در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جمع حاضران میتوان به جمشید جم خواننده ترانه ماندگار و خاطرهانگیز «یار دبستانی» اشاره کرد. همچنین چهره ماندگار عرصه موسیقی ایران محمدعلی گلپایگانی (گلریز) خواننده سرود آشنای «ای شهید مجاهد مطهر» و شاعر نام آشنا عباسعلی براتیپور، بهروز قزلباش شاعر و روزنامهنگار، سودابه امینی شاعر، زهره یزدانپناه نویسنده، سمیرا اصلانپور نویسنده و عضو هیات مدیره انجمن قلم ایران و غلامرضا بکتاش شاعر از جمله حاضران در این کاروان بودند.
غریبان فرودگاه
حوالی ساعت 6 صبح است که به فرودگاه بینالمللی امام خمینی(ره) میرسم؛ مثل سفرهای قبلی از این دست، چشم میگردانم تا از همسفرانمان کسی را پیدا کنم و تنهایی را کنار بزنم. باز هم مثل دهها سفر قبلی، این غربت را در فرودگاه احساس میکنم. این بار، جز غلامرضا بکتاش که از برگزاری جشنواره آخرین منجی و زمان همکاریام با روزنامه جامجم میشناسمش، کسی برایم آشنا نیست. نامهای آشنا البته کم نیستند، اما همه حاضران تقریبا مثل من با هم غریبهاند. هرکس برای خودش دنیایی دارد که با تنهاییاش سر میکند. همه بیصبرانه منتظرند یا ساعت پرواز فرا برسد یا رضا رسولی مدیر خوشفکر و خونگرم ارتباطات بینالملل بسیج هنرمندان با آن کلام گرمش حاضران را به هم معرفی کند.
طبق اعلام قبلی، این سفر برای رایزنیهایی درباره تشکیل اتحادیه هنرمندان کشورهای اسلامی تدارک دیده شده است، یعنی این سفر باید به دیدارهایی هنری در کشورهای لبنان و سوریه منتهی شود که حاصل آن، توافقهایی برای زمینهچینی اتحاد و آشنایی هنرمندان کشورهای اسلامی باشد. در حالی که ما خودمان هنوز با هم چندان آشنا نیستیم و هنوز در کشورمان نتوانستهایم هنرمندان را هدفمند و برنامهدار به هم بشناسانیم.
کشور حزبالله و عشق و صخره
حوالی ظهر و پس از 2 ساعت و 40 دقیقه پرواز به فرودگاه دمشق رسیدیم و همان ابتدای ورود متوجه میشویم که برخلاف قرار سفر، باید به لبنان برویم و سپس به سوریه برگردیم. به همین دلیل پس از خروج از فرودگاه، با اتوبوسی که راهنمایش یک هموطن آبادانی مقیم لبنان بود، راهی بیروتشدیم. روزگاری بود که لبنان را کشور زیبای مدیترانه و بیروت را عروس خاورمیانه مینامیدند.کشوری که نمادش صخره الرشه و آن دخترک عاشق فرانسوی بود که با پرتاب خودش به میان آبهای دریا، این صخرهها را نماد عشق و سبزهزارهای اطراف آن را به محل ملاقات عشاق تبدیل کرد.
سالها بعد اما، در چند کیلومتری همین صخرهها با رشادت مردی به نام حاج رضوان (شهید عماد مغنیه) و به فرمان سیدی از عشاق حزبالله، ناوچه مغرور و هتاک صهیونیستی که سواحل امن لبنان را تهدید میکرد، به موشک بسته شد و آرزوهایش به عمق آبهای مدیترانه رفت تا صخره الرشه این بار یادآور عشقی دیگر باشد.
در سفر به این سرزمین، مهمترین سوال که با خود از تهران برده بودم این بود که آیا هنوز هم حسن نصرالله به اندازه 4 سال قبل محبوب جوانان لبنانی هست یا نه؟
پاسخ این سوال را با پرچمهای زردی که مثل 4 سال قبل در سراسر خیابانها و جادههای برونشهری لبنان میدیدم، گرفتم. همچنین تصاویری از رهبر انقلاب و زیرنویس همه آنها با این عبارت «قائدنا الخامنهای» و جوانی خوشپوش که به زبان عربی ـ فارسی در بعلبک به ما گفت: «سالها کسی به خیال خود هم راه نمیداد از کنار اسرائیلیها عبور کند، اما حسن نصرالله به ما و همه عربها باوراند که میشود اسرائیل را شکست.» و همسرش در کنار او با لبخندی معنیدار گفت:« اسرائیل اوهن من بیت العنکبوت». جمله معروف سیدحسن که در جنگ 33 روزه گفته بود اسرائیل سستتر از خانه عنکبوت است.
نکته: یکی از اهداف این سفر رایزنی درباره تشکیل اتحادیه هنرمندان کشورهای اسلامی و آشنایی هنرمندان و نویسندگان ایران سوریه و لبنان عنوان شده است، در حالی که ما هنوز در کشورمان نتوانستهایم هنرمندان را هدفمند و برنامهدار به هم بشناسانیم
همه جای لبنان، از بعلبک که مرکز شیعهها و یادمان سیدعباس موسوی است، تا مارون الراس و دشتهای دره بقاع و تونلهایی که محل گذر و اقامت رزمندگان حزبالله بود، برای هنرمندان ایرانی جای نوشتن و یادداشتبرداری داشت. در دیدار از مارون الراس و بعلبک و موزه یادمان «ملیتا» با مساحتی نزدیک به 60 هزار مترمربع فضای سبز جنگلی و حدود 4 هزار و 500 مترمربع زیربنای ساختمانی، روبهرو شدیم که به گفته بروبچههای حزبالله و همراهان ما از طرحهای زندهیاد شهید عماد مغنیه بود. فاصله پایان جنگ 33 روزه با شهادت عماد مغنیه، ما را به این نتیجه میرساند که این شهید بلافاصله پس از جنگ به فکر ادامه ساخت موزه در مناطق عملیاتی بوده است. این موزه به گفته راهنمایان ما به علت شروع جنگ 33 روزه، ساخت آن متوقف شد و پس از جنگ هم معماری آن به دلیل غنایم دیگری که از اسرائیلیها گرفته شد،از جمله تانک مدرن مرکاوا، تغییر کرد.بر ای من که یک بار خرابیهای شهرهایی مثل «بنت جبیل» را از نزدیک دیده بودم، سرعت بازسازی شهر و احداث موزه ملیتا که طراحی لوگوی آن از ذهن و دست یک ایرانی صادر شده بود، به معجزه میماند.
باغ و پرچم ایرانی
از جمله مکانهای دیدنی در ارتفاعات مرزی با رژیم صهیونیستی «حدیقه ایران» یا همان «پارک ایران» بود که سال گذشته با حضور رئیسجمهور کشورمان محمود احمدینژاد افتتاح شد.
این نقطه برای یک تماشاچی ساده، فقط محیطی برای تفریح است که خانوادهها میتوانند در 30 آلاچیق به نشان 30 استان کشورمان بنشینند و شامی، نهاری یا یک قوری چای بنوشند یا مسجدی به شکل مسجد قدس و دکلی که از روی آن میتوانی با دوربینهای مدرن، تا اعماق کشور اشغال شده فلسطین را تماشا کنی. در نقطه نزدیک به صفر مرزی با اسرائیل، ساختن مرکز تفریحی میتواند نشان از اعتماد به قدرت خود باشد، چرا که اگر حزبالله این جا توپ و موشکانداز مستقر میکرد، به معنی ترس از دشمن بود.
دیدار از لبنان با بازدید از مرکز رسالات (مجتمع فرهنگی حزبالله شامل سالن آمفی تئاتر، مراکز سخنرانی و...) ادامه مییابد. همکلامی با بروبچههایی 17 تا 25 ساله و نوجوانانی که گاه هنوز مویی بر صورتشان نروییده است، بسیجیهای دهه 60 خودمان و هیاهوی داخل مساجد را به یاد میآورد.
در غیاب مسوولان سفارتخانه
قرار است لبنان را ترک کنیم؛ اگرچه مسوولان سفارتخانه و رایزنی فرهنگی کشورمان اصلا خبردار نشدند چنین هیاتی از هنرمندان و اهالی رسانه و مدیران هنری و استادان دانشگاههای هنر کشورشان به محل خدمتی آنان پا گذاشتند. به نظر میرسد هنوز برای پیشنهاد تشکیل اتحادیه هنرمندان، نیازمند وسعت نظر بیشتری از سیاسیون هستیم.
سوریه سرزمین خواهر
غروب روز جمعه وارد سوریه میشویم. از همان غروبهای غمانگیز و حزنآور. برای ما سوریه یعنی زینب(س). و قافلهای از عظمت و شکوه شیعه. اگرچه ساختمان 12 طبقه اتحادیه نویسندگان عرب هم در آن باشد. سوریه، یعنی یک بارگاه کوچک از یک دختر خردسال که عروسکهای زائران ایرانی و هندی و... ضریحاش را زینت میدهد. برای ما سوریه یعنی فریادی که از کربلا بلند شد و درخرابههای شام به گوش یزید رسید. خدا را شکر که به ما خاندان نبوت، عزت و شکوه را هدیه کرد. من جز زیبایی چیزی نمیبینم.برای ما سوریه یعنی کلام آن مرد زینبی که میگفت آنان که رفتند، کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدیاند. انسانی علیخواه و شریعتی؛ که چند متری دورتر از حرم حضرت زینب (س) آرمیده است.سوریه با دیدار این بزرگان به پایان میرسد و دیداری با هیچ نویسنده یا اهل فرهنگی هم صورت نمیگیرد. طرح تشکیل اتحادیه هنرمندان کشورهای اسلامی هم فعلا مسکوت میماند.
اما باز هم نکتهای دیگر
ندیدن مسوولان فرهنگی و سیاسی کشورمان در لبنان و سوریه، مرا به یاد سفر شاعرانی چون البیاتی و آدونیس و... یا هنرمندان کشورهای اروپایی به ایران میاندازد و همراهی سفرا و رایزنان کشورشان در تمام مدت اقامتشان. ناگفته نماند با تلاش دکتر حسین قنادیان یک ملاقات یک ساعته با رایزن فرهنگی کشورمان در سوریه نصیبمان شد که... به هرحال فرصتی بود یک ساعته. چه میشد گفت و چه میشد کرد؟! باز هم تلاش از جانب ما بود برای دیدار با یک مقام مسوول در کشور بیگانه.
ابراهیم زاهدیمطلق / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: