آژانس رویایی (25)

شهر در امن و امان است

برخی از دوستان معتقدند اگر بخشی از مطالب نوشته شده آنها قبل از چاپ حذف شود، کلی مایه مباهات و سربلندی است، چون می‌توان گفت... «می‌فهمید منظورم چیه». الغرض، این مایه مباهات و سر بلندی هر هفته شامل حال ما می‌شود! ما هم از این بابت بسیار خشنودیم! حالا چرا این همه خوشحالیم، بماند.
کد خبر: ۴۳۰۱۵۲

1

چند وقت پیش، دم‌دمای غروب سوار اتوبوس شدیم که برویم آژانس، تقریبا نصف بیشتر صندلی‌های اتوبوس خالی بود! اما طبق عادت به میله‌ها آویزان شدیم و همین‌جور که نم‌نمک تاب می‌خوردیم چشممان افتاد به سر در یک سینما، فکر کردیم که چه خوب می‌شد اگر یک فیلمنامه می‌نوشتیم و بعد یک تهیه‌کننده پیدا می‌کردیم که فیلمنامه ما را بسازد و بعد می‌رفتیم سراغ یک کارگردان خوب و چند تا بازیگر هم پیدا می‌کردیم و فیلم را می‌ساختیم، بعد فیلم ما می‌رفت تو نوبت اکران یا توقیف می‌شد و کلی معروف می‌شدیم، یا گیر می‌دادند که بخش‌هایی از فیلم را حذف کنیم و ما هم هر روز مصاحبه می‌کردیم که حذف نمی‌کنیم و در آخر فیلم هم که اکران می‌شد، نمی‌فروخت و ما ژست می‌گرفتیم که فیلم مستقل ساخته‌ایم و کار ما هنری است و... بعد ورشکست می‌شدیم (چون کل سرمایه ما خرج ساخت همین فیلم شده بود که نفروخت!) بعد می‌افتادیم زندان و شما می‌آمدید ملاقات ما و می‌گفتید مرد حسابی تو را چه به فیلم ساختن، مگر فقط به این دلیل که دایی یا عموی آدم در امور سینمایی دستی دارد، باید حتما فیلمساز شویم؟ ما هم که از رو نمی‌رفتیم... بعد شما به ما می‌گفتید راه دیگری هم برای مطرح شدن وجود دارد، آن هم این است که از فردا همه جا مصاحبه کنیم با این برخوردهایی که در زمان جشنواره و زمان اکران فیلم با ما شد و این همه بلیت نیم‌بها که بین مردم توزیع کردیم و کسی نرفت فیلم را ببیند، دیگر تحت هیچ شرایطی فیلم نمی‌سازیم، بعد مردم فکر می‌کردند شما که فیلم نمی‌سازید حتما یک چیزی حالیتان هست، بله دیگر خلاصه فیلم نساز، اگر خدای نکرده فیلم هم ساختی اسم امتحان و دانشگاه و پایان‌نامه و... را روی فیلمت نذار که حداقل بچه‌های مردم از درس خواندن بیزار نشوند.

2

اسم کتاب گینس را حتما شنیده‌اید، کتابی که رکورد‌های جهانی در آن ثبت می‌شود. مثل قدبلندترین مرد دنیا یا بزرگ‌ترین کفش و...، یک‌بار که سعادت ثبت رکورد بزرگ‌ترین ساندویج دنیا (1500 متر) نصیب کشور عزیزمان شد، قبل از این‌که نمایندگان بنیاد گینس ساندویچ پرهزینه و 1500 متری ما را اندازه‌گیری کنند، ساندویچ را خوردند و رفتند. البته کمی هم آبروریزی شد که چندان مهم نیست. اما الان دوباره فرصتی طلایی دست داده تا رکورد اختلاس 3000 میلیارد تومانی ما در این کتاب معروف ثبت شود،‌ در هر صورت مهم ثبت نام پر آوازه ایران در محافل جهانی است حالا اگر از راه درستش نشد از راه دیگر چه فرقی می‌کند، ما باید در همه زمینه‌ها بدرخشیم!

3

بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم شاید یکی از دلایل عبوس بودن و دلمرده بودن نسل ما دیدن کارتون‌هایی با تم اصلی بدبختی و مصیبت بود که در دوران کودکی ما پخش می‌شد. مسافر کوچولو (تنها و بی‌کس)، هاچ زنبور عسل (آواره و دربه در دنبال مادر)، دوقلو‌های افسانه‌ای (تحت تعقیب و بی‌سرپناه)، حنا دختری در مزرعه (یک کودک کار به تمام معنی)، دختری به نام نل، بل و سباستین و... (از این شخصیت‌های بدبخت و بی‌کس و کار کم نبودند)،‌ مفرح‌ترین آنها کارتون بابا لنگ‌دراز بود که آن هم داستان یک دختر پرورشگاهی بی‌کس و کار، اما شاد و شنگول بود. گرچه همه این کارتون‌ها ختم به خیر می‌شدند، اما جان به سر می‌شدیم تا تمام می‌شدند، البته من عاشق کارتون رابین هود بودم، بخصوص همان سکانسی که در آن سربازهای داروغه در شهر رژه می‌رفتند و فریاد می‌زدند که: «شهر در امن و امان است»، اما چرا ما از این سکانس خوشمان می‌آید و اصلا چرا یاد دوران کودکی و کارتون‌های غم‌افزای آن افتادیم،‌ عرض می‌کنم.

4

دیشب ما هرچه روزنامه‌ها و سایت‌ها و شبکه‌های خبری داخلی و خارجی را زیر و رو کردیم تا بلکه اتفاق خاص و جدیدی افتاده باشد و ما هم آن را دستمایه و سوژه مطلبمان بکنیم، دیدیم واقعا «شهر در امن و امان است»، جز چند اتفاق کوچک مثل یک اختلاس 3000 میلیارد تومانی و فرمایش فرمانده نیروی انتظامی که فرمودند: «اگر ماموران بدانند که رفتارشان توسط خبرنگاران، رسانه‌ها یا دوربین‌های تلفن همراه هموطنان ضبط می‌شود، مواظب رفتار خود هستند!» (یعنی در غیر این صورت...) و فرمایش جناب موسی قربانی که بانوان محترم را با واژه «موجودات» خطاب کرده‌اند، خبر خاصی نیست که اینها هم چندان قابل عرض نبودند، ما هم چون هیچی نداشتیم که بنویسیم مطلب بعدی را از جایی کش رفتیم و گذاشتیم توی صفحه خودمان!

5

حساب کردیم با هم که به ازای هر کیلو […]

حتماً متوجه شدید، باز هم ته مطلب ما حذف شد، گرچه ما خیلی تلاش کردیم تا در آخرین لحظات ، موضوعی را جایگزین بخش حذف شده مطلبمان کنیم اما نشد که نشد، حتی سری هم به پارک‌ها و بوستان‌ها زدیم تا شاید آنجا چیزی گیرمان بیاید، اما آنچنان امنیتی در پارک‌ها و بوستان‌ها برقرار بود که کسی حتی جرات نمی‌کرد سمت شیر‌های آب برود، آب بازی که دیگر بماند. خلاصه اتفاق خاصی هم نیفتاده فقط مطلب ما چند خط کوتاه‌تر شده، شما هم خیالتان راحت «شهر در امن و امان است» آسوده بخوابید!

مهیار عربی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها