«پل» باید تاوان پس بدهد

پل هلند پدر 25 ساله‌ای است که 2 فرزند خردسال دارد و از چند هفته قبل در دادگاه حاضر شده تا از خود دفاع کند. این مرد متهم است در حالی که از دولت مستمری می‌گیرد تا زندگی‌اش را اداره کند دست‌کم 25 گیاه ماری‌جوانا را در آپارتمان محل سکونتش پرورش داده تا با فروختن آنها ـ مواد مخدر که بشدت به آن اعتیاد دارد ـ‌ تهیه کند.
کد خبر: ۴۱۷۲۱۶

من به عنوان شهروندی که از افسردگی رنج می‌برد و نمی‌تواند کار کند تا از پس هزینه‌های بالای زندگی بر آید، حق دارم که از دولت کمک مالی بگیرم و این وظیفه آنهاست که به من کمک کنند تا بتوانم به وضعیت فرزندانم رسیدگی کنم. این‌که انواع و اقسام بهانه‌های واهی تراشیده شود تا ثابت کنند من لیاقت کمک‌های دولتی را ندارم، بسیار شرم‌آور است و هیچ انسانی نمی‌تواند قبول کند که مالیاتی که از شهروندان جمع‌آوری می‌شود به جای خرج شدن برای سیر کردن شکم بچه‌های گرسنه، صرف برگزاری جشن‌ها و مهمانی‌های بی‌مورد شود.

اگر من از سال‌ها قبل بناچار از دولت کمک گرفتم، به دلیل شرایط روحی بسیار بدی بود که داشتم. زندگی کردن در شرایط سخت و خانه کوچکی که من داشتم کار آسانی نبود. اما راه فراری هم برایم وجود نداشت. به خاطر بچه‌ها باید زندگی را ادامه دهم و حاضرم هر خفت و خواری را هم بپذیرم. اما دولت باید بداند که در صورت قطع کردن همان 60 پوندی که در هفته به من می‌دهد، مرگ یک خانواده را رقم زده است که هرگز هم بخشوده نخواهد شد.

پل هلند پدر 25 ساله‌ای است که 2 فرزند خردسال دارد و از چند هفته قبل در دادگاه حاضر شده تا از خود دفاع کند. این مرد متهم است در حالی که از دولت مستمری می‌گیرد تا زندگی‌اش را اداره کند دست‌کم 25 گیاه ماری جوانا را در آپارتمان محل سکونتش پرورش داده تا با فروختن آنها ـ مواد مخدر که بشدت به آن اعتیاد دارد ـ‌ تهیه کند. از نظر ماموران دولت که از منزل این مرد بازدید کرده‌اند، وجود گیاه ماری جوانا در آپارتمان هیچ دلیلی جز سرپیچی از قانون نمی‌تواند داشته باشد و توجیهات پل برای قانع کردن اعضای هیات منصفه و ادعایش در مورد استفاده دارویی از این گیاه، دروغی بیش نیست و باید مورد بررسی قرار بگیرد.

در صورت متهم شناخته شدن این مرد بیمار که افسردگی حاد دارد و بارها در بیمارستان روانی بستری شده است، مستمری او قطع شده و از این پس دولت هیچ کمک هزینه‌ای به این پدر بیکار پرداخت نخواهد کرد. این در حالی است که کاشت غیرقانونی ماری جوانا در خانه نیز اتهام سنگینی دارد که پل باید تاوانش را بپردازد؛ تاوان سنگینی که فرزندانش هم آن را خواهند پرداخت.

تحمل سال‌ها بیماری آسان نیست

«من از وقتی که به یاد می‌آورم بیمارم و هرگز روز خوشی در زندگی‌ام نداشته ام. وقتی آنقدر بزرگ شدم که فرق زندگی‌های مختلف را با یکدیگر دیدم، اولین سوالی که از مادرم پرسیدم آن بود که پدرم کجاست و او پاسخ داد من هرگز پدری نداشته‌ام و زمانی که نوزاد بودم او مارا ترک کرده است. مادرم به‌تنهایی مرا بزرگ ‌کرد و آنقدر سختی‌های زندگی به او فشار آورد که به مخدر رو آورده و حتی به الکل معتاد شده بود. تنها 9 سال داشتم که برای اولین بار وقتی وارد خانه شدم بدن نیمه جان مادرم را که خودکشی کرده بود روی زمین دیدم و با اورژانس تماس گرفتم. هنوز مثل صحنه‌های فیلم ؛دوران بچگی ام را به خاطر دارم و از آن زجر می‌کشم. کودکی سختی که در تنهایی سپری کردم آنقدر به‌من فشار آورد که هرگز نتوانستم طعم عادی بودن را بچشم و آن را تجربه کنم. مادرم آنقدر بیمار بود و افسردگی شدید داشت که در واقع زندگی نمی‌کرد و همه وقتش را در خواب به سر می‌برد و بالاخره ده ساله بودم که در آخرین ارتکاب به خودکشی‌اش جان سپرد و مرا با مادر بزرگ پیرم تنها گذاشت. 11 ساله بودم که برای اولین بار سیگار کشیدم و 12سالگی آنقدر ماری جوانا مصرف کردم که در همان سن و سال کم، راهی بیمارستان شدم. زندگی برایم تنها زمانی که تحت تاثیر مخدر قرار داشتم قابل تحمل بود و بناچار مصرف می‌کردم.

با این اوضاع در مدرسه جایی نداشتم و به‌همین خاطر 13 سالگی خانه‌نشین شدم. به گفته پزشکانی که رایگان مرا مورد درمان قرار می‌دادند، مشکلات روحی مادرم به شکل ژنتیک به من هم منتقل شده بود و خیلی زود فهمیدم که دچار افسردگی حاد هستم که درمان اساسی برایش وجود ندارد. از زمان تشکیل پرونده‌ام نزد دولت و اخراجم از مدرسه، تحت پوشش کمک‌های دولتی قرار گرفتم و همه آن دوران تاکنون را با پول کمی که هفتگی به حسابم ریخته می‌شود گذران زندگی کرده‌ام.

ده‌ها پزشکی که تا به حال مرا مورد مطالعه قرار داده‌اند مدام در پرونده‌ام ذکر می‌کنند که به علت اعتیاد شدید به مصرف ماری جوانا و افسردگی که دارم قادر به کار کردن نیستم و این کمک‌های دولتی باید ادامه پیدا کنند. اما مورد جدیدی که در پرونده‌ام عنوان شده همه زندگی‌ام را به هم ریخته و مرا نسبت به آینده فرزندانم بد بین کرده است. من با زنی زندگی می‌کنم که سال‌هاست مرا با تمام مشکلاتم پذیرفته و 2 فرزند زیبا به دنیا آورده است که من پدرشان هستم و باید نگهدارشان باشم. پیدا شدن ماری جوانا در آپارتمانم سبب شده دولت دادگاهی‌ام کند تا آنچه به‌عنوان مستمری می‌گرفتم قطع شود و برای همه عمر بی‌پول باقی بمانم. اتفاقی که در صورت رخ دادن؛ سبب می‌شود من و خانواده‌ام از گرسنگی بمیریم.»

افسرده است چون معتاد است

بازرسان ویژه دولتی بعد از پیدا کردن چندین گلدان ماری جوانا در منزل مردی که سال‌هاست با ادعای ابتلا به افسردگی حاد در خانه می‌ماند و با مستمری دولت زندگی می‌کند، پرونده‌اش را راهی دادگاه کرده‌اند. به گفته این بازرسان اگر آقای پل که خودش هم اعتراف می‌کند بشدت اعتیاد دارد دست از مواد بکشد، می‌تواند بر افسردگی‌اش هم غلبه کند و سر کار برود و صاحب درآمد باشد. آنچه اکنون در پرونده این مرد وجود دارد، شک و شبهاتی در مورد وضعیت روحی اوست که به نظر می‌رسد خودش با بیشتر کردن مصرف مواد مخدر آن را دامن زده تا از کار کردن بپرهیزد و براحتی با هزینه دولت زندگی کند. پیدا شدن گلدان‌های حاوی ماری جوانا که مخدری ممنوع است در آپارتمان محل سکونت این مرد بیمار، از نکات منفی در پرونده اوست که سبب شده دولت در مورد پرونده پل که سال‌هاست تحت پوشش کمک‌های نقدی است، شک کند و همه چیز را به حالت تعلیق درآورد. گرچه متهم ادعا می‌کند ماری جوانا را برای استفاده دارویی در خانه‌اش کاشته و هرگز قصد فروش نداشته است، اما با این حال استفاده شخصی از آن هم غیر عادی تلقی شده و او را به دردسر بزرگی انداخته است. اگر پل در دادگاه به فروش مخدر و مصرف عمدی مواد برای بدتر شدن شرایط روحی‌اش متهم شود، حکم سنگینی پیش‌رو خواهد داشت که سال‌های سال او را از فرزندانش دور خواهد کرد؛ حکمی که دست‌کم 10 سال زندان خواهد بود.

دروغی در کار نیست

«ابتلای من به افسردگی نه به خاطر اعتیاد شدیدم به ماری جوانا که به خاطر مشکلات ژنتیک است که من دارم. این موضوعی نیست که من ادعا کنم بلکه ده‌ها پزشک با مطالعه روی من به این نتیجه رسیده‌اند که استفاده من از مواد مخدر برای فرار از شرایط روحی وخیمی بوده که از بچگی با آن دست و پنجه نرم ‌کرده‌ام. مادرم دقیقا شرایطی چون من داشت و بالاخره خودکشی کرد و به زندگی‌اش خاتمه داد. اما من با وجود شرایط شبیه به او به خاطر علاقه‌ای که به 2 کودک و همسرم دارم، اوضاع را تحمل می‌کنم و با رو آوردن به ماری جوانا سعی دارم در مشکلات مغزی و روحی‌ام غرق نشوم. این‌که من مواد مخدر مصرف می‌کنم تا روحیه‌ام را تضعیف کنم، صحت ندارد. من هم مثل هر مرد دیگری دوست دارم سر کار بروم و مستمری‌بگیر دولت نباشم. همه اطرافیان من خیلی خوب می‌دانند که از دوران نوجوانی که تحت سرپرستی کمک‌های دولت قرار گرفتم چاره‌ای جز زندگی کردن با آن پول کم نداشتم و همیشه با آن ساخته‌ام. همسرم هم مثل من بوده و زندگی کوچکمان با آن‌که سخت پیش می‌رفت اما با کمک‌های نقدی قابل حساب و کتاب و برنامه‌ریزی بود، که آن را هم مدیون دولت بوده‌ام. اتهاماتی که به من زده شده کذب است و من طی این سال‌ها هرگز دروغی نگفته‌ام و چیزی نداشته‌ام که بخواهم پنهان کنم. من بیمار روانی هستم که احتیاج به کمک دارم و در صورت قطع شدن آن، خانواده‌ام از بین خواهد رفت. حقیقت جز این نیست که دروغی در مورد هیچ چیز در کار نبوده و هرگز نخواسته‌ام سوءاستفاده‌ای از شرایطم بکنم. اگر دادگاه می‌تواند مرا به اتهام کاشتن چند درختچه کوچک ماری جوانا و کمک‌های مالی طی این سال‌ها از دولت به زندان بیندازد و خانواده‌ام را آواره و گرسنه کند، بهتر است بداند که این کارش غیرانسانی است و عواقب بدی در پی خواهد داشت.»

مترجم: المیرا صدیقی

منبع: کورت میوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها