حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با پتانسیلی که در انیمیشن ما وجود دارد، ما میتوانیم ـ و باید ـ جایی از بازار جهانی را به نام خود ثبت کنیم. اما هنوز که هنوز است این اتفاق نیفتاده است. گروههای انیمیشنساز همچنان مشغول تولید آثار متنوع هستند، اما تناسبی بین این حجم از تولید با فروش جهانی وجود ندارد.
خیلیها معتقدند مشکل این است که انیمیشن ما از کیفیتی که باید برخوردار نیست و به این دلیل هنوز جایگاه تعریف شدهای در بازارهای بینالمللی ندارد. این البته بحث مهمی است که آثار انیمیشن ما باید و حتما از قابلیتهای جهانی برخوردار شوند و خود را در اندازه استانداردهای جهانی مطرح کنند اما میشود به موضوع از زاویه دیگری هم نگاه کرد. آیا همه انیمیشنهایی که از شبکههای بینالمللی دنیا پخش میشوند ازحداکثر استانداردهای موجود بهرهمندند؟ یعنی در میان این آثار نمیتوان بخشی از آثار وطنی را متصور بود که از این شبکهها پخش شوند؟
با این پیشفرض احتمالا بشود مشکل را در جای دیگری جستجو کرد. در همه جا «بازاریابی و فروش محصولات هنری» به یک علم با همه شناسههای امروزیاش تبدیل شده است. اساسا در جایی که انیمیشن به عنوان یک «صنعت» بروز یافته، همه وجوه آن از پیش تولید، تولید و نمایش آن، شکل تعریف شده و تخصصی پیدا کرده است.
به همین دلیل کشورهایی که صاحب این صنعت هستند به آن به عنوان یک پدیده کاملا فرهنگی ـ تجاری نگاه میکنند.
یکی از دستاندرکاران هنر انیمیشن که آثار شاخصی هم در این زمینه تولید کرده به من گفت، چه اشکالی دارد سازمانها و ارگانها آثار ما را با قیمت کمتر خریداری کنند و در عوض بگذارند کار بازاریابی و فروش بینالمللی این آثار توسط تولیدکنندگان آن صورت گیرد؛ چرا که فروش و عرضه آثار انیمیشن در شکل فعلی آنقدرها جوابگو نخواهد بود. چه اشکالی دارد خود تولیدکنندگان آثار انیمیشن داخلی ـ با رعایت همه قوانین موجود ـ آستینها را بالا بزنند و برای آثارشان مشتری خارجی دست و پا کنند؟
مهدی غلامحیدری
گروه رادیو و تلویزیون
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....