کردم و به همکارانم هم گزارش دادم ولی قبل از رسیدن آمبولانس او جان داد.
درخواست قصاص
مامور متهم شاهدانی دارد که حرفهایش را تایید میکنند. اهالی محل که شاهد درگیری مامور و متهم فراری بودند میگویند، مامور درست میگوید و متهم برای آنها چاقو کشید و تهدید کرد و مامور بارها به او فرمان ایست داد. آنها شهادت خود را در محضر قانونی کردهاند اما هیچکدام از این حرفها باعث نشد تا مامور پای میز محاکمه نرود و اولیایدم او را ببخشند.
پدرومادر مقتول به عنوان اولیایدم و قیم کودک 5 ساله مقتول در دادگاه درخواست قصاص کردند.
پدرمقتول میگوید هیچکدام از این حرفها درست نیست و پسرش بیگناه کشتهشدهاست.
گفتهمیشود پسرت قصد سرقت داشته این درست است؟
نه درست نیست. پسرمن آدم خوبی بود او سرقت نمیکرد خودش شغل داشت و درآمد زیادی هم داشت.
شغل پسرت چه بود؟
نقاش ماشین بود. این شغل درآمد خوبی دارد لزومی ندارد که بخواهد سرقت کند کار میکرد درآمد زیادی هم داشت.
خبرداری که پسرت سابقهدار است؟
من از این چیزها خبرندارم فکر میکنم که برایش حرف درآوردهاند. من که پدرش هستم و از زندگیاش خبردارم میگویم چنین چیزی نیست.
اما این سوابق پرونده شده ومتعلق به مدتها قبل است؟
من نمیدانم خبرندارم.
چرا عروست در دادگاه حاضر نشده بود؟
عروسم از مرگ شوهرش ناراحت نیست. به نظر من این توطئه عروسم است.
پسرت در حین سرقت بازداشت شده همدستانش آنجا بودند و مردم زیادی هم شاهد بودهاند، صاحب ماشین شناسایی شده و همه دیدهاند پسرت چه کرده است؟
برفرض که سرقت کرده حکمش مرگ نبود. مگر مملکت قانون ندارد که بچه من را در خیابان بکشند. دزدی کردهبود، بیناموسی که نکردهبود! میگرفتند میدادند دست قانون چرا او را کشتند.
ماموری که او را زده میگوید چندین باردستور ایست دادهاست اما پسرت توجهی نکرده؟
من این حرفها را قبول ندارم بچهام را کشته باید قصاص شود.
می دانی برای قصاص قاتل فرزندت باید سهم صغیر را بدهی؟
بله میدانم وکیل دارم همه چیز را گفتهاست. میپردازم. اگر فرش زیرپایم را بفروشم اینکار را میکنم.
فکر نمیکنی مرد مامور مقصر نبوده و پسرت خودش باعث مرگش شدهاست؟
نخیر اینطور نیست. باید قصاص شود. بچهام بیگناه کشتهشدهاست. باید هرطورشده عامل قتلش قصاص شود.تاهرجایی که لازم باشد میروم و هرکاری هم که لازم باشد انجام میدهم.
فکر نمیکنی بخشش بهتر است؟
پسرم را کشتهاند و به او تهمت دزدی هم میزنند. اگر تهمت نمیزدند مامور خاطی را میبخشیدم اما با حیثیت پسرم بازی کردهاند. میگوید سابقهدار است اگر اینطور است چرا من که پدرش هستم نمیدانستم.
شاید پسرت سارق بودنش را از تو مخفیکردهبود؟
مگر میشود. من پدرش هستم و همه چیز را میفهمم.
اگر دادگاه رای بر شبه عمد بودن قتل یا تبرئه بدهد چه میکنی؟
اعتراض میکنم قاتل پسرم باید قصاص شود. مامور که نباید آدم بکشد باید به مردم کمک کند جان آنها را حفظ کند. نه اینکه خانوادهای را داغدار کند.
علیرضا رحیمینژاد