آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
آمنه نیز یکی از همین قربانیان است. در تحلیل اینگونه وقایع باید توجه داشت ما با 2 جنبه مواجه هستیم؛ یک سوی قضیه فرد مرتکب است و سوی دیگر شخص بزهدیده. اگرچه جرم را خواستگار شکست خورده انجام میدهد و چنین عملی به هیچ وجه قابل توجیه نیست،سوی دیگر ماجرا نیز نمیتواند در اینگونه رویدادها بیتقصیر باشد.
در وهله نخست به بحث مجرمان میپردازیم. افرادی که به خاطر انتقامجویی دست به چنین رفتارهایی میزنند، بیشک از اختلالات شخصیتی رنج میبرند. همه انسانها در طول زندگی با ناکامی مواجه و دچار خشم میشوند، در پارهای از مواقع حس نفرت بر آنها مستولی میشود و... اما فقط درصد ناچیزی این چنین رفتار بیرحمانهای دارند. حقیقت این است که خشم، حسی طبیعی در تمامی انسانهاست، اما موضوع حائز اهمیت نحوه مواجه شدن با این حس است. انسان منطقی میتواند خشمش را کنترل کند ولی فردی که دچار اختلال شخصیت است این توانایی را ندارد. او مهارتهای زندگی سالم را نیاموخته است و به همین خاطر دست به رفتارهای هیجانی و جنایتبار میزند. چنین فردی توانایی تحمل ناکامی را ندارد و با یک شکست به این تصور میرسد که دنیا به آخر رسیده است، اما خود این اختلالات شخصیتی نیز دارای زمینههای متفاوتی است و ریشه اصلی آن را باید در خانوادهها جستجو کرد خانوادههای پرتنش، بدسرپرست و نابسامان چنین فرزندانی را تحویل جامعه میدهند، البته این اختلالات به باور برخی میتواند در مسائل ژنتیک نیز ریشه داشته باشد، ولی آنچه به آن دامن میزند خانواده و پس از آن جامعه است.
در وهله دوم قربانیان چنین جرایمی نیز عموما دخترانی هستند که آنها نیز از مهارتهای پایینی برای حل بحران برخوردارند و به همین سبب نحوه نه گفتن را بخوبی نمیدانند؛ آنان یا ابتدا تسلیم میشوند و وقتی میخواهند این رابطه را به پایان برسانند مورد حمله قرار میگیرند یااینکه از ابتدا به جای نهگفتن منطقی و در عین حال مقتدرانه به تخریب و تحقیر طرف مقابل میپردازند که این رفتار نیز حس انتقامجویی را در پسران تحریک میکند. به نظر من بهترین راه برای پیشگیری از چنین وقایعی بالا بردن سطح بهداشت روانی جامعه و افزایش آگاهیهای نوجوانان از طریق رسانهها و نظام آموزشی است.
عاطفه کشاورزی، روانشناس
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....