گفت‌وگو با رضا رویگری، بازیگر نقش کیان

شاید مدتی از بازیگری فاصله بگیرم

رضا رویگری پس از سال‌ها حضور در عرصه سینما و تلویزیون اینک چهره‌ای نام آشنا در هنر بازیگری است. او سال1325 متولد شد و فعالیت بازیگری خود را با فیلم عقاب‌ها به‌کارگردانی زنده‌یاد ساموئل خاچیکیان آغاز کرد. رویگری در این سال‌ها در فیلم‌هایی چون کانی‌مانگا، مردی در آینه و مجموعه‌های تلویزیونی به کجا چنین شتابان و تاوان بازی کرده است. حضور وی درمجموعه طنز «سه، پنج، دو» به کارگردانی حسین سهیلی‌زاده و سریال مختارنامه، کاری از داوود میر باقری بهانه‌ای بود برای آنچه در زیر می‌خوانید.
کد خبر: ۴۱۶۴۴۵

پس از سال‌ها حضور در تلویزیون با یک مجموعه طنز ظاهر شدید. با شناختی که مخاطب از بازی شما دارد این اتفاق چندان آشنا نیست.

البته من قبل از مجموعه «سه، پنج، دو» هم چندین کار طنز کار کرده بودم. دارا و ندار، مجموعه طنز دلبر آهنی و اخراجی‌ها 3 همه از جمله آثاری بودند که به نوعی طنز حساب می‌شدند. اخیرا همچنین مجموعه‌های زیادی به من پیشنهاد شده است. خیلی ایرادی در آن نمی‌بینم خصوصا این‌که «سه، پنج، دو» یک طنز موقعیت است که به شدت در آن دقت شده تا شخصیت‌ها شسته‌رفته و قابل قبول باشد. وقتی پس از گذشت سال‌ها هنوز هم فیلمی مثل اجاره‌نشین‌ها دیده می‌شود و مردم دوستش دارند پس بدیهی است که مخاطب یک طنز فاخر را می‌پسندد و دنبال می‌کند. برای خود من هم همیشه خود نقش مهم بوده و دوست دارم همه جور نقشی را تجربه کنم.

بیشتر نقش‌هایتان منفی بوده است. نگران نیستید در این نقش‌ها ماندگار شوید؟

این‌گونه که می‌گویید هم نیست. نقش کیان در مختارنامه یک نقش مثبت بود. در «به کجا چنین شتابان» هم نقش غیرمنفی بازی کرده بودم. منتهی در این دو سه کاری که اخیرا بازی کرده‌ام تا حدودی منفی ظاهر شده‌ام. معمولا نقش‌های خنثی را خیلی دوست ندارم. نقشی که چالش‌انگیز باشد، هم جای کار بیشتری دارد و هم برای بازیگر و هم برای مخاطب جذاب‌تر است. نقش‌های تا حدودی منفی به دلیل این‌که جای مانور بیشتری دارد برای ایفای نقش مناسب‌ترند.

این سوال را به این دلیل پرسیدم که حضور مداوم در یکسری نقش خاص ممکن است بیننده را نسبت به خود بازیگر و شخصیت‌اش بدبین کند.

زمانی جمله‌ای را شنیدم که برایم جالب بود. دوستی می‌گفت رویگری معمولا در بازی‌هایش به گونه‌ای ظاهر می‌شود که بدون این‌که داد بکشد یا قلدربازی خاصی از خود بروز دهد، آدم را می‌ترساند. بعد از بازی در فیلم بوتیک هم شاهد حرف‌های اینچنینی بودم.

شخصیت سیروس دربندی را در «سه، پنج، دو» چگونه می‌بینید؟

دربندی به نظرم یک نقش شیرین خاکستری است. از اول هم در صحبت‌هایی که با سهیلی‌زاده داشتیم قرار بود خیلی منفی نباشد. این شخصیت به نوعی موقعیت‌طلب است و به نفع خودش و منافعش کار می‌کند. مردی که همسرش در کنارش نیست و تنها دلخوشی‌اش دخترش است. از طرفی هم به فکر پول درآوردن است و زرنگی خاص خودش را دارد.

چرا حضورتان در سال‌های اخیر در سینما کمرنگ‌تر شده است؟

من فعالیت هنری‌ام را از سال 1347 با تئاتر شروع کردم. تئاتر «عبادتی برای مصیبت» و «مرغ مینا» را که در آن نقش رودکی را بازی می‌کردم، خیلی دوست دارم. بعد از آن حدود سال 63 بود که به سینما آمدم و الان هم نزدیک به 43 سال است که بازی می‌کنم. سال‌های 70 تا 74 بنا به دلایلی از کار ممنوع شدم و 4 سال در کار هنری من وقفه افتاد. در آن زمان صحبت‌های زیادی مبنی بر این بود که من دیگر هیچ وقت نمی‌توانم کار کنم. پس از آن چهار سال برای نمایش معرکه‌در‌معرکه به آمریکا رفتم و پس از بازگشتم به ایران مجددا در سینما حضور یافتم. در پاسخ به سوال شما هم باید بگویم خیلی بیشتر از اینها دوست داشتم و دارم که در سینما بازی کنم ولی این تصمیمی است که خیلی به انتخاب خود ما بازیگران مربوط نمی‌شود.

چه ابزار‌هایی برای ایفای یک نقش به کار می‌گیرید، خصوصا این‌که بازیگری هستید که همه شما را با لحن بیان و صدای خاصی می‌شناسند؟

معمولا به تمرکز در ایفای نقش هایم اهمیت ویژه‌ای می‌دهم و این‌گونه است که می‌توانم تمام و کمال به نقش‌هایم برسم. در این سال‌های بازیگری‌ام هم همیشه سعی داشته‌ام که فشاری روی نقش‌هایم نداشته باشم. مدل کارم هم به این صورت است که از شب قبل متن را نمی‌خوانم و معتقدم صحنه باید خودش ایجاب کند که من قرار است چگونه نقشم را بازی کنم. در کارنامه بازیگری‌ام هیچ‌گاه سعی نکرده‌ام که خودم را به ژانر خاصی محدود کنم. برای خلق شخصیت‌های مختلف ابزارهایی را به کار می‌گیرم.

بعد از حضور در سریال مختارنامه و در نقش کیان، نظر مخاطب را نسبت به خود بالا برده‌اید. از این به بعد کار شما خیلی سخت‌تر نمی‌شود؟

داوود میرباقری از آن دسته کارگردان‌هایی است که همیشه نقش‌های ماندگار و به یادماندنی خلق می‌کند و تاریخ اسلام را نیز به خوبی می‌شناسد. سال 67 هم در نمایش معرکه در معرکه با ایشان کار کرده بودم و علاوه بر دوستی خوبی که با هم داریم همیشه از کار کردن با او لذت برده‌ام. کیان از دوستان نزدیک مختار بود و با این‌که روند اصلی داستان حول مختار و زندگی‌اش می‌گردد؛ ولی کیان هم به خوبی در معرفی شخصیتش پرداخت شده. البته به نظرمن نقش و تاثیر‌گذاری کیان به مراتب کمتر از آنچه در تاریخ و در واقعیت وجود دارد نشان داده شده است. چرا که کیان در اکثر فتوحاتی که در تاریخ صورت گرفته حضور پررنگی داشته است. خوشحالم که در این مجموعه حضور داشته‌ام و اتفاقا خرسندم که بعد از بازی در نقش کیان توقع مخاطب را از خودم بالا برده‌ام.

گویا در روند ساخت این سریال چندین بارهم دچار حادثه شده‌اید؟

داشتیم صحنه‌های مربوط به جنگ را می‌گرفتیم که دچار حادثه شدم.صحنه به این صورت بود که کنار یکی از سربازان لشکر نشسته بودم و مثلا باید جوری شمشیر را به کنارش می‌کوبیدم که انگار ضربه‌ای به سینه‌اش وارد کرده‌ام. از آنجا که این بازیگر به شدت نزدیک من نشسته بود ناگهان شمشیر به پای خودم خورد و به داخل پایم فرو رفت. پایم بشدت جراحت پیدا کرد و چندتایی بخیه خورد. فردای آن روز قرار بود بقیه صحنه‌های جنگ تصویربرداری شود. حتی راه رفتن هم برایم دشوار بود. در یکی از صحنه‌های دیگر بود که بازیگر نقش مقابلم با تبر روبه‌روی من می‌جنگید. هنگامی که تبر را می‌چرخاند تبر به گوشه چشمم خورد. تا جایی که طراح چهره‌پردازی مجبور شد گریم خاصی در صورتم اعمال کند تا بتوانم جلوی دوربین ظاهر شوم.

به نظر می‌رسد «سه، پنج، دو» از آن دسته مجموعه‌هایی است که سعی دارد در همان قسمت‌های اول بازیگرانش را با همه خصوصیاتی که دارا هستند به مخاطب خود معرفی کند.

نکته‌ای که شما به آن اشاره می‌کنید از خصوصیات ویژه و بارز حسین سهیلی‌زاده است. او همیشه معتقد است قسمت‌های اول مجموعه بیننده را به خود جذب می‌کند و مخاطب را با خود همراه می‌سازد. اگر شخصیت‌ها طوری طراحی شده باشند که مخاطب بتواند با آنها همذات‌پنداری کند آن مجموعه می‌تواند به عنوان یک مجموعه پرمخاطب به موفقیت در حد انتظار دست یابد. در غیر این صورت در همان قسمت‌های اول، سریال از تک وتا می‌افتد. «سه، پنج، دو» هم بر همین روال پیش می‌رود و بیننده بعد از چند قسمت اول مثلا می‌تواند شناخت جامع و کاملی از شخصیت سیروس دربندی داشته باشد.

خیلی از بازیگران معتقدند در تلویزیون فرصت بیشتری برای دیده شدن وجود دارد و بالطبع نقش‌های بهتری به بازیگر پیشنهاد می‌شود.

شاید این قضیه به این برمی‌گردد که در تلویزیون باید سعی شود تا نقش‌ها جاافتاده و پخته‌تر به نظر بیایند؛ چرا که یک مجموعه قرار است چند قسمتی دنبال شود و به هر حال ریسک بیشتری دارد. ولی در یک فیلم سینمایی خیلی این مساله رعایت نمی‌شود. البته الان خیلی از سریال‌های ما هم در پرداخت شخصیت بسیار ضعیف عمل می‌کنند و طی این سال‌ها ما بسیار شاهد این مساله بوده‌ایم.

در طراحی یک شخصیت چقدر سعی دارید خودتان را به نقش نزدیک کنید؟

این اتفاق یک روند از پیش تعیین شده و دارای فرمول مشخصی نیست. چرا که در وهله اول به خود نقش بستگی دارد. یک جاهایی بازیگر باید خودش را به نقش نزدیک کند و یک جاهایی هم این نقش است که به بازیگر نزدیک می‌شود. مدل خود من این است که جنس بازی‌ام را به کاراکتری که برایم در نظر گرفته شده نزدیک می‌کنم. کلا حضور در نقش‌های متفاوت را دوست دارم. همچنین ویژگی‌هایی را علاوه بر آنچه در فیلمنامه وجود دارد به نقش اضافه می‌کنم تا متفاوت‌تر باشد. این شبیه بودن را با ایجاد و خلق لحظاتی متفاوت به نقش اضافه می‌کنم.

تا چه اندازه حضور بازیگر نقش مقابل در نوع بازی بازیگر تاثیرگذار است؟

به هر حال این یک بده بستان دوجانبه است. بازیگر باید به گونه‌ای رفتار کند که به نوعی مکمل حضور بازیگر نقش مقابلش باشد. یکی از مهم‌ترین این خصوصیات نگاه‌ها، حالت چهره و بیان است. در «سه، پنج، دو» داستان بر این اساس نوشته شده که شخصیت‌ها در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. مثلا سیروس دربندی را مخاطب زمانی بهتر می‌شناسد که در کنار دختر و خانواده‌اش معرفی می‌شود، این خصوصیات باز هم یکی از ویژگی‌های اساسی کارگردان نام‌آشنای تلویزیون حسین سهیلی‌زاده است. او طی این سال‌ها با مجموعه‌هایی چون دلنوازان و فاصله‌ها ثابت کرد که رگ خواب مخاطب را به خوبی می‌شناسد. در عین حال کارگردان بسیار خوش اخلاقی است و کار کردن با اولذت خاصی دارد.

چقدر برایتان مهم است که در مجموعه‌هایی که در آن بازی دارید نقش پررنگی داشته باشید؟

من فکر می‌کنم بازیگر نباید در این عرصه برای خودش تکلیف معلوم کند، وقتی من نقش اسطوره‌ای مثل کیان مختارنامه را بازی می‌کنم شاید خیلی نمی‌توانم صبر کنم تا کیان دیگری به من پیشنهاد شود، این رسم بازیگری در همه دنیاست. در این مجموعه هم دربندی نقش اصلی نیست ولی حضوری محوری دارد. نقش خوب برایم مهم است، ولی کم یا زیاد بودنش نه. مهم این است که نقش خوب دیده شود و بازیگر بتواند به خوبی در آن نقش جا بیفتد.

شما از آن دسته هنرمندانی هستید که در کنار حرفه بازیگری به نقاشی و موسیقی هم می‌پردازید. در مدت بازی در این سریال ها چقدر وقت صرف این امور کردید؟

نقاشی همیشه برایم یک کار دلی بوده است. چند سالی حرفه‌ای آن را دنبال می‌کردم، ولی الان مدتی است که به سراغش نرفته‌ام.در این سال‌ها به موسیقی و خوانندگی هم خیلی بی‌وفایی کرده‌ام. بتازگی تصمیم دارم بیشتر به آن بپردازم. شاید مدتی از بازیگری هم فاصله بگیرم و به تهیه آلبوم دومم مشغول شوم که نامش کازابلانکاست. شاید هم کنسرت‌هایی در سراسر آمریکا و اروپا برگزار کنم.

شبنم مدنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها