برای آن که مردم عادی و گردشگران را به بازدید از موزههای مختلف کشورمان دعوت کنیم چه راهکارهایی وجود دارد و کشورهای مختلف دنیا به خصوص کشورهای توریستی دنیا از چه روشهایی برای جذب گردشگران و مخاطبانشان استفاده میکنند؟
توجه به معماری
یکی از مهمترین نکات در جذب مخاطب برای بازدید از موزه ها، توجه به ساختمان ظاهری و معماری موزههاست که میتوان با تکیه بر دانش روز هنرمندان معمار با تجربه، این مهم را به دست آنها سپرد تا با توجه به معماری مدرن و معاصر کشور که ریشه درفرهنگ و سنت مردم دارد، آمیزهای از هنر معماری و مجسمه سازی مدرن پدید آورد که هیچ رهگذری نتواند از مقابل آن عبور کند، مگر آن که آنها را لحظهای به تفکر وادارد و محو تماشای معماری زیبای آن شود. این در حالی است که ساختمان اصلی بسیاری از موزههای کشور ما در ابتدا کارکرد دیگری غیر از موزه داشته است و اندک هستند موزههایی که از همان ابتدا به دست معماری زبردست با کاربری موزه ساخته شده باشد.
در نمونههای خارجی هم میتوان از ساختمان ظاهری و معماری موزه لوور یاد کرد که معماری مدرن آن هر ساله میلیونها گردشگرکنجکاو و بازدیدکننده مشتاق را به درون خود دعوت میکند. البته نمیتوان با تاکید، حکم به این مساله داد که تنها معماری عامل اصلی جذب مخاطب برای بازدید از یک موزه است اما با این حال در ردیف اولین عوامل موثر در جذب مخاطب به شمار میرود.
در مقایسه با موزه لوور، موزه ملی ایران را داریم که اگر چه معماری آن ریشه در فرهنگ و تاریخگذشته ایران زمین دارد اما از آنجا که نسبتی با معماری مدرن و معاصر دنیا ندارد، اکنون دیگر توفیق چندانی در جذب مخاطب ندارد. در این میان میتوان از معماری «موزه هنرهای معاصر تهران» به عنوان یکی از بهترین نمونههای معماری مدرن در ایران یاد کرد که با توجه به فرهنگ و تمدن گذشته ایران زمین ساخته شده است.
برنامههای جانبی
باید توجه داشت که اگر موزهها به نیازهای مخاطبان خود در زمینههای مختلف توجه داشته باشند، برتعداد بازدیدکنندگان آنها افزوده خواهد شد و دیگر موزهها تنها آرشیو آثار تاریخی و هنری بدون سود اقتصادی نخواهند بود.
از جمله راهکارهای جذب مخاطب که در حال حاضر موزههای دنیا از آن بهره میگیرند، برگزاری برنامههای جانبی در موزه است، به عنوان مثال موزههای کشور فرانسه برای جلب بیشتر مردم و بازدیدکنندگان، نمایشگاههای دورهای و موقتی بسیاری برگزار میکنند که هر بار قشری از علاقهمندان را به صف خرید بلیت موزههای فرانسه میآورد؛ مخاطبانی که برای برگزاری چنین نمایشگاه و بازدید از آنها لحظه شماری میکنند.
برپایی نمایشگاههای موقت و دورهای در بخشی از فضای موزه به پویایی آن کمک میکند. در موزههای هنری دنیا نیز برای آن که موزهها تازگی خود را برای مخاطب از دست ندهند، به صورت دورهای اقدام به برپایی نمایشگاهی از آثار یکی از هنرمندان مطرح دنیا همچون پیکاسو، رامبراند، پل گوگن و... میکنند. این موزهها مجموعه بزرگی از آثاراین هنرمندان را که از سراسر دنیا گردآوری کردهاند،بهنمایش میگذارند و به این ترتیب خیل عظیمی از علاقهمندان این هنرمند یا هنرمندان را از کشورهای مختلف دنیا به سوی موزه خود میکشانند.
اما توجه به فرهنگ سایر ملل از جمله کارهایی است که کشورهای توسعه یافته در برنامههای جانبی موزهها به آن توجه دارند. در این باره میتوان به نمایشگاهی اشاره کرد که موزه بریتانیا با موضوع حج برگزار کرد و گروه بسیاری را برای دیدن عکسهای این مراسم باشکوه آیین اسلام به موزه آورد. بهطور قطع مثالهایی از این دست بیشمارند. مواردی که در بطن فرهنگ غنی ما وجود دارد، اما از آن غافلیم و مورد استفاده و بهرهبرداری دیگران قرار میگیرد.
چنانچه شما سری به سایت موزههای معتبر و مشهور دنیا بزنید شاهد تاریخ برگزاری برنامههای جانبی آنها خواهید بود، خود این مساله امکان برنامهریزی برای علاقهمندان جهت بازدید را فراهم میسازد.
امکانات جانبی
راهاندازی رستوران، کافی شاپ و محیطی دوستانه برای گپ زدن در کنار موزهها، در حقیقت جذب مشتریان این اماکن رفاهی و تفریحی به نفع موزه است که بسیاری از کشورهای توریستی دنیا به این موضوع توجه کردهاند. به طور مثال موزه گوگنهایم اسپانیا در یک کار ابداعی، استخری را در کنار این موزه ساخته است و بسیاری از کسانی که برای استفاده از استخر به این مکان میآیند نظرشان برای بازدید از موزه گوگنهایم نیز جلب میشود.
هر موزه هر اندازه که بتواند به نیازهای مخاطبان خود در هر سطحی پاسخ دهد به همان میزان در جذب مشتریان نیز موفق خواهد بود.
راهاندازی سینما، کتابخانه، استخر، پارکینگ، برگزاری جلسات نقد و بررسی آثار موزه، تورهای گردشگری برای اقشار مختلف مردم مانند دانشآموزان و... از جمله راهکارهایی است که بسیاری از کشورهای مختلف دنیا برای جذب مخاطب به موزهها استفاده میکنند که میتوان از این تجربهها بهره گرفت و موزههای کشورمان را از شکل سنتی و ادارهای آن خارج کرد و تبدیل به محلی برای آموزش، تفریح، شادی و آرامش مردم کرد.
دو روی یک سکه
مخاطب شناسی و توجه به نیازهای مخاطبان، مستلزم داشتن دانش و تجربه است؛ ایران به لحاظ محتوا در زمینه آثار فرهنگی، تاریخی، باستانی و... از غنای بسیار زیادی برخوردار است، اما هنوز آنچنان که شایسته است، دانش بهرهگیری و شیوه عرضه آن به مخاطبان را ندارد. گاه یک گردشگر چنان از مشاهده یک اثر تاریخی ایرانی در موزههای غربی و آمریکایی به وجد میآید که در خاستگاه اصلی آن، یعنی ایران، دچار چنین شعفی نمیشود! اما ناگفته پیداست که چه کسی در این میدان قافیه را خواهد باخت؟! البته این که چگونه آثار تاریخی ما از داخل ویترینهای موزههای دیگر کشورها سر برآوردهاند، خود داستان غمانگیز دیگری دارد.
فاطمه حامدیخواه