پدرم میگوید مرد باید سنگین و متین لباس بپوشد، اما نمیداند اگر من همانطور که او میخواهد لباس بپوشم و مدل موهایم را همانطور که او میخواهد درست کنم، دوستانم که هیچ وقت از مد روز عقب نمیمانند، مسخرهام خواهند کرد.
دلم میخواهد شیک باشم و وقتی با رفقایم در خیابان قدم میزنم، احساس نکنم خیلی از آنها بیریختترم. دلم نمیخواهد سنگینی نگاههایشان را وقتی مثل آنها لباس نپوشیدهام، تحمل کنم.
راستش خودم هم از این شکل و قیافههای عجیب و غریب که بعضی از جوانها برای خودشان درست میکنند، خوشم نمیآید. دوست ندارم خودم را به شکل آنها در بیاورم، شلوار پاره بپوشم یا موهایم را کج و کوله اصلاح کنم، اما دوست دارم شیک باشم.
دوست دارم پدر و مادرم مرا درک کنند، زمانه من با دوران آنها فرق دارد. من نمیتوانم آن طوری که پدرم در جوانی لباس میپوشیده است، لباس بپوشم. در عوض من هم حواسم هست که به خاطر مد روز بودن همه چیز را قربانی نکنم، جوری لباس نپوشم و سر و وضعم را درست نکنم که شخصیت من و خانوادهام زیر سوال برود.
اما دوست دارم پدر و مادرم مرا در انتخاب لباس و نوع ظاهرم آزاد بگذارند. اجازه بدهند لباسی را که خودم دوست دارم بخرم، نه اینکه مجبورم کنند چیزی را که خودشان میپسندند، بخرم و بپوشم. دوست دارم به من اعتماد کنند و بدانند مایه سرافکندگیشان نخواهم بود.