حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در درستی این تحلیل تردیدی نیست، اما باید افزود که نقش ماسمیلیانو الگری به عنوان یک مربی نیز در به حرکت در آمدن چرخههای کار در سن سیرو بسیار محسوس بوده است. این 44 ساله باکلاس و آرام بخوبی توانست جمعی را که در آغاز فصل از ناهماهنگی چند تازه وارد نامدار همچون زلاتان و روبینیو با نفرات قبلی رنج میبرد، یکدست کند و تیمی بسازد که اجزاء و ارکان آن کاملا یکی و هماهنگ باشد و همه در یک راه بجنگند و کسی بر دیگری صاحب رجحان و برتری بیهوده نباشد.
نقطه مقابل آقای خاص
الگری درست در نقطه مقابل خوزه مورینیو قرار میگیرد که در هر دو فصل قبلی اینتر، همشهری و رقیب بزرگ میلان را به اسکودتو رسانده بود و اگر آقای خاص جنجالی و برونگرا و دعوایی است و در امواج بحران بهتر تنفس میکند، الگری در ساحل آرامش شکوفا میشود و هیچگاه وارد مخاصمههای بزرگ نشده و بیشتر یک آدم درونگراست. البته الگری تا قبل از این فصل، نامی بزرگ نداشت و با این که تیم کوچک کالیاری را دو فصل پیش تا رتبه ششم جدول سری A بالا آورد ولی وقتی نامش تابستان سال پیش توسط سران میلان به عنوان مربی جدید این تیم اعلام شد خیلیها که انتظار داشتند یک آدم نامدار برای این مهم گزینش شود، غرق در حیرت شدند و تعداد کسانی که اعتقاد داشتند وی چندان بهتر از لئوناردو مربی ناکام فصل 2010 ـ 2009 روسونری عمل نخواهد کرد، چندان کم نبودند. اما حقیقت چنین نبود و بعد از برخی نوسانهای اوایل فصل، میلان همان چیزی شد که مدیران و هواداران باشگاه میخواستند. این که اواسط فصل اخیر، لئوناردو سرمربی اینتر شد و در کورس قهرمانی در کالچو به طور قاطع تسلیم الگری و نفرات وی و به واقع شاگردان سابق خود در آث.میلان شد، معنای زیادی در برداشت و حاکی از تفاوتهای فراوان دو مربی بود. مهمترین ایراد وارده به الگری که حقیقتا هم میتوانست برای میلان مهلک باشد، این بود که وی تا پیش از فصل اخیر، به هیچوجه تجربه هدایت تیمهای بزرگ و نامدار و پرمهره را نداشت، ولی او این عامل مهم را نیز بیاثر ساخت و با هدایت هوشمندانه تیمش و عبور دادن آن از معابر متعدد و سخت به 7 سال اختصاص نیافتن اسکودتو به قرمز و سیاههای شهر میلان پایان بخشید.
ادای احترام
چند هفته بعد از قطع شدن نوار 5 قهرمانی متوالی نیمه آبی شهر میلان و انتقال جام قهرمانی به قسمت قرمز شهر، الگری در حرفهایی که نشان میدهد او مثل مالک باشگاه از سیاست و مصلحت اطلاع و سررشته دارد، میگوید: «یکی از اولین چیزهایی که در میلان آموختم این بود که برای راه افتادن کارها و نتیجهگیری باید به همگان و بخصوص نفراتی که پیش از من در باشگاه مصدر کار شده بودند احترام بگذارم و ثابت کنم که با امید به آنها اداره کار را در دست گرفتهام.»
در ابتدای فصل، الگری کوشید برای بیبهره نماندن از تمامی ظرفیتهای تهاجمی پرشمار شاگردانش به سیستم سنتیتر و قدیمیتر و سر راست 3 ـ 3 ـ 4 روی بیاورد تا از خط حملهای که بر اثر خریدهای تابستانی بیش از پیش سرشار از نامداران شده بود، نهایت بهره ممکن را ببرد. در این سیستم، زلاتان سوئدی و زوج روبینیو و پاتو خط حمله 3 نفره تیم را تشکیل میدادند که البته پاتو قدری عقبتر از دو نفر دیگر در زمین مستقر میشد و تغذیهکننده زلاتان و روبینیو بود. با این حال هر چه از فصل بیشتر زمان سپری شد، الگری نیز فزونتر توانست تاکتیکهای دیگر مورد نظرش را در این تیم به اجرا در آورد و به جای این که تسلیم شرایط شود و ارنجاش را براساس خریدهای باشگاه بچیند، با هدف مصالح و منافع تیمی تعیین کند. او از آن پس، از نیمکتنشین کردن موقتی برخی نامداران به بهای کسب موفقیت پرهیز نکرد و مهمتر از همه این که اعتماد مسنها و بازیکنان مشهور تیم را به خود جلب کرد و با آنها دوست شد، بدون این که کنترل فنی بر تیم را نیز از دست بدهد.
بهترین فرد
در طول فصل کهنهکارانی مثل آمبروزینی، پیرلو، گاتوسو و نستا، هر کدام در مقاطعی برای مدتی طولانی مصدوم و نیمکتنشین شدند، اما به سبب تعدد مهرههای قوی در میلان و خریدهای مناسب و هوشمندانه در میان فصل، غیبت این نفرات هیچگاه احساس نشد. از طرف دیگر، الگری از بازی دادن گاه به گاه به جوانترها هم ابایی نداشت تا این باور را به وجود بیاورد که هر کس در سنسیرو حضور دارد، اگر بکوشد شانسی برای ابراز وجود و بازی خواهد داشت. الگری که متولد شهر لیوورنوی ایتالیاست، میگوید: «هیچ حائلی بین خودم و بازیکنان به وجود نیاوردم و برعکس، این باور را در آنها ایجاد کردم که اگر حرفی برای گفتن دارند، بهترین فرد برای مشورت من هستم. حتی گاهی که احساس کردم از گفتن حرفهایشان ابا دارند، خودم پیشقدم شدم و باب صحبت را گشودم.»
یک نمونه بزرگ از اتحاد موفق بین نسلها در آث.میلان، در همکاری الهساندرو نستا 36 ساله با تیاگو سیلوای 27 ساله در قلب دفاعی میلان جلوهگر شده است.
نکته: الگری از نیمکتنشین کردن موقتی برخی نامداران پرهیز نکرد و مهمتر از همه این که اعتماد مسنها و بازیکنان مشهور تیم را به خود جلب کرد و با آنها دوست شد، بدون این که کنترل فنی بر تیم را نیز از دست بدهد
خط دفاع روسونری با هدایت این دو در مقطع پایانی فصل به مدت 371 دقیقه متوالی گلی نخورد و در کل فصل فقط 24 بار تسلیم شد که رکوردی فوقالعاده برای لیگی 38 هفتهای است و طبعا عنوان برترین خط دفاعی فصل را نصیب تیم الگری کرد. در مقطعی از فصل که ترکیب مورد نظر الگری در حال جوش خوردن بود، وی روی ابراهیموویچ و کارایی و تجربه کلان وی در سری A حسابی ویژه باز کرد و تلاش و گلهای او بود که میلان را از معابر متعددی عبور داد. زلاتان به واقع در 29 سالگی بهترین نماد از هر دو نسل متفاوت مستقر در سن سیرو و شاید هم یک پل رابط بین مسنها و جوانها در آث.میلان است. الگری در آخرین روزهای بهار 2011 میگوید: «در 5 ماه نخست فصل که تیم ما هنوز روی دور نیفتاده بود، زلاتان نقشی کلیدی را برای ما ایفا کرد و تعدادی از گلهای او در این مقطع حیرتانگیز بود. او کار ما را به بهترین شکل به راه میانداخت.»
رونالدینیو هم رفت
وقتی الگری مطمئن شد به شکل و ترکیب دلخواه بازیاش در میلان دست یافته است، آن گاه رونالدینیو را جواب کرد و این برزیلی که طی 2 سال و نیم اقامتش در میلان گاه درخشان و در بسیاری از موارد خاموش بود به لیگ کشورش بازگشت تا شاید بختش در برزیل از نو باز شود.
همسو با رفتن رونالدینیوی 31 ساله، فان بومل 34 ساله و کاسانوی 30 ساله به ترکیب میلان اضافه شدند تا اگر هم جدایی ستاره برزیلی برای باشگاه به لحاظ فنی خسرانساز بود، با آمدن این نفرات جبران شود. باز به حرفهای الگری بازمیگردیم که میگوید: «کیفیت بازی ما از ژانویه به بعد و به واقع از میان فصل رو به بهبود رفت. این یک اصل معمولا صحیح و رایج است که اگر بهترین خط دفاعی را داشته باشید، در پایان قهرمان خواهید شد و برای ما نیز چنین بود.»
خطر در کمترین حد
الگری از تاریخ مورد بحث روش 2ـ4ـ4 را با استفاده از سیستم موسوم به دایاموند در خط میانی تیمش اجرا کرد و این سیستمی بود که میزان خطر در آن حداقل بود و هر کس کار خودش را میکرد، اما ارتباط نفرات با یکدیگر نیز در سطحی بالا و موثر بود. شاید در برخی اوقات میلان زیبا هم بازی نمیکرد، اما مهم این بود که استمرار این تیم در کسب امتیاز بیش از سایرین بود و بهتر از دیگران نتیجه میگرفت و این همان فاکتوری است که هر تیمی برای قهرمانی به آن نیاز مبرم دارد. در پایان کار شادی قرمزهای شهر میلان برای پایان دادن به حاکمیت 5 ساله و کابوسوار همشهری آبیپوششان بر سری A غیرقابل وصف بود. گنارو گاتوزو 34 ساله که مثل کلارنس سیدورف 36 ساله و ماسیمو آمبروزینی 34 ساله که برخلاف آندریا پیرلو 33 ساله در این تیم ماندنی شده (پیرلو بتازگی به یوونتوس رفته است) در تعریف از الگری میگوید: «به الگری باید از حداکثر نمره 10، همان 10 را داد، زیرا طراح اصلی این قهرمانی بود. به محض این که او شروع به اتخاذ تصمیمهای مهم کرد و این تصمیمها جواب داد، سایر بزرگان و پرسابقههای تیم سکوت کردند و حرفهای او را پذیرفتند، فهمیدم که قهرمان خواهیم شد.»
تیفوسیهای عزیز!
آدریانو گالیانی، نایب رئیس و مرد همهکاره میلان در برآورد خود از الگری از گاتوزو هم بیشتر زیادهروی کرده و گفته است: «ما صاحب یک مربی بزرگ دیگر بعد از تبار نامدارانی چون ساکی، کاپهلو و آنچلوتی شدهایم. او صاحب تمام ویژگیهای لازم برای حفظ میلان در اریکه قدرت و تصاحب دستاوردهایی بزرگتر است. تیفوسیهای عزیز! (خطاب به هواداران تندروی میلان) من خبرهای خوبی برایتان دارم. ما مهرههای معروف تازهای را برای تقویت تیم در تابستان پیشرو نشان کردهایم که خواهند آمد.»
از آنها که تا این لحظه آمدهاند، میتوان به فیلیپ مگزس، مدافع فرانسوی آ.اس.رم و تایه تایوو، مدافع قدرتمند نیجریهای اشاره کرد و ظاهرا پائولو هنریکه چاگاس دولیما، پدیده جدید برزیلی هم که به او گانزو میگویند، خواهد آمد.
واضح است که گالیانی و یارانش از حالا خواب فتح مجدد لیگ قهرمانان اروپا را با هدایت الگری میبینند؛ جامی که از 2007 به بعد در صید مجدد آن ناکام بودهاند.
منبع: S.I.Com
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....