تصور نادرست در مورد قیافه خود برای جوان‌ها خیلی نگران‌کننده است

زیبایی ‌گمشده در ‌آینه

کد خبر: ۴۱۶۸۰۸

این بار دست از سر لباس‌ها برمی‌داری و ایراد را از خودت می‌بینی! کاش کمی چاق‌تر بودی. کاش چند کیلویی لاغرتر. تو هم مثل آینه بدجوری از این قیافه لعنتی حرصت گرفته. فکر می‌کنی قیافه‌ات بدجوری توی ذوق می‌زند، مثلا این که فکر می‌کنی دماغت درست مثل کوفته برنجی از صورتت زده بیرون یا گوش هایت بدجوری توی ذوق می‌زند، چشم‌هایت... ‌

ب ـ تصور نادرست از قیافه خود یا خودپنداره‌منفی در مورد شکل ظاهری، متاسفانه مشکلی است که در دنیای امروز، بسیاری از جوانان در سراسر دنیا با آن دست به گریبانند. تصور نادرستی که باعث می‌شود خیلی از آنها بهترین سال‌های زندگی‌شان را با اضطراب و اندوه سپری کنند و با از دست دادن اعتماد به نفسشان با مشکلات اجتماعی بسیاری روبه‌رو شوند و دست آخر هم از همه چیز ببرند و کنج خانه کز کنند.

تصور نادرست در مورد قیافه خود، در روزگاری که خوش‌تیپی یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت به حساب می‌آید، برای آدم‌ها و بخصوص جوان‌ها خیلی نگران‌کننده و اضطراب‌آور است. این مشکل بویژه برای دختران نوجوان و جوانی که فکر می‌کنند زیبایی چهره یکی از مهم‌ترین مولفه‌های ازدواج موفق و عالی است، اهمیت بسیاری دارد و داشتن این تصور نادرست باعث می‌شود آنها دچار یک افسردگی دائمی بیمارگونه باشند. خود پنداره منفی در مورد قیافه خصوصا در جاهایی مثل کلاس‌های دانشگاهی یا محل‌های کار که جوان با جنس مخالف ارتباط کاری یا تحصیلی دارد باعث می‌شود فرد دائم در عذاب باشد و نتواند با آرامش کارهای خود را انجام دهد.

شناختن بیماران روانی مبتلا به خود پنداره منفی اصلا کار سختی نیست. کافی است در یک جای شلوغ مثلا در اتوبوس بزنید زیر خنده و با صدای بلند بگویی «قیافه شو!» و آن وقت نگاه کنی که چند تا از جوان‌ها برمی‌گردند و زل می‌زنند به تو. بجز تعداد کمی از آنها که فکر می‌کنند مشکل از شماست که داد زده‌ای، مطمئن باشید بقیه همگی با مشکل تصور نامناسب از قیافه‌شان روبه‌رو هستند که این طور گوش به زنگ منتظر هستند تا کسی آنها را به خاطر قیافه‌شان مسخره کنند.

خودپنداره منفی یا تصور نامناسب از ریخت و قیافه خود، اگر برای بیماران جوان همه‌اش ضرر است، اما برای فروشندگان لوازم آرایش، جراحان زیبایی و افزایش قد و حتی بوتیک‌هایی که هر روز لباس‌ها و کفش‌های مدل جدید عرضه می‌کنند، حسابی نان دارد. جالب این که بسیاری از کسانی که به این حالت بیمارگونه دچار هستند، متاسفانه به جای مراجعه به روانپزشک به دنبال رفع عاملی هستند که فکر می‌کنند باعث نازیبایی آنها شده است.

آن طور که خبرگزاری فارس به نقل از محققان نوشته: «گرایش افراد و بویژه زنان به جراحی‌های زیبایی ممکن است ناشی از اختلالات روحی آنان باشد. عدم رضایت از ظاهر ، معمولا با اعتماد به نفس پایین و عدم سلامت روان همراه است و در بعضی از زنان این اختلالات عامل روی آوردن به جراحی‌های زیبایی است. به عقیده محققان در این گروه از زنان یک مورد عمل جراحی زیبایی ارضاکننده نیست و معمولا اعمال جراحی متعددی انجام می‌دهند. گاهی اوقات نیز اعمال جراحی متعدد بیماری روحی فرد را تشدید می‌کند.»

انجام این اعمال جراحی در حالی است که به‌گفته بسیاری از متخصصان اعصاب و روان بسیاری از کسانی که تحت عمل جراحی‌های زیبایی قرار می‌گیرند پس از مدتی دوباره احساس می‌کنند که قیافه آنها چندان زیبا نیست و با انجام این عمل‌ها هیچ‌تغییری در صورت آنها ظاهر نشده است.

ج ـ احساس بد در مورد قیافه، اندام و حتی موقعیت‌های خانوادگی، هر فرد بیش از آن که ریشه‌اش در واقعیت باشد، ریشه در تصورات نادرستی دارد که خیلی از آدم‌ها بخصوص در دوران جوانی نسبت به خودشان دارند، تصوری که باعث می‌شود آنها فکر کنند به هیچ وجه جذاب نیستند و نمی‌توانند توجه دیگران را به خودشان جلب کنند، در حالی که تصور مناسب در مورد موفقیت‌ها و پیشرفت‌های خود و شناخت توانایی‌های فردی می‌تواند به برطرف کردن این مشکل کمک کند.

آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی در کتاب «در باب حکمت زندگی» 200 سال پیش زمانی که نه جراحی برای عمل زیبایی بینی و نه بی‌شمار بوتیک‌های رنگارنگ و پاساژهای فراوان وجود داشت به نکاتی اشاره کرد که نسخه اصلی این بحث است. هر چند پیش از خواندن باید اعتراف کرد عمل کردن به‌گفته‌های این فیلسوف چندان آسان نیست.

آنچه سرنوشت انسان‌های فانی را پی می‌افکند، از 3 مشخصه اساسی ناشی می‌گردد:

1ـ‌ آنچه هستیم: یعنی شخصیت آدمی به معنای تام که از این لفظ سلامت، نیرو، زیبایی، مزاج، خصوصیات اخلاقی، هوش و تحصیلات را می‌فهمیم.

2ـ‌ آنچه داریم: یعنی مالکیت و دارایی از هر نوع

3ـ‌ آنچه می‌نماییم: چنان که می‌دانیم معنای این لفظ این است که در نظر دیگران چه هستی یا به بیان روشن‌تر، دیگران چه تصویری از ما دارند. پس این مشخصه عبارت است از عقیده‌ دیگران درباره ما و به آبرو، مقام و شهرت تقسیم می‌شود.

امتیازات واقعی شخصی، چون بزرگی روح یا خوش قلبی در مقایسه با امتیازاتی چون مقام، اصل و نسب (حتی اگر اصل و نسب شاهی باشد)، ثروت و از این قبیل مانند تفاوت‌ میان پادشاه واقعی و هنرپیشه‌ای است که در صحنه نمایش نقش پادشاهان را ایفا می‌کند.

«زخم‌هایی که بر سعادت ما از درون وارد می‌شود، بسیار عمیق‌تر از زخم‌هایی است که از بیرون می‌رسند.» این واقعیتی آشکار و انکارناپذیر است که عنصر اساسی برای خوشی انسان و در واقع برای همه نحوه زندگی او، آن چیزی است که در خود اوست یا در وجودش جریان دارد، زیرا سرچشمه مستقیم خرسندی یا ناخرسندی عمیق او که نخست از احساس، خواست و تفکر او حاصل می‌گردد، در اینجاست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها