زنده ماندم و‌ زندگی‌ام را تغییر‌ دادم

کد خبر: ۴۱۵۵۲۷

ولی این عمل جراحی برای باب خیلی هم ساده و معمولی نبود، پس از این جراحی باب تغییر کرد و زندگی جدیدی را آغاز کرد.

***

یکی از روزهای سال 2007 بود؛ باب مثل همیشه مشغول کار بود که ناگهان احساس کرد نمی‌تواند راحت نفس بکشد. حالت تهوع و سرگیجه داشت و اصلا حالش خوب نبود. تنها کاری که می‌توانست بکند مراجعه به پزشک و کمک گرفتن از او بود. پس برخلاف میلش سریع خودش را به نزدیک‌ترین بیمارستان رساند.پزشک پس از معاینات دقیق، تشخیص حمله قلبی داد. باب دچار حمله قلبی شده بود و تنها کاری که می‌توانست انجام دهد عمل جراحی قلب بود. پزشک به او تاکید کرد در صورت نادیده گرفتن جراحی ممکن است جانش را از دست بدهد. باب وقتی این جملات را شنید سرش گیج رفت و دیگر چیزی ندید به غیر از سیاهی و تاریکی. او نمی‌توانست این واقعیت را بپذیرد. مردی قوی و سالم حالا باید منتظر تیغ جراحی می‌شد تا ادامه زندگی او را مشخص کند.

ـ وقتی در بیمارستان بودم، فقط با خودم فکر می‌کردم؛ فکر می‌کردم چطور این اتفاق برای من افتاد. چرا اجازه دادم شرایط این طور پیش برود و کار من به اینجا برسد؟ چرا باید در این سن قلبم را جراحی کنم؟

باب عصبانی و ناراحت بود، اما دیگر کاری از دستش برنمی‌آمد و باید منتظر جراحی می‌ماند.

بالاخره روز جراحی از راه رسید و خوشبختانه عمل با موفقیت انجام شد، اما پس از آن، باب تصمیم گرفت زندگی‌اش را تغییر دهد. باب متوجه اشتباهاتش شده بود و می‌خواست خودش را از این وضعیت نجات دهد. پس تصمیمش را گرفت و برنامه زندگی‌اش را به کلی تغییر داد. با این تغییر وزنش 200 پوند کاهش یافت و سبک‌تر شد، اما به همین کار هم اکتفا نکرد و برای کمک به دیگر افرادی که مثل او بودند عضو انجمن قلب شد. او با این کار می‌خواست به هزاران فرد دیگری که مانند او زندگی می‌کردند هشدار دهد تا قبل از ایجاد مشکل، مراقب سلامت خود باشند.

ـ اولین روزهای پس از جراحی افسرده و ناراحت بودم، اما پس از مدتی فکر کردم این کار بیهوده است و هیچ سودی ندارد. می‌خواستم از این شانس بزرگی که خدا در اختیارم قرار داده بود نهایت استفاده را ببرم و دوباره زندگی کنم.

برای همین باب برنامه‌ زندگی‌اش را تغییر داد؛ حالا دیگر هر روز غذایش را در رستوران‌های مختلف نمی‌خورد، خرید نوشابه‌های گازدار را ممنوع کرده بود و به جای آنها یک رژیم غذایی سالمی برای خودش تهیه کرده بود. میوه و سبزیجات بیشتری می‌خرید، چربی، شیرینی و شوری غذاهایش را کمتر کرده بود، پیاده‌روی می‌کرد و اگر وقت اضافی داشت به ورزش مشغول می‌شد.

کنار تمام این تغییرات مثبت، باب سال 2009 هزینه‌های تحقیق و پژوهش انجمن قلب را هم پرداخت کرد. او تصمیم گرفته بود به همه افرادی که شیوه زندگی اشتباهی را در پیش گرفته‌اند کمک کند و اجازه ندهد آنها اشتباه او را تکرار کنند. برای همین کتابی هم در این زمینه نوشت. او به هر شکلی افراد دیگر را تشویق می‌کرد تا شیوه زندگی خود را تغییر دهند. باب اعتقاد داشت همانطور که برای کاهش وزن و حفظ سلامت خود تلاش می‌کند، باید به دیگران نیز کمک ‌کند تا زندگی سالمتر و بهتری را تجربه کنند.

ـ من با خودم فکر می‌کردم همه بیمارانی که دچار حمله قلبی می‌شوند، شانس زندگی دوباره را ندارند. پس حالا که من این فرصت را پیدا کرده‌ام، نباید از کمک به دیگران غافل شوم و تغییری ایجاد نکنم. پس اگر شما هم کسی را می‌شناسید که ناراحتی قلبی دارد، بی‌تفاوت ننشینید و برای حفظ سلامت او کاری انجام دهید.

مترجم: زهره شعاع

منبع: heart.org

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها