همین جاست که سفیدبرفی و هفتکوتوله با کمترین کلام و نشانههای نمایشی، ارتباط خود با تماشاگر را فدای پستمدرن بازی و ادعای پیشتاز بودن نمیکند؛ نمایشی ساده است که ذهن تماشاگرانش را با موضوعات پیش از این ساده پنداشته شده، درگیر میکند. در کار ملکیجو، بازی در نمایش مدام جریان دارد و همین تماشاگر را تا پایان نمایش میکشاند.
نمایش ملکیجو، دارای طرح و نگاهی ساده اما کشفکننده است. اثر طرحی از کسانی است که در زندگی خود رشد نمیکنند و ما اصطلاحا به آنها کوتوله میگوییم. ملکیجو در عین تامل و جدی گرفتن موضوع، با نوعی شوخطبعی و شیرینی به سمت این سوژه میرود و همین کارش را به یک کمدی سیاه تبدیل میکند. مسالهای که در نمایش به طور تلویحی تازه میشود خود نمایش است؛ عنصری که خود به خود مفاهیم، موضوعات و شخصیتهای تکراری را در ذات خود تازه میکند. رویکرد نمایشی کارگردان و گروه بازیگران به موضوع و ساختن صحنههایی کوتاه با بازیهای حساب شده، باعث ساخت موقعیتهای جذاب نمایشی میشود. در واقع یک تجربه روزمره و ساده از صافی خیال عبور داده میشود و به وسیله کارگردان و گروه اجرایی روی صحنه عینیت پیدا میکند. با وجود این، لحن و بیان شخصی هنرمند در چنین تامل بیرونی و عینیتیافتهای به هیچ وجه قربانی نمیشود، بلکه اتفاقا بهوضوح خود را به رخ میکشد.
سلیقه ملکیجو برای دانشجویان تئاتر به سبب نشانههایی که استفاده میکند، آشناست. نمایش خودآگاه یا ناخودآگاه براساس سلیقه امروز علاقهمند به هنر در ایران شکل گرفته است. استفاده از موسیقی، نوع پوشش، کارتونوارگی کنشها و... همه نشان از زیباشناسیای دارد که از درون سلیقه دانشجو یا هنرجوی جوان دهه 80 ایران بیرون میآید. ابزار و چهره آدمهای این نمایش با وجود این که حکایت از سلیقه جمعی امروز علاقهمندان به هنر خاص تئاتر دارد، اما بری از لحن شخصی نیست. نوع میزانسنهای فکر شده، طراحی دقیق حرکتها و اتفاقا ریزبینی سبکپردازانه که همه چیز را به بازی میگیرد، بیشتر نمایانگر تسلط شخصی کارگردان برای رسیدن به لحن شخصیاش در کنار سلیقه جمعی است.
واقعیت، فردیت و سلیقه جمعی لحاظ شده در سفید برفی و هفت کوتوله، مثلثی را میسازد که نمایش را در هالهای از ابهام نمیپیچد و آن را دچار آفت ویژهنمایی و خاصپنداری که ویروسی شایع در تئاتر ایران است، نمیسازد. برای همین است که نصیر ملکیجو با نمایش خود وارد فضای ذهنی مخاطب میشود و با آن که اثرش تجربی است، تماشاگر را سرگرم هم میکند.
علیرضا نراقی / جامجم