مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
خیلی خیلی وقت پیش موجود آبی رنگ خشنی به اسم «نیان» زندگی میکرد. او کارهای شیطانی زیادی در همه جا انجام میداد.خدای آسمان چینیان باستان او را در غاری در یک کوه بسیار دور زندانی کرد و فقط در سال یک بار به او اجازه میداد که بیرون بیاید.خیلی زود 12 ماه گذشت و نیان از کوهی که در آن زندانی بود، بیرون آمد.
مردم جلسه تشکیل دادند که چگونه با نیان مبارزه کنند. رئیس قبیله گفت: نیان از شعله آتش، صدا و رنگ قرمز وحشت دارد. پس مردم همه جا حلقههای گلهای رز سرخ آویزان کردند و به دیوارها کاغذهای قرمز چسباندند و آتشبازیهای پر سر و صدایی راه انداختند و بر سازها و طبلهایشان میکوبیدند. نیان بدجنس که از دور این کارها را میدید از ترس به خودش لرزید. تمام شب این کارها ادامه داشت و نیان هر لحظه ترسش بیشتر میشد. سرانجام او به کوه رفت و دیگر هیچ وقت برنگشت. به این ترتیب بود که جشنواره بهاری در کشور چین شکل گرفت و هر ساله در سال جدید چینیها آن را اجرا میکنند.
مترجم: نیما اکرامی
نویسنده: ژان تانگ، کتاب افسانههایی از ده جشن سنتی چین
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
وقتی «جوکر» هم دیگر جواب نمیدهد
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.