کاریکلماتور، هایکو، شعر کوتاه

شعرکوتاه، طرح، هایکو، آنک، ترانک، کاریکلماتور، کلمات قصار و... باز هم از این نام‌ها و اصطلاحات می‌توان نوشت و بحث کرد که فلان شعر کوتاه از فلان شاعر، کاریکلماتور است و شعر نیست یا فلان سروده، هایکو نیست و کلمات قصار است بویژه در آثار شاعران جوان این چالش‌ها بیشتر دیده می‌شود.
کد خبر: ۴۱۹۸۷۵

برای سامان بخشیدن به این مباحث بی‌پایان تامل در چند نکته لازم است:

1 ـ‌ در مباحث مربوط به شعر، نباید انتظار داشته باشیم که مانند تعاریف فیزیکی، مرزبندی‌های دقیق ترسیم شود.

مانند آن نویسندۀ خوش خیالی که معیار قطعی برای تشخیص شعر از غیر شعر تعریف کرده است و آن چیزی نیست جز وزن و قافیه و تساوی مصراع‌ها!

در شعر، با طیفی از مفاهیم و گونه‌ها مواجه می‌شویم، مانند مرز میان رنگ‌ها که با کمرنگ شدن یکی، به تدریج به رنگی دیگر می‌رسیم چندان که مثلا در میان دو رنگ زرد و قرمز، طیفی از زردها، نارنجی‌ها و قرمزها هستند.

2 ـ‌ تعریف در مباحث شعری تا آنجا که جنبه توصیفی و شناخت تجربی داشته باشد کارآمد است و اگر با نگاه تجویزی و قطعی باشد فایده چندانی نخواهد داشت.

3 ـ‌ برای شناخت گونه‌های مختلف نوشته‌های کوتاه شاعرانه می‌توان به عناصر سازنده آنها نگاه کرد. مانند: تخیل، تصویر، عاطفه، اندیشه، زبان، ابهام هنری و نظایر اینها.

4 ـ‌ بر این اساس مثلا می‌توانیم بگوییم که در کاریکلماتور، زبان بر سایر عناصر غالب است، موسیقی و عاطفه نقش چندانی ندارد ولی تخیل و اندیشه کمابیش در آن دیده می‌شود.

5 ـ‌ درباره هایکو حرف چندانی نمی‌توان گفت، زیرا بخش اعظم هویتش وابسته به موسیقی زبان ژاپنی است که در ترجمه از بین می‌رود، اما اگر براساس ترجمه‌ها سخن بگوییم، هایکو را باید شعر مبتنی بر تخیل، تصویر و عاطفه بنامیم.

6 ـ‌ در کلمات قصار، اندیشه بر همه چیز مقدم است و پس از آن زبان اهمیت دارد، اما موسیقی، عاطفه و تخیل در کلمات قصار کمرنگ است.

پس از این تاملات باز هم باید به نکته آغاز بازگردیم که این معیارها مانند مرزبندی‌های فیزکی نیستند که قطعی و خدشه‌ناپذیر باشند (البته اصلا اگر چنین قطعیتی در شناخت جهان میسر باشد!) یعنی می‌توانیم برای هر یک از این معیارهای شناخت گونه‌های شعری موارد نقض مثال بزنیم، اما باید این سخن را پیش چشم بیاوریم که شناخت توصیفی مبتنی بر وجه غالب است. مانند آن که وقتی از جنگل حرف می‌زنیم همگان آن را به رنگ سبز می‌شناسند، با آن که جنگل، دنیای رنگ‌های گوناگون است، اما وجه غالب و دورنمای جنگل، همواره سبز بوده است. بنابراین به نظر می‌رسد که هنگام داوری درباره آثار دیگران، بهتر است به جای نامگذاری‌های قطعی با تامل در عناصر سازنده اثر، بگوییم که این نوشته مثلا به کاریکلماتور نزدیک شده است، یا آن جمله قصار، رنگ و بوی شعر دارد.

اسماعیل امینی
شاعر و مدرس دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها