نگاهی به سریال سقوط یک فرشته

جدال با شیطان

الگوی داستانی سریال «سقوط یک فرشته» همانی است که پیشتر در «میوه ممنوعه» هم تکرار شده بود. مردی دیندار و با ایمان در معرض یک امتحان الهی قرار می‌گیرد.
کد خبر: ۴۲۲۹۱۷

تهدیدات دنیوی از همه سو قهرمان داستان را نشانه می‌روند تا عیار ایمان و تقوای شخصیت محوری مشخص شود. در میوه ممنوعه حاج یونس فتوحی (علی نصیریان) بر سر یک دو راهی قرار گرفت. او تا جایی پیش رفت که مال و آبرویش را از دست رفته دید و به قول ترانه تیتراژ 70 سال عبادتش یکشبه بر باد رفت.

در سقوط یک فرشته حاج جبیب (مسعود رایگان) جایگزین حاج یونس شده است. با این تفاوت که این بار قهرمان داستان با مجموعه‌ای از تهدیدات در اطرافش مواجه است. او که مردی خوشنام و معتمد است، خود را در دایره سلسله‌ای از بحران‌ها گرفتار می‌بیند. از یک طرف قرآن امامزده دزدیده می‌شود و همه اعضای محل ،حاج حبیب را مقصر می‌دانند. کشته شدن برادر پریچهر، ارتباط مشکوک سارا و نیما و بیماری ماهی‌های کارگاه پرورش ماهی، گوشه‌ای از بحران‌های پیش آمده برای حاج حبیب هستند.

بیشتر این گرفتاری‌ها به حضور فردی تازه وارد در محله به نام «نیما» (مهرداد صدیقیان) مربوط می‌شود. نیما با تمام توان تلاش می‌کند با دختر حاج حبیب طرح دوستی بریزد و به داخل زندگی آنها نفوذ کند. او با ریخت و پاش هایش هم دل سارا را به دست می‌آورد و هم معادلات مالی حاج حبیب را به هم می‌ریزد. نیما با پرداختن پول دیه برادر پریچهر، رضایت شاکی را جلب می‌کند و در نهایت برنده یک رقابت تنگاتنگ با حاج حبیب می‌شود. تا این جای کار هنوز کاملا نمی‌دانیم انگیزه نیما از این انتقام سفت و سخت چیست؛ اما باید منتظر بمانیم و ببینیم چه جنبه‌های جدیدی از شخصیت او در قسمت‌های آتی قرار است نمایان شود.

در روایت «سقوط یک فرشته» یک خانواده به عنوان شخصیت‌محوری و مرکزی مطرح می‌شود. خانواده‌ای که متشکل از سارا، حاج حبیب، فاطمه و ریحانه است. سرنوشت اعضای این خانواده به یکدیگر گره‌خورده است و این چهار نفر هستند که به عنوان یک مجموعه واحد درام را به پیش می‌برند. اما در بین همین خانواده هم حاج حبیب اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و برجسته‌تر از دیگران به نظر می‌رسد. با این حال در شخصیت‌پردازی حاج حبیب فیلمنامه‌نویس از نشان دادن خیلی از جزئیات رفتاری او پرهیز کرده است. بیننده می‌شنود که حاج حبیب به عنوان فردی معتقد و مورد اعتماد بین همسایه‌ها شناخته می‌شود، اما نشانه‌های این ایمان و اعتقاد به صورت تصویری نشان داده نمی‌شود. در «میوه ممنوعه» با چند خرده روایت اقتدار حاج یونس به اثبات می‌رسید. بنابراین هنگامی که مخاطب فرو ریختن این شخصیت را می‌بیند تاثیر می‌پذیرد و متاثر می‌شود، اما در اینجا چون بیننده شناخت زیادی از حاج حبیب ندارد، سقوط او هم برایش خیلی مهم تلقی نمی‌شود.

در قسمت‌های بعدی می‌بینیم که علت کشش سارا به سمت نیما بی‌توجهی یک پدر به خواسته‌هایش معرفی می‌شود. این نکته هم تنها در حد یک جمله کلامی به بیننده عرضه می‌شود. ولی ما به عنوان مخاطب نمی‌بینیم که رابطه این پدر و دختر به چه صورت بوده است. دختر چه خواسته‌هایی داشته که از طرف پدر برآورده نشده است؟‌

این شخصیت‌پردازی ناقص باعث می‌شود که خیلی از اتفاقات قسمت‌های میانی باورپذیری‌شان را از دست بدهند.

سقوط یک فرشته با ضرباهنگ تندی شروع می‌شود و به دلیل کثرت شخصیت‌های اصلی، فیلمنامه‌نویس فرصت زیادی برای پرداختن به تمامی آنها پیدا نمی‌کند. اتفاقات متعدد قسمت‌های اول مخاطب را گیج می‌کند؛ چرا که معلوم نیست خط اصلی داستان چیست و قرار است قصه چه سمت و سویی پیدا کند.

دزدیده شدن قرآن اولین اتفاق مهم قسمت‌های ابتدایی است. در قسمت‌های بعدی بارها از زبان شخصیت‌های مختلف می‌شنویم که ریشه بحران‌های پیش آمده به خروج قرآن از محله برمی‌گردد، در حالی که این طور نیست. اگر سکانس‌های دزدی قرآن را از فیلمنامه حذف کنیم، تقریبا هیچ اتفاق مهمی نمی‌افتد. تا اینجای کار همه اتفاقات تحت تاثیر آشنایی سارا و نیما قرار دارد. فیلمنامه‌نویس برای افزایش عنصر جذابیت داستان، این ماجرا را با آب و تاب بیشتری روایت می‌کند و چند قسمت سریال را به این موضوع اختصاص می‌دهد. بنابراین سقوط یک فرشته سریالی است که بیش از هر چیز آسیب‌شناسی روابط دختر و پسر را به عنوان محور اصلی‌اش انتخاب می‌کند. موضوعی که پیشتر در سریال «فاصله ها» هم مورد بررسی قرار گرفته بود. فاصله‌ها از منظری جامعه‌شناسانه به این قضیه نگاه می‌کرد ولی سقوط یک فرشته با پررنگ کردن جنبه‌های ماورایی کار می‌خواهد بیشتر روی حضور شیطان و وسوسه‌هایش در این ماجرا تاکید کند. به نظر می‌رسد ماجرای قرآن فقط به این خاطر که سریال یک کار مناسبتی بوده به داستان اضافه شده است.

در سریال «صاحبدلان» کتاب آسمانی قرآن به عنوان یک عنصر تاثیرگذار در گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها مطرح بود. شخصیت هریک از آدم‌ها و سرنوشت آنها به گونه‌ای با قرآن پیوند می‌خورد و به این ترتیب قرآن در کانون اتفاقات مهم فیلمنامه قرار می‌گرفت، اما در این سریال ماجرای قرآن و امامزاده یک اتفاق حاشیه‌ای است که بود و نبودش خیلی تاثیری در قصه‌پردازی ندارد. سقوط یک فرشته می‌خواهد تقابل انسان و شیطان را در قالب یک داستان پرتعلیق و امروزی به تصویر بکشد. این بار شیطان به شکل یک انسان در آمده و با کارهای شیطانی‌اش یک خانواده را تا مرز تباهی و گمراهی پیش می‌برد.

خوشبختانه این شیطان یک شیطان زمینی و قابل لمس است و شیطنت‌هایش فرازمینی و غیرقابل باور نیست. آتش‌سوزی داخل آشپزخانه و وزیدن باد، نمادها و نشانه‌هایی هستند که حضور پنهانی شیطان را هشدار می‌دهند. سریال در چند جای دیگر هم از نمادها بدرستی استفاده می‌کند.

احسان رحیم‌زاده
گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها