یادمان نرود

فرصت‌ها زود از دست می‌روند

کد خبر: ۴۳۰۱۰۴

این عبارت‌ها ساعت‌ها در ذهنم رژه می‌رفتند و با حرکتشان چشمم سیاهی می‌رفت. با خودم فکر می‌کردم ما ایرانی‌ها که خودمان را آدم‌های خیلی خیلی فرهنگی‌ای هم می‌دانیم، چقدر به فکر پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی هستیم که خیلی وقت‌ها غمگین می‌شوند؟

چقدر به آنها سر می‌زنیم؟ چقدر پای درددل‌شان می‌نشینیم و چقدر دستشان را در دست‌های‌مان می‌گیریم؟

آخرین باری که جلوی پدربزرگ یا مادربزرگ‌مان نشستیم و گفتیم: خب چه خبر؟ کی بوده است.

کدام وقت و فرصت را برای آنها گذاشتیم که از خانه بیرون‌شان ببریم و در جایی دور از دیوارهای خشک و سرد و اغلب طوسی رنگ، گرمای محبت را زیر آسمان آبی خدا نثارشان کنیم؟

و با خودم گفتم، این نویسنده درست نوشته، ولی خیلی از ما بچه‌ها و نوه‌ها هم می‌توانیم داروی ضدافسردگی پدرها، مادرها، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها باشیم.فقط اگر بدانیم آنها چقدر ما را دوست دارند و چقدر به بودن ما، حرف‌ها، درددل‌ها و خنده‌های ما نیازمندند.همین امروز سری به آنها بزنیم؛ برای خودمان بهانه نیاوریم.

این رسم زندگی است که فرصت‌ها زود از دست می‌روند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها