جشنواره فانوس

کد خبر: ۴۱۶۸۲۲

امپراتور در آسمان زندگی راحتی داشت، ولی خیلی احساس پوچی و تنهایی می‌کرد. او دوست داشت فقط خودش خوشحال باشد و تمام لذت‌ها و شادمانی‌ها متعلق به او باشد، چون خیلی خودخواه بود. یک روز خبری شنید که او را خیلی عصبانی کرد. به او خبر داده شده بود که مردم روی زمین بسیار خوشحالند و زندگی بانشاطی دارند. امپراتور که خیلی عصبانی شده بود، تصمیم گرفت که قوی جادویی‌اش را به زمین بفرستد. این قوی جادویی مانند اژدها‌ نفسش آتشین بود و می‌توانست شعله‌های آتش به وجود آورد. امپراتور به قو دستور داد که در پانزدهمین روز از اولین ماه قمری به زمین برود و با استفاده از نفسش زمین را به آتش بکشد.

یکی از خدمه‌های امپراتور که دوستدار مردم بود، به زمین رفت و مردم را از اتفاقی که در‌حال رخ دادن بود، مطلع کرد و نقطه ضعف قو را به مردم گفت. قفس آهنی نقطه ضعف قو بود. یکی از خردمندان زمین فکری به ذهنش رسید که چگونه با قوی آتشین پادشاه مبارزه کند.

او رو به مردم گفت،‌ وقتی قو‌ به زمین آمد بلافاصله او را در قفسی آهنی زندانی ‌ و فانوس‌های بسیاری را روشن کنند تا امپراتور فکر کند که زمین به آتش کشیده شده است. مردم هم به حرف آن مرد باهوش گوش کردند، اول قوی جادویی را زندانی و بعد فانوس‌های خیلی زیادی را روشن و شروع به آتش بازی کردند. امپراتور وقتی فانوس‌های روشن و آتش‌بازی‌ها را دید فکر کرد که قوی جادویی‌اش زمین را به آتش کشانده است و در خیال باطل خودش شاد شد.

در حقیقت این مردم بودند که با فکر و اندیشه خود پیروزی واقعی را به دست آوردند. به همین مناسبت هر ساله خانواده‌های چینی در پانزدهمین روز از اولین ماه سال، این روز را که به روز جشنواره فانوس نامگذاری شده، با روشن کردن فانوس و آتش بازی جشن می‌گیرند.

ترجمه: نیما اکرامی

ژان تانگ، افسانه‌هایی از

10 جشن سنتی چین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها