میتوانی بنویسی که در این حرفه، امنیت شغلی جایگاهی ندارد، مگر اینکه بخواهی برعکس ماهیتش، فقط نویسنده واقعیت باشی نه حقیقت. میتوانی بنویسی اگر خبرنگار هستی باید هر لحظه از زندگیات خبرنگار باشی، وقتی در یک رستوران مشغول غذا خوردن هستی یا حتی در مسافرتی، باید حواست باشد چیزی از اتفاقات دور و اطرافت را از دست ندهی یا اینکه مدام سوال اول گفتوگوی فردایت را مرور کنی تا مصاحبهات جذاب باشد یا اینکه صفحه فردایت را چطور پر کنی. میتوانی از تماسهای مردمی بنویسی که نوشتن مشکلاتشان باید دغدغه تو باشد، اما دغدغه مسوول مربوط نیست و تو در ذهن کسانی که باید پاسخگو باشند بیشتر به یک آدم جنجالطلب شبیه هستی تا کسی که وظیفهاش اطلاعرسانی درست است. اما حتی اگر از همه اینها بنویسی، تو و حرفهات چندان متفاوت از بقیه حرفههای موجود در جامعه نیستید، در همه مشاغل امنیت شغلی ممکن است دچار تزلزل شود. یک کارگر ساختمانی یا یک پزشک فرقی نمیکند، برای هردویشان دغدغه شغلیشان ممکن است خارج از محیط کار هم همراهشان باشد. هر کسی در هر شغلی میتواند به دردسر بزرگی بیفتد. پس بهتر است همه اینها را برای همه مشاغل در نظر بگیری، اما یادت باشد تو به عنوان یک خبرنگار گاهی به درستی میتوانی مسیر یا محور یک تصمیم کلان کشور را عوض کنی و برعکس گاهی به اشتباه لطمه بزرگی به مردمت و کشورت بزنی. تو باید خیلی آزاده، بیطرف و هوشمند باشی تا در حرفهای که تولیداتش در معرض قضاوت همه مردم است، شریف بمانی.
مستوره برادراننصیری / گروه جامعه