پاییز به همان اندازه که هوای شهر را دگرگون میکند، حال و هوای خانوادهها را هم عوض میکند و به همین خاطر، آغاز نیمه دوم سال، برای هر خانوادهای که فرزندی در حال تحصیل دارد، به معنای تغییر در وجوه مختلف زندگی همه اعضای آن است.
شما هم فرزندی در حال تحصیل دارید؟ خودتان را برای مهر و تغییر و تحولاتش آماده کردهاید؟ این چند توصیه را هم به کولهبار تجربههایتان اضافه کنید، ضرر نخواهید کرد.
مهر و برنامهریزی خانوادگی
فرقی ندارد فرزند شما در چه مقطعی تحصیل میکند، به هر حال آمدن پاییز او را ناگزیر میکند از برنامه زمانی خاصی که سیستم آموزشی برایش در نظر گرفته است، تبعیت کند وطبیعی است که پیروی از قوانینی که مدرسه برای آموختن نظم به او وضع میکند، زندگی بقیه اعضای خانواده را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و بنابراین باعث تغییرات کلی در مدیریت زمانی اعضای خانوادهتان میشود و به زبان خودمانیتر میشود گفت اگر تابستان، مدیریت زمانی در امور روزمره برایتان اهمیتی نداشت و نظم و ترتیب را کنار گذاشته بودید، حالا در صورتی که موفقیت فرزندانتان را میخواهید، باید تابع نظمی ویژه در سال تحصیلی جدید شوید، برای مثال، دیگر قرار نیست بیشتر شبهای هفته را تا دیر وقت در پارکها یا پای تلویزیون بگذرانید، دیگر نمیتوانید صبحها تا هر زمان که مایل باشید بخوابید و اگر بخواهید به سفری خانوادگی بروید باید منتظر آمدن تعطیلات بمانید و... .
تبعیت فرزندانتان از برنامه کاری و زمانی مشخص در طول سال تحصیلی نه تنها شما را ملزم میکند از برخی آزادیهایی که پیش از بازگشایی مدارس داشتهاید چشم بپوشید، بلکه باعث میشود وظایف تازهای نیز به مجموعه دغدغههای روزمره شما به عنوان والدین کودکانتان اضافه شوند، وظایفی مانند؛ نظارت بر تحصیل فرزندتان، برقراری ارتباط با مسوولان مدرسهاش، عضویت در انجمن اولیا و مربیان، بیدار کردن او در هر صبح و گاهی رساندنش به مدرسه یا بازگرداندنش و... .
این وظایف بخشی از وقت هر روز شما را خواهند گرفت، اما چنین خبری به معنای آن نیست که خودتان را به کلی فراموش کنید و همه وقتتان را به فرزندتان اختصاص دهید. اگر با اصول مدیریت زمانی آشنا شوید آنوقت میآموزید که چه طور شمار زیادی از وظایف معین را در طول روز انجام دهید و جزئی از ساعات روز را نیز برای امور شخصیتان باقی بگذارید.
شاید بگویید این حرفها همه شعار هستند و امکان ندارد کسی «بچه مدرسهای» داشته باشد و بتواند در طول روز وقت آزادی هم به دست بیاورد، اما واقعیت این است که اصول مدیریت زمانی در بسیاری از خانوادههای منظم رعایت میشوند و آنها با پیروی از چنین قوانینی، بهترین استفاده را از اوقاتشان میکنند.
قرار نیست اصول پیچیدهای را برای بهرهوری بیشتر از وقتتان در مهر به کار بگیرید. شما میتوانید مهارت استفاده درست از زمان را، با رعایت اصولی ساده و ایجاد تغییراتی کوچک در زندگی روزمره، به دست بیاورید، اصولی مانند:
ـ بیشتر مردم برنامههای روزانهشان را فقط در ذهنشان نگه میدارند و هر بار که میخواهند یکی از وظایفشان را انجام دهند ناچارند همه آنها را یکبار با خود مرور کنند، اما موفقها، آنهایی هستند که مجموعه وظایف و اهداف روزانهشان را روی کاغذ میآورند و سپس با نگاه کردن به برنامه مکتوب، تصمیم میگیرند چه کنند.
بنابراین، برای شروع مهر، یک تقویم و یک قلم و دفترچه خانوادگی مخصوص نوشتن برنامههای روزانه تهیه کنید.
ـ به زود خوابیدن و زود بیدارشدن عادت کنید تا فرزندتان هم، در پیروی از شما، زود بخوابد و زود بیدار شود و انرژی کافی برای حضور در کلاس داشته باشد.
ـ هر صبح که از خواب بیدار میشوید ذهنتان پر است از انواع وظایفی که باید در طول روز انجامشان بدهید. برای آن که در برنامهریزی روزانه موفق باشید باید کارها را اولویتبندی کنید و کارهایی را که از اولویت بیشتری برخوردارند پیش از بقیه انجام دهید.
اما چطور باید کارهایی را که از اهمیت بالاتری برخوردارند تشخیص بدهید؟ پاسخ ساده است! باید اهدافتان را پیش از آغاز برنامه کاری هر روز مشخص کنید.
فرض کنیم شما مادر یک خانواده هستید. صبح از خواب بر میخیزید و کاملا گیج هستید، چرا که نمیدانید از میان 7 وظیفه آن صبحگاه؛ یعنی احوالپرسی از یک دوست قدیمی، خرید روزنامه، بیدارکردن فرزندتان برای رفتن به مدرسه، روشنکردن ماشین لباسشویی، آمادهکردن صبحانه و بار گذاشتن ناهار و رساندن کودکتان به مدرسه کدام را انتخاب کنید.
در این شرایط اهداف اصلی آن روز را با خود مرور کنید، مرور این هفت کار نشان میدهد در واقع شما 4 هدف اصلی را دنبال میکنید که شامل لباس شستن، روزنامه خریدن، احوالپرسی از دوستتان و روانهکردن کودکتان به مدرسه است که هدف آخری شامل 4 مرحله بیدار کردن او، حاضر کردن صبحانهاش و رساندنشان به مدرسه است.
حالا همه چیز روشنتر به نظر میرسد و آسانتر میتوانید نتیجه بگیرید که هدف 3 مرحله سر و سامان دادن به فرزندتان برای رفتن به مدرسه، نسبت به اهداف دیگر اولویت دارد و باقی آنها را نسبت به این هدف، از اهمیت کمتری برخوردارند.
دقت داشته باشید که در این مثال اگر شما هدفهایتان را شب پیش، روی کاغذ نوشته بودید و آنها را اولویتبندی کرده بودید تنظیم کارهایتان با سرعت بیشتری انجام میشد و از طرفی، مغزتان، منظم فکرکردن را تمرین میکرد.
ـ فراموش نکنید برای برنامهریزی خانوادگی در مهر، تقسیم وظایف میان اعضای خانواده را هم تمرین کنید و به هرکس، بسته به توانمندیاش وظایفی را بسپرید برای نمونه اگر حاضر کردن صبحانه، بیدار کردن بچهها و همسرتان، نظارت بر انتخاب لباس بچهها برای مدرسه، رساندن آنها به محل تحصیلشان و دادن پول توجیبی و تغذیه زنگ تفریحشان، همه از وظایف تعیین شده آن روزتان برای ساعت 6 تا 30/7 صبح هستند، چرا بین اعضا تقسیمشان نمیکنید تا هم فشار کمتری را متحمل شوید، هم در وقت صرفهجویی کنید و هم حس مشارکت و همکاری را میان اعضای خانواده بالا ببرید؟
ـ همان طور که اشاره کردیم با آغاز مهر، مسوولیتهای شما هم بیشتر میشود و به همین دلیل حذف عناصری که برنامه زمانی شما را برای طول روز با اختلال مواجه میکنند، واجبتر از گذشته میشود.
عناصری که به آنها اشاره کردیم همانهایی هستند که وقتتان را بدون آن که چندان به چشم بیایند میدزدند. آیا تا به حال به زمانی که در طول روز صرف تماشای تلویزیون یا اینترنتگردی میکنید فکر کردهاید؟ به تماسهای تلفنی بیحاصلی که معمولا فایدهای برایتان ندارند چطور؟
اگر میخواهید در مدیریت زمانی خانواده موفق و مقتدر عمل کنید، ابتدا باید عوامل اتلاف وقت را بشناسید و بعد حذف یا کنترلشان کنید مثلا میتوانید زمان نگاه کردن تلویزیون یا اینترنتگردی را محدودتر کنید و تماسهای بیحاصل آشنایان را پاسخ ندهید یا رک و راست به آنها بگویید که درگیر کار هستید و عذرخواهی کنید که نمیتوانید وقت زیادی به آنها اختصاص دهید.
ضمن آن که باید به این نوع تماسگیرندگان بفهمانید، چه زمانی وقت آزاد برای پاسخگویی به آن دارید و اینطور نیست که هر زمان حال و حوصله دارند به خودشان اجازه بدهند، زنگ بزنند و مهمترین ساعتهای روزتان را تلف کنند!
ـ تنها خانوادههایی در مدیریت زمانیشان پیروز میشوند که نظم در آنها نهادینه شده باشد و حتی کودکان هم آن را درک کرده باشند.
به نظر شما خانوادهای که در آن بچهها آموختهاند پیش از رفتن به مدرسه، تختشان را مرتب کنند و پس از بازگشت، لباسهایشان را به چوبرختی بیاویزند و دقیقا سر جایش قرار دهند، بهتر وقتشان را کنترل میکنند یا خانوادهای که مسوولیت مرتبکردن اتاق بچهها روی دوش مادر است و هر صبح باید بخشی از وقت اعضای خانواده صرف پیدا کردن لباسهایشان از مکانهای مختلف خانه شود؟
برای موفقیت در برنامهریزی زمانی، باید به اعضای خانواده، چه بزرگ و چه کوچک یاد بدهید هر چیز را پس از استفاده دقیقا در جای خود قرار دهند.
ـ واقعا جای تاسف است که وارد خانهای شوید و ببینید ساعت آنها عقب مانده است و از آن فاجعهبارتر زمانی است که خانوادهای لزومی برای آویختن ساعت در اتاقهای مهم مانند هال یا آشپزخانه نداشته باشند. طبیعی است که این نوع خانوادهها ارزش وقت را نمیدانند و گذر زمان را درک نمیکنند. مدیریت زمان به ساعت نیاز دارد، اگر دیوارتان خالی است همین امروز اقدام کنید.
ـ مهمانی؟ شامخوردن در رستوران؟ سینما؟ تئاتر؟ پارک؟ هیچکس نگفته با شروع مهر، تفریحهای سالم را از زندگی خانوادگیتان حذف کنید! فقط کافی است برای هرکدام از آنها زمانی مشخص در نظر بگیرید، نه این که از قانون «هر وقت پیش آمد، انجام میدهیم...» تبعیت کنید.
روال معمول این است اصولا چینن برنامههایی در طول سال تحصیلی به آخر هفتهها منتقل میشوند تا در روزهای کاری هفته، بچه مدرسهایها به واسطه پیوستن به این تفریحات با مشکلاتی نظیر کمبود خواب، خستگی و ...، مواجه نشوند.
ـ انجام کارهای سخت را به انتهای جدول برنامهریزی زمانیتان منتقل نکنید. برخی افراد، مسوولیتهای دشوار روزانه را به عنوان کارهای پایانی روز در نظر میگیرند به این خیال که وقتی کارهای کوچک، آسان و کماهمیت را انجام دهند، مسلما وقت و حوصله زیادی برای انجام مسوولیتهای سخت خواهند داشت، اما این تصور یک سراب است! وقتی همه کارهای آسان را انجام میدهید و به کار سختتر میرسید، دیگر تحمل انجام آن را ندارید. ضمن آن که مسوولیتهای سبکتر را هم با نگرانی و وحشت از مسوولیت سختی که در انتهای همه آنها انتظارتان را میکشیده انجام دادهاید و به همین دلیل بر هیچکدام تمرکز نداشتهاید.
بهترین روش این است که بر خلاف باور عمومی، ابتدا سختترین بخش برنامهریزی روزانهتان را انجام دهید و بعد با انرژی مثبت و آرامشی که پس از به پایان رساندنش به دست آوردهاید، سراغ بقیه کارها بروید.
مهر و اولیها
حالا که با روش برنامهریزی برای مهر آشنا شدهاید درباره یکی از مهمترین دغدغههای دیگر مهر برایتان توضیح میدهیم؛ آیا شما هم جزو آن دسته خانوادههایی هستید که امسال یکی از اعضایشان، برای نخستینبار در فضای آموزشی به بزرگی مدرسه قرار میگیرند؟
فرض کنیم در خانه نشستهاید و رفیقی قدیمی زنگ میزند و دعوتتان میکند به یک رستوران یا مهمانی، اما شما تابهحال چنین رستورانی یا چنان مهمانی را که به آن دعوت شدهاید، ندیدهاید. از سوی دیگر در شرایطی قرار دارید که ناچارید دعوت دوستتان را بپذیرید، چه احساسی دارید؟ از محیط تازهای که تا به حال تجربه حضور در آن را نداشتهاید نمیترسید؟
توجه داشته باشید که در این مثال شما یک آدم بزرگ هستید و سالهاست در دنیای آدم بزرگها زندگی میکنید و تجربیات زیادی از حضور در محافل آنها دارید، اما با همه این اوصاف گاهی از محیطهای غریبه و تجربههای تازه میترسید! حالا از کودکی که پیشتر رفتن به مدرسه یا پیشدبستانی را تجربه نکرده و اولینبار است که در فضایی به آن بزرگی با شمار زیادی از کودکان همسن یا بزرگتر از خودش مواجه میشود چه انتظاری دارید؟
او خود را غریبه دانسته و ترسیده و بیتاب است و هرچند شاید پیشتر در فضاهای آموزشی بجز خانه حضور داشته، اما به هرحال مدرسه رفتن و تبعیت از قوانین مدرسه برای او نسبت به محیطهای پیشینی که در آنها بوده است، مفهوم دیگری دارد.
شما هم شنیدهاید که نخستین دیدار با یک فرد، بخش عمدهای از شناخت ما را نسبت به او در آینده شکل میدهد؟ نخستین دیدار با یک فضای تازه هم معمولا از همین قانون پیروی میکند؛ یعنی کودکانی که در اولین مواجهه با مدرسه خاطرهای بد از آن را به یاد میسپرند، امکان دارد سالهای بعد نیز گاهی دچار احساس بیمیلی نسبت به مدرسه یا اضطراب از رفتن به آن داشته باشند.
وقتی نخستین روز حضور رسمی یک کودک در محیط آموزشی تلخ و ناخوشایند میگذرد، حتی در صورتی که تاثیری بر تصور آینده او از مدرسه نداشته باشد و جذابیتهای این محیط آموزشی به مرور زمان بدگمانی نسبت به آن را در ذهنش کمرنگ کند، او هم مثل همه انسانهای دیگر خاطره نخستین روز حضورش را در مدرسه تا پایان عمر به یاد دارد و از به یاد آوردنش غمگین یا شاد میشود و دقیقا به همین دلیل است که ما باید سعی کنیم اولین روز حضور در مدرسه یا پیشدبستانی برای کودکان شیرین و دوستداشتنی باشد تا آنها در سالهای بزرگسالی با دل خوش از آن یاد کنند.
ما پیشنهادهایی برای این که فرزندانتان خاطرهای خوش از نخستین روز مدرسه یا پیشدبستانی داشته باشند داریم، هرچند برخی از آنها به مسوولان فضای آموزشی بستگی دارند؛ با این حال اگر شما ارتباط خوبی با آنها برقرار کنید یا عضو انجمن اولیا و مربیان مدرسه شوید، میتوانید این نکات را نیز به آنها پیشنهاد کنید.
نکته اول: هر گونه بحث و جدل با همسرتان در خانه را از چند روز پیش از رفتن به مدرسه ممنوع کنید. اجازه بدهید فرزندانتان با دل خوش و سلامت روان کامل به مدرسه بروند و اضطراب خانه، بدرقه راهشان نشود.
نکته دوم: برای خرید لوازم التحریر و لباسهای مدرسه او را همراه ببرید، بعضی از پدر و مادرها ترجیح میدهند برای خرید به تنهایی اقدام کنند، شاید به این دلیل که خیال میکنند جریان خرید برای بچهها خستهکننده باشد، شاید هم خیال میکنند آنها با پافشاری برای خرید برخی لوازم، شرایط را برای بزرگترها دشوار میکنند، اما این بهانهها را کنار بگذارید و اجازه بدهید کودکان منطقی خرید کردن را یاد بگیرند و از طرفی در خرید لوازم مدرسه با شما شریک باشند تا نسبت به آنها دلبسته شوند.
حالا احتمالا به این فکر میکنید که بخش عمدهای از لوازمالتحریر بچهها را خریدهاید و دیگر فرصت جلب مشارکت آنها را از دست دادهاید، اما نگران نباشید، سال تحصیلی پر از خریدهایی از این دست است و شما میتوانید فرصتهای بعدی را جدی بگیرید.
نکته سوم: پیش از رفتن به مدرسه از او بخواهید لباسهایی را که برای مدرسهاش آماده کردهاید به تن کند بعد با دقت تماشایش کنید و خودتان را هیجانزده نشان دهید و برایش تعریف کنید که این لباس مخصوص و کیف مدرسه چقدر به تنش برازنده است. با این روش شما او را به پوشیدن لباسهای مخصوص مدرسه ترغیب میکنید.
نکته چهارم: برای بچههایتان قصه می گویید؟ پیش از نخستین حضور کودکان در مدرسه برای آنها داستانهای خوشی تعریف کنید که قهرمانشان به مدرسه میرود و خواندن و نوشتن بلد است.
نکته پنجم: اگر همسایههای شما، کودکی همسن و سال شما داشته باشند، خیلی از مشکلاتتان در دلبسته کردن فرزندتان به مدرسه حل میشود؛ پیش از آغاز فصل مدرسه رفتن، کودکتان را با این همسایههای کمسن و سال آشنا کنید و آنها را برای شروع مدرسه با هم همراه کنید تا در کنار هم، تنهایی و ترس و اضطراب را فراموش کنند.
نکته ششم: برگزاری جشن در نخستین روز تحصیل یکی از بهترین روشها برای جذب کودکان به تحصیل است. اگر مسوولان مدرسه در این زمینه چیزی به شما نگفتهاند، خودتان یک جشن کوچک را در مدرسه به آنها پیشنهاد کنید. نیازی به بریز و بهپاش نیست. همین که بچهها، با موسیقی دست بزنند، مسابقهای گروهی و هیجانانگیز در حیاط مدرسه برگزار شود و خوراکی نهچندان گران مثل آبنبات یا شکلات میان بچهها تقسیم شود، یعنی نخستین روز تحصیلی آنها با شادی آغاز شده است!
مهر و لوازمالتحریر
ما درباره لزوم مشارکت بچهها در خرید یونیفورم مدرسه و لوازمالتحریر توضیح دادیم و گفتیم که اولین خرید شما که پیش از آمدن این ماه برای آغاز سال تحصیلی انجام میدهید، آخرین نخواهد بود و در طول سالها ناچار میشوید بارها و بارها انواع لوازمالتحریر را برای بچهها خریداری کنید، پس لازم است برخی نکات را به یاد داشته باشید.
هرگاه دستتان به سمت کیف پولتان میرود تا جزئی از لوازمالتحریر را خریداری کنید از خود بپرسید آیا به حفظ سلامت فرزندم هنگام استفاده از این وسیله توجه کردهام؟
اگر نمیدانید چه نوع وسایلی سلامت کودکان را به خطر میاندازند، همین حالا قلم و کاغذ را بردارید و فهرست ممنوعیتهای خرید لوازمالتحریر را یادداشت کنید: کولهپشتیهای سنگین و بزرگ و پرزرق و برق، خودکارها و مدادهایی که شکلهای عجیب و غریب دارند و وزنشان زیاد است، اشیای تزئینی نوک تیزی که صرفا حواس بچهها را پرت میکنند، مدادهای بیش از حد نرم که دائما نیاز به تراشیدن دارند یا بیش از حد خشک که بچهها ناچارند برای نوشتن با آنها دستشان را روی کاغذ فشار بدهند، ماژیکهای قاچاق و غیراستاندارد که معمولا رنگهای حساسیتزا دارند، دفترچههای قطور و دست آخر کفشهای تنگ و سنگین و انعطافناپذیر.
مهر و جیب خانوادگی
فرقی نمیکند فرزند شما در مقطع پیشدبستانی است یا دبستان یا راهنمایی یا دبیرستان. به هر حال او با ورود به مدرسه، گاهی ناگزیر از شرکت در داد و ستدی میشود که لازمه اش پول است؛ پولی که مرجع آن، شما هستید و میتواند درک اقتصادی فرزندتان را ارتقا دهد و به واسطه آن، بچهها احساس اعتماد بهنفس پیدا میکنند و روابط اجتماعی و مراودات اقتصادی را یاد میگیرند.
بنابراین، والدینی که تصور میکنند فرزندانشان به دلیل سن کم نیازی به پول در مدرسه ندارند، کاملا در اشتباه هستند، اما فراموش نکنید پول توجیبی دادن به بچهها هم تابع اصولی است.
هدف از پول توجیبی دادن به کودکان، فخرفروشی یا به رخ کشیدن داراییهای پدر و مادرشان نیست، بنابراین لازم است دقت کنید که این پول نباید آنقدر زیاد باشد که او را از گروه دوستانش در مدرسه جدا سازد یا وجه مادی زندگی را از همان دوران کودکی در ذهنش پررنگ کند.
علی یوشیزاده