خالکوبی سیاسی !

1- چند سالی را با این مغازله گذراندیم که هرچه برکات باشد ، همه از «دمکراسی » است ؛ این دمکراسی است که براساس صدای مردم حکومت را می چرخاند و «صدای مردم همان صدای خداست» ؛ این دمکراسی است که «عقل جمعی» را به میدان می آورد و «عقل جمعی» صد البته که رقیب ندارد
کد خبر: ۴۱۶۱۴
؛ و این دمکراسی است که آزادی ها را تضمین می کند و بتدریج ریشه های عقب افتادگی و ظلم و تبعیض را می خشکاند اما به ناگاه معلوم شده است که «دمکراسی» به تنهایی کافی نیست ؛ بلکه دمکراسی با «دز» مناسبی از «حقوق بشر» حلال مشکلات است و الا اکثریت می تواند نسبت به مظالم خاصی حساس نباشد و حکمرانان با اتکاء به رای اکثریت هر آنچه خواستند بکنند! به عبارت دیگر: معلوم شد صدای مردم چندان هم صدای خدا نیست ؛ شرط دارد و آن هم انطباق با حقوق بشر است و یا «عقل جمعی» هم می تواند ناکارآمد از آب درآید و باید با محک دیگری یعنی حقوق بشر ارزیابی شود.
2- آیا داستان این خالکوبی به همین نقطه ختم می شود؛ مسلما نه ! به تجربه امریکا و اروپای غربی که قبله افکار و اذهان آقایان است توجه نمایید. در قدم بعد باید آنچه را که ممکن است تهدیدی علیه ثبات و امنیت برای «جامعه دمکراتیک حقوق بشری» به حساب آید آن هم با تشخیص دولتمردان قویا حذف شود و لذا باید آنانی را که در معرض اتهام طرفداری و یا دفاع از اسلام هستند ، محدود کرد ؛ بخشهایی از قرآن که شهادت و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر را تشویق می کنند باید حذف شوند و قس علی هذا. ناگفته نماند که در این مرحله جهانشمول بودن و استثناناپذیر بودن حقوق بشر که از طرف مدعیان این امور با بوق و کرنا تبلیغ می شود کاملا زیر سوال رفته است ! زیرا اگر حقوق بشر جهانی اقتضائ می کند کسی بدون محاکمه مجازات نشود ، ظاهرا رعایت این امر درباره متهمان یا افراد مشکوک به همکاری با القاعده یا طالبان ، عراقی ، افغانی ، عرب مراکشی و امثال آنان لزومی ندارد! اگر منشور جهانی حقوق بشر ، آزادی فرد را در مسائل عرفی زندگی تضمین می کند ، این امر به تبلیغ اسلام یا پوشیدن حجاب قابل سرایت نیست و....
3- پس عملا چه چیزی باقی مانده است؛ دمکراسی ، مشروط به رعایت حقوق بشر شده است و حقوق بشر هم حقوق آنانی است که «بیشتر» بشر هستند! متاسفانه وقتی این مسائل پرده برداری شود ، چهره نامناسب و کریهی از پس شعارهای دمکراسی و حقوق بشر خودنمایی خواهد کرد و آن نظام دیکتاتوری سکولار است که به اسم دمکراسی به جنگ تمام عیار علیه تفکر اسلامی و فرهنگ و تمدن آن برخاسته است.
4- البته نقطه مقابل این تفکر بی فرجام ، دیکتاتوری و فاشیسم نیست ؛ زیرا دمکراسی دفاع معقول تری دارد: در بین تجربه های موجود بشری شاید موفق ترین شیوه حکمرانی ، دمکراسی باشد. موفق از چه جهت یا جهاتی؛
اولا: شانس خودکامگی حاکمان را پایین می آورد
ثانیا: امکان مشارکت عمومی را بالا می برد
ثالثا: امکان اتخاذ تصمیم های بهتر را قوت می بخشد.
چه بسا در آینده دمکراسی بتدریج به مدلهای کارآمدتری توسعه یابد و انسان ، راهکارهای موفق تری را برای اداره جامعه مدنی کشف کند ؛ در آن صورت همان عقلی که امروز دمکراسی را براساس مصلحت تجویز می کند، در آینده هم آن مدل بهتر را برمی گزیند.
5- درخصوص حقوق بشر هم وضع مشابه است : اگر قرائت لیبرال را کنار بگذاریم و ادعاهای واهی «جهانشمولی» و «اطلاق» را از آن برداریم ، آنگاه منشور جهانی حقوق بشر براساس فکر اسلامی قرائت متین و مهم و بسیار موثر در شکل دادن به نظم مدنی اسلامی پیدا می کند.
البته در آن صورت دیگر نه می توان از دمکراسی به عنوان وسیله تخطئه نظام اسلامی استفاده کرد که در اطروحه جمهوری اسلامی «دمکراسی عملی» کار گذاشته شده است - و نه حقوق بشر وسیله سکولار کردن حکومت و اسلام زدایی از نظم مدنی می شود.
دقیقا به این دلیل است که معتقدم برخی نویسندگان دوم خردادی اصلاح طلب عمدتا ناخواسته ، بیشترین ضربه را به دمکراسی و آزادی در کشور ما وارد کرده اند ؛ زیرا آنان این دو مفهوم را به عنوان شعارهای راهگشای اسلام زدایی از حوزه عمومی به کار گرفتند و با عدم توفیق خود، دمکراسی به عنوان روش و حقوق بشر مبتنی بر فکر اسلامی را هم لکه دار کردند.
6- نتیجه مهمی که از بحث فوق می خواهم بگیرم ، این است که در دوره «پسا اصلاح طلبی دوم خردادی» نه تنها دمکراسی و حقوق بشر را نباید رها کنیم ، بلکه اکنون امکانی پیدا شده است که پرده های ضخیم «غفلت لیبرال» و اغوای دمکراسی ایدئولوژی شده را کنار بزنیم و لب و محتوای معقول و قابل دفاع این دو را همراه سایر مولفه های زندگی مدنی صیقل دهیم و به جای صرفا مرثیه سرایی ، با اقدامات برنامه ریزی شده زندگی جمعی خود را آبادتر کنیم.

دکتر محمدجواد لاریجانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها