او درباره تئاتری که پدرش در آن دچار حادثه شد، میگوید: ماجرا از این قرار بود که در نمایشی قرار بود پدرم به دار آویخته شود، او را پای چوبه دار بردند و طناب را به گردنش انداختند پشت پیراهن او حلقهای بود که با حلقه طناب دار پیوند میخورد و باعث میشد بدن او در میان هوا نگاه داشته شود تا آسیبی به گردن او نرسد. اما بازیگری که نقش اجراکننده مراسم اعدام را بازی میکرد، حلقه را درست جا نینداخت و همه به خیال اینکه همه چیز مرتب است به اجرای نقش پرداختند و حکم را خواندند و زیر پای پدر خالی شد و چون نکات ایمنی درست رعایت نشده بود، پدرم به راستی حلقآویز شد و شروع به دست و پا زدن کرد.
کاوه ادامه داد: بازیگران روی صحنه به خیال اینکه پدرم در حال نقش بازی کردن است، سوت میکشیدند و او را تشویق میکردند که ناگهان کارگردان تئاتر متوجه چهره کبود او شده و دستور کشیدن پرده را میدهد و بدن نیمه جان او را به پایین میآورند و بلافاصله به بیمارستان رساندند. پدرم به خاطر این سانحه مدتی در بیمارستان بستری بود و اگر تنها چند لحظه دیگر بالای دار میماند، واقعا مرگ را تجربه میکرد. اتفاقی که چند سال بعد آن را تجربه کرد و در جریان کارگردانی فیلم جنگی خط آتش بر اثر بیاحتیاطی یکی از عوامل، جان خود را از دست داد.