شقایق فراهانی: سفر هدیه‌ای از طرف خدا برای انسان است

من مرد سفر هستم!

شقایق فراهانی، بازیگر توانمند سینما و تئاتر کشورمان، دیدگاه خاصی نسبت به مقوله سفر دارد. او حتی حضورش در این کره خاکی را هم نوعی سفر می‌داند و معتقد است ابتدا سفر روحی انسان رقم خورده‌ و بعد سفر جسمی و البته هر دو نوع آن برای فراهانی جذابیت خاص خودش را دارد. در ارتباط با مسافرت با این بازیگر باسابقه و توانمند همکلام شدیم و او از علایق، خاطرات تلخ و شیرین و اتفاقات جالبی که در سفرهای متعدد داشته، صحبت کرد که خواندن حرف‌هایش خالی از لطف نخواهد بود.
کد خبر: ۴۳۰۲۷۲

چه حسی نسبت به سفر دارید؟

سفر از نظر من 2 حالت دارد؛ یکی سفر روحی است که احساس می‌کنم همین حضور ما روی کره زمین سفر روحی است و فلسفه خاص خودش را دارد و یکی هم سفر جسمی است که برای کار، استراحت یا تفریح به شهرها یا کشورهای مختلف می‌رویم.

هر دو نوع این سفرها یعنی هم سفر روحی و هم سفر جسمی برایم جالب است و جذابیت‌های خاص خودش را دارد. خودم را دست خدا سپرده‌ام که ببینم مرا کجا می‌برد و چه درس‌هایی برایم دارد.

چقدر اهل مسافرت هستید؟

تا آنجا که بتوانم به سفر می‌روم. مسافرت را خیلی دوست دارم و آدم خوش‌سفری هستم. نظر خاصی در مورد اتفاقاتی که در مسافرت پیش می‌آید ندارم، اما برای هر کدام از آنها چشم و گوشم را باز می‌کنم که ببینم چه درسی برایم داشته است.

چه حسی نسبت به آدم‌های جدیدی که در سفر با آنها آشنا می‌شوید، دارید؟

در سفرهایی که تاکنون داشته‌ام، با آدم‌های خاصی آشنا شده‌ام که ارتباطات بسیار خوبی بین ما ایجاد شده است. همین که با مردم ارتباط برقرار می‌کنم و با نحوه زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم آنها آشنا می‌شوم، برایم جالب است. معمولا در سفرهایی که داشته‌ام، اتفاقات خوب برایم روی داده، از تصادف در جاده تا خرید پسته و گردو که باعث شده با مردم بیشتر و نزدیک‌تر ارتباط برقرار کنم و با آنها عکس یادگاری بگیرم. کلا مرد سفر هستم و تا دلتان هم بخواهد در فرودگاه، چمن یا خیابان خوابیده‌ام چون بلیت برگشت نبوده و مجبور شده‌ام چند ساعتی را این طوری بگذرانم.

سال قبل برای بازی در فیلمی به کرمان رفته بودم که از بم به کرمان از هواپیما جا ماندم و همین اتفاقات برایم افتاد. سفر همیشه تجربیات خیلی خوبی برایم داشته و مهر و محبت مردم را کاملا لمس کرده‌ام و مزه آن را چشیده‌ام.

به نظر شما چرا مردم سفر می‌کنند؟

سفر تجربه‌ای است که هر آدمی باید آن را داشته و درک کند. سفر یک تولد دوباره است و آدم در این مواقع دوباره خودش را می‌سنجد. البته بستگی دارد سفر تفریحی باشد، کاری یا... به هر حال هر سفری تجربیات خاص خودش را دارد.

هر وقت سفری برای پسرم پیش می‌آید، تشویقش می‌کنم که حتما راهی شود تا تجربیات جدیدی به دست آورد. اگر خودم به این سفرها نمی‌رفتم، تجربیاتی که حالا دارم را به دست نمی‌آوردم. به صورت مشخص اگر بخواهم بگویم، حج در دین اسلام و هجرت در فرهنگ خودمان، نشان‌دهنده اهمیت سفر است.

شقایق فراهانی بعد از سفر با قبل از سفر فرق دارد؟

این سوال خیلی کلی است، چون هر سفری شرایط خاص خودش را دارد. گاهی اوقات مسافرت خیلی سخت می‌گذرد و حتی ممکن است تصادف کنی و برگردی و وقتی به خانه می‌رسی شرایط خیلی فرق می‌کند با زمانی که به سفری رفته‌ای که خوش گذشته و لحظات خوبی داشته‌ای.

هر کدام از این سفرها تجربه خاص خودش را دارد، اما اخیرا شاید چون سنم بالا رفته، وقتی از سفر برمی‌گردم، غمم می‌گیرد چون فشار شهری مثل تهران را نمی‌توانم تحمل کنم. دوست ندارم در شهری مثل تهران با فشارهای متفاوتی که دارد، زندگی کنم.

ترجیح می‌دهید کجا زندگی کنید؟

نمی‌دانم کجا، ولی یک جایی که تهران نباشد، جایی که طبیعت داشته باشد. احساس می‌کنم طبیعت را در زندگی‌ام کم دارم. یک جایی مثل رامسر را ترجیح می‌دهم چون عاشق این شهر هستم.

ترجیح می‌دهید تنها به سفر بروید یا با خانواده یا دوستان؟

همه جوره‌اش را تجربه‌ کرده‌ام و از هر نوع آن سعی کرده‌ام لذت ببرم.

از مسافرت با همسرتان لذت می‌برید؟

عالی است. کلا وقتی می‌بینم همسرم استراحت می‌کند لذت می‌برم، چون همسرم خیلی کار می‌کند و وقتی استراحت می‌کند، از ته دل شاد می‌شوم.

اگر کسی با شما مشورت کند، کدام شهر ایران را برای سفر به او توصیه می‌کنید؟

من از تمام سفرها و شهرهای ایران تجربه خوبی داشته‌ام و خیلی لذت برده‌ام. شهرهای تاریخی و مذهبی ایران شرایط بهتری برای یک مسافر دارد؛ شهرهایی مثل اصفهان، شیراز و مشهد، اما به لحاظ تاریخی خیلی از شهرهای کوچک هم هستند که خودم نرفته‌ام و خیلی از دوستانم رفته‌اند و تعریف کرده‌اند و حسرت خورده‌ام که چرا نرفته‌ام و چنین جاهایی را ندیده‌ام. خیلی از مناطق ایران هست که دیدن آنها را از دست داده‌ام.

به ایرانگردی علاقه دارید؟

نه، علاقه چندانی ندارم.

پس چرا حسرت ندیدن این شهرها را می‌خورید؟

فقط حسرت می‌خورم که دوستانم رفته‌‌اند و من نرفته‌ام و بیشتر برای کار به شهرهای مختلف کشورم سفر کرده‌ام.

در سفر چقدر به خرید اهمیت می‌دهید؟

من عاشق سوغاتی‌خریدن هستم و معمولا برای عزیزانم سوغاتی می‌آورم که خیلی برایم لذت دارد.

هزینه سفر چقدر برای شما اهمیت دارد؟

بستگی دارد، اما معمولا هزینه خرید سوغاتی بیشتر از هزینه خود سفر می‌شود. من در مسافرت خسیس نیستم، اما همیشه مبلغی را برای اتفاقات نگه می‌دارم.

از سفرهای کاری صحبت کردی. این‌گونه سفرها چه ویژگی‌هایی دارد؟

مسافرت‌های کاری اصلا برایم خسته‌کننده‌ نیست، چون برای کار می‌روم و عاشق کار هستم خسته نمی‌شوم، اما در این‌گونه سفرها باید همگام با گروه باشیم و نمی‌شود تکروی کرد.

همین الان دوست دارید به کدام شهر ایران سفر کنید؟

رامسر، چون خاطرات خیلی خوبی از این شهر دارم و حس آرامش خوبی به من می‌دهد. در رامسر کوه، درخت و دریا کنار هم هستند.

به آثار باستانی علاقه دارید؟

چون رشته تحصیلی‌ام نقاشی بوده، خیلی علاقه زیادی به آثار باستانی ندارم، اما دیدن چنین جاهایی برایم جالب است.

فکر می‌کنید آثار باستانی کشورمان برای دنیا شناخته شده است؟

بله، اما وقتی حمایت نمی‌شود و این آثار تاریخی خراب می‌شوند، باعث خجالت خود ما می‌شود. کشورهای دیگر از آثار باستانی ما حمایت می‌کنند، اما متاسفانه خودمان اهمیتی نمی‌دهیم. در حال حاضر سی‌وسه‌پل اصفهان ترک‌خورده و دریاچه ارومیه در حال از بین رفتن است و نمی‌دانم ما درگیر چه چیزهایی هستیم که به این مسائل توجه نمی‌کنیم.

کدام سفر به عنوان خاطره‌ای خوش در ذهنتان مانده است؟

خیلی از سفرها در ذهنم مانده است. تمام سفرهایم را دوست دارم، اما سفر سال 72 را هیچ‌وقت فراموش نمی‌‌کنم، چون در جاده چالوس تصادف شدیدی کردم و جراحت زیادی برداشتم. بعد از آن همیشه مراقب رانندگی‌ام هستم. هرچند آن سفر تجربه خیلی تلخی بود، اما تجربیاتی را برایم به ارمغان آورد که همیشه در زندگی به دردم خورده است.

غیر از همسرتان، با چه کسی بیشتر دوست دارید به سفر بروید؟

پسرم. چون با هم تجربه به دست می‌آوریم، صحبت می‌کنیم، غذا می‌خوریم، فیلم می‌بینیم و کلی ماجراهای شیرین با هم داریم. با مادرم هم خیلی دوست دارم سفر بروم تا در این تجربیات کنارم باشد.

اهل مسافرت‌هایی هستید که شب چادر بزنید و جایی بمانید؟

خیر، خیلی اهل این‌‌جور سفرها نیستم. ممکن است اگر پیش بیاید مشکلی نداشته باشم، اما ترجیح می‌دهم جای راحتی باشم.

چه علایقی در سفر دارید؟

موزیک برایم اولویت اول است. دوربین عکاسی هم حتما باید همراهم باشد.

با کتاب چقدر رابطه دارید؟

اصلا ارتباط خوبی ندارم، چون حوصله‌ام سر می‌رود. ولی مثل این آدم‌هایی که می‌گویند کتاب می‌‌خوانند اما تاثیری در زندگی آنها نداشته هم نیستم.

اهل فیلم دیدن که هستید؟

خیلی، زیاد. همیشه در سفر هم برنامه فیلم‌دیدن را دارم. ژانر خاصی هم مدنظرم نیست و هر فیلمی که باشد، می‌بینم.

اگر سفر درون‌شهری بخواهید بروید، کدام منطقه تهران را انتخاب می‌کنید؟

بازار تهران را ترجیح می‌دهم، چون آنجا را خیلی دوست دارم. تجریش را هم دوست دارم، اما بازار تهران را به این دلیل دوست دارم که فضای آنجا زنده است و مردم در تکاپو هستند. در مجموع بین مردم بودن را دوست دارم.

اهل موزه رفتن هستید؟

نه خیلی، اما اهل نمایشگاه عکس و نقاشی هستم.

به نظر شما سفر چه نقشی در زندگی هنرمندان دارد؟

مسافرت از نظر روحی به من خیلی کمک می‌کند و بهتر است بگویم سفر هدیه‌ای از طرف خدا برای انسان است. ارتباطی که با مردم می‌گیرم، در بازی‌کردن یک تیپ خاص هم تاثیر دارد.

اولین سفر زندگی‌تان را به یاد دارید؟

پدر و مادرم تابستان که می‌شد در فرانسه پژو می‌خریدند و به ایران می‌آمدیم و بعد از رسیدن به کشورمان ماشین را می‌فروختند تا کمک هزینه‌ای برای زندگی‌شان باشد و این اتفاق هر سال تکرار می‌شد.

و آخرین سفری که داشتید؟

همین یکی دو هفته گذشته به رامسر رفته بودیم که مثل همیشه خیلی عالی بود. تنها تفاوت رامسر با سال‌های گذشته این است که شلوغ‌تر شده، اما مثل گذشته از حضور در این شهر لذت بردم. در حقیقت رامسر بهشت من است و جا دارد از همه میزبانانی که در این شهر داشتم و باعث و بانی دوستی‌های جدیدم شدند، تشکر کنم.

دوست دارید با چه وسیله‌ای سفر کنید؟

فرق می‌‌کند. اگر بندرعباس باشد، با هواپیما می‌روم، اما اگر شمال باشد، با ماشین شخصی می‌روم. این مسائل بستگی به زمان و جاده دارد. یکی از دوستانم که به تازگی با او آشنا شده‌ام به تنهایی و با یک پراید به اروپا رفته و برگشته است. این مساله برای یک خانم واقعا تجربه خوبی است و برای من خیلی هیجان‌انگیز است.

از خاطرات خوبی که در سفر داشته‌اید، بگویید؟

یکی از بهترین خاطراتم مربوط به فیلم‌ پروانه است که سفری به نخلک در اطراف نائین داشتیم. یکی از قدیمی‌ترین معدن‌های سرب ایران آنجاست؛ کل ده خالی از سکنه بود و فقط 2 خانواده در آنجا زندگی می‌کردند.

سفر تجربه‌ای است که هر آدمی باید آن را داشته و درک کند سفر یک تولد دوباره است

معدنچی‌ها همیشه صبح می‌آمدند و ظهر می‌رفتند و ما تنها گروهی بودیم که آنجا حضور داشتیم. چیزهای عجیبی در آنجا دیدم. مردی که 70 سال در معدن زندگی می‌کرد و دوست نداشت روی زمین بیاید، چون اعتقاد داشت و می‌گفت که زندگی زیر زمین است. ما در ماه‌های مهر و آبان آنجا بودیم که هوا سرد بود و وقتی آتش روشن می‌کردیم و زمین گرم می‌شد، عقرب‌ها روی زمین می‌آمدند اما آنها را نمی‌کشتیم، چون ما وارد حریم آنها شده بودیم. معدنچی‌ها یکسری هدایا به ما دادند که همه آنها را نگه داشته‌ام. این یکی از بهترین سفرها و فیلم‌هایی بود که تا به حال کار کرده‌ام.

مهدی نوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها