در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از مباحث متعددی که درخصوص ادغام وزارتخانهها میان دولت و مجلس رخ داد ، آیا راهکار اساسی برای بازشدن گره کلاف پیچیده ادغامها مشخص شد؟
بحث ادغامها، موضوعی است که برمبنای تکلیف قانونی در ماده 53 قانون برنامه پنجم توسعه برعهده دولت گذاشته شد و بر این مبنا قوه مجریه مکلف شد ظرف 2 سال اول برنامه تعداد وزارتخانهها را از 21 به 17 دستگاه تقلیل دهد. دولت البته در این خصوص سرعت بیشتری را به کار گرفت و در سال اول اجرای برنامه مصمم شد وزارتخانهها را به نصاب مورد نظر در قانون برنامه برساند. البته وزارتخانههایی که توسط دولت تعیین و اعلام شد با آنچه در ذهن و نظر نمایندگان مجلس وجود داشت، متفاوت بود و نمایندگان عقیده داشتند که برخی از وزارتخانهها برای ادغام اولویت بیشتری نسبت به بقیه دارند. دولت در گام نخست وزارت نفت را با نیرو که هرکدام به تنهایی از اهمیت ویژهای برخوردار هستند با یکدیگر ادغام کرد که این تصمیم با واکنش مجلس مواجه شد و این احساس به وجود آمد که برای نتیجهگیری درخصوص ادغامها باید کار کارشناسی بیشتری صورت گیرد تا مشخص شود که وظایف وزارتخانهها در چارچوب کاری که در آینده باید انجام دهند، چیست.
بر این مبنا مجلس به دلیل اینکه لایحه دولت را جامع و مانع نمیدانست ترجیح داد که با کار کارشناسی بیشتر به نتیجهگیری مطلوب برسد. اختلاف نظر دولت و مجلس نهایتا منجر به این شد که مجلس 3 وزارتخانه راه، مسکن و ارتباطات را با عنوان وزارت امور زیربنایی ادغام کند اما بعد از اقدامات اولیه و کارهایی که صورت گرفت شورای نگهبان به این مصوبه ایراد گرفت و باعث شد که حساسیتهای بیشتری نسبت به این ادغام ایجاد شود و مجلس هم با توجه به واکنشهایی که از ناحیه برخی کمیسیونها صورت گرفت با اصلاح این ایراد تصمیم به اقدامات متفاوتی گرفت که یکی از آنها امضای نامهای با نظر حدود 200 نماینده بود که خواستار بازگشت لایحه ادغامها به دولت شدند و خواستند که اجرای ماده 53 تا آخر دولت دهم صورت نگیرد. به وجود آمدن چنین قضایایی و فضای متفاوت میان دولت و مجلس این ضرورت را ایجاد کرد که هماهنگی بیشتری میان 2 قوه مقننه و مجریه صورت گیرد و بر این اساس آقای لاریجانی رئیس مجلس در دیداری که با رهبر معظم انقلاب داشت از ایشان نظر خواستند و حضرت آقا فرمودند که با دولت هماهنگی شود و به یک جمعبندی واحد برسید که این مساله باعث واگرایی و اختلاف 2 قوه نشود. بر این مبنا آقای لاریجانی با آقای احمدینژاد رئیس جمهور تماسهایی داشت و نتیجه کار این شد که کمیته مشترکی از مجلس و دولت مرکب از نواب رئیس مجلس (محمدرضا باهنر و شهابالدین صدر) بعلاوه آقای ابوترابی، نماینده قزوین و بعضی از همکاران نماینده و از دولت آقایان میرتاجالدینی معاون پارلمانی دولت، ابراهیم عزیزی معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی، خانم بداغی معاونت حقوقی رئیسجمهور و برخی همکارانشان تشکیل شود تا به جمعبندی نهایی در این زمینه برسند و محصول جلسات را به عنوان ملاک عمل، به صحن علنی مجلس ارائه کنند. در این جلسات در مورد وزارتخانههای بعدی و ادغام آنها از جمله بحث تلفیق وزارت صنایع با بازرگانی و رفاه و کار نیز تصمیمگیری شد که در صحن علنی مجلس تکلیف آنها نیز مشخص شد.
در خصوص وزارت نیرو و نفت چه تصمیمی گرفته شده است؟
در این مورد جمعبندی این بوده که 2 وزارتخانه به دلیل حجم و شرایطی که دارند به صورت مستقل باقی بمانند.
با این حساب، به دلیل نداشتن وزیر برای وزارت نفت، رئیسجمهور باید وزیر جدید به مجلس معرفی کند؟
بله، همین طور است.
به نظر میرسد مجلس با وجود اختلاف نظراتی که با دولت دارد، تلاش میکند تعامل بیشتری با قوه مجریه داشته باشد. دلیل این امر به نظر شما چیست؟
مجلس از حقوق خود، هیچگاه کوتاه نمیآید و چنین قصدی ندارد، البته جاهایی براساس توصیههایی که صورت گرفته، در راستای فرمایشات رهبر معظم انقلاب عمل کرده است. دولت شاید به اندازه مجلس مقید به اجرای این توصیهها به صورت جدی نباشد، اما مجلس باید جایگاهش به عنوان یکی از قوای سهگانه و پایگاهی که پناهگاه مردم در همه مسائل است، حفظ شود و به ما عنوان نمایندگان ملت حق نداریم این جایگاه را خدای ناکرده با زیرپا گذاشتن حقوق قوه مقننه مخدوش کنیم، لذا باید این جایگاه قوی و قدرتمند در کشور باقی بماند و نقشی را که حضرت امام(ره) برای این قوه مدنظر داشتند و فرمودند باید در راس امور باشد و جلوی دیکتاتوری و خودمحوریها در نظام اسلامی را بگیرد، حفظ شود. از این جهت ما وظیفه داریم که جایگاه مجلس را قوی و قدرتمند نگاه داریم. مجلس هشتم در طول 3سال و اندی از عمرش سعی کرده از ابزارهای نظارتی خود به نحو خوبی استفاده کند البته این ابزار نظارتی گاهی خوشایند دولت نبوده و حتی باعث شده قوه مجریه از این ابزارها، حتی تذکرات نمایندگان که جزو ابتداییترین اصول نظارت است، انتقاد کند. دولت حتی اخیرا به صورت گسترده در رسانهها نسبت به تذکرات و تعدد آنها و قانونیبودن یا غیرقانونی بودن آن، اظهارنظراتی داشته که به نظر میرسد خلاف واقع است.
دولتمردان در این مباحث سوالات نمایندگان را از وزرا دست و پا گیر دانستهاند و درخصوص تحقیق و تفحصها هم حساسیتهایی را داشتهاند یا اطلاعات نمیدهند یا محدودیتهایی را ایجاد کرده و به نقد این درخواستها میپردازند. البته دیده میشود که استیضاح هم که مرحله نهایی ابزار نظارتی مجلس نسبت به دولت است از سوی این قوه، سیاسی تلقی میشود که چنین مسالهای اصلا وجود ندارد.
آیا این رفتار تنها مربوط به دولت دهم است یا در مورد سایر دولتها هم وجود داشته است؟
سبحانینیا: اینکه بگوییم دولت در همه امور در اجرای قوانین اکراه دارد، درست نیست، اما دولت در مواردی از قانون و مصوبات مجلس برداشت خاصی دارد که تمکین به قوانین را برایش سخت میکند
برداشت من این است که همه دولتها نسبت به اعمال ابزار نظارتی قوه مقننه حساسیت داشتهاند، منتها دولت فعلی بیشتر از سایر دولتها این حساسیت را دارد. البته قوه مقننه و مجریه هر دو از جریان اصولگرا هستند و این طیف و نیروهای آن التزام جدی به تبعیت از نظرات و دیدگاههای ولایت فقیه دارند و معتقد به آن هستند. لذا همه باید از قانون پیروی کنیم و اصل را بر اجرای اصول آن بگذاریم. دولت بیشتر به تفسیر خود در مورد قوانین میپردازد و دوست دارد که مجلس هم به تفسیر آنها عمل کند، حال آن که جایگاه دولت تفسیر قانون نیست. لذا به نظر میرسد که دولت و مجلس باید ملزم به اجرای قانون و راهکارهای قانونی باشند که این توصیه حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب است. رهبر معظم انقلاب حتی فرمودند قوانینی که به مرحله اجرا میرسد، یعنی مرحله تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان را طی میکند و مغایرتی با قانون و شرع ندارد باید توسط دولتمردان اجرا شود و در مسیر اجرای آن تامل نکنند. بنابراین اگر ما قانون را ملاک کار خود قرار دهیم و عمل به آن را واقعا الزامآور بدانیم قطعا خیلی از مشکلات بین مجلس و دولت به وجود نخواهد آمد.
گفتید دولت با اکراه بعضی قوانین مصوب را اجرا میکند، دلیل این امر چیست؟ چرا دولت چنین رویهای را پیش گرفته است؟
اینکه بگویم دولت در همه امور در اجرای قوانین اکراه دارد، درست نیست، اما دولت در مواردی از قانون برداشت خاصی دارد که مشاهده میشود تمکین به قوانین را برایش سخت میکند. اگر به صورت مصداقی بخواهیم صحبت کنیم میتوانیم به قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان که حدود 5 ماه است به تصویب مجلس رسیده اشاره کنیم، اما تازه شاهد هستیم که دولت چندی پیش به معرفی وزیر برای این وزارتخانه اقدام کرد و این در حالی است که قانونگذار بعد از تصویب این قانون، اجرای آن را لازمالاجرا دانسته است. بر این مبنا و براساس برداشتهای متفاوت دولت از قانون ما میبینیم که ذهنیتهایی در جامعه به وجود میآید که درست نیست. ما حتی در بحث ادغامها هم دیدیم که دولت براساس برداشتی که از قانون داشت، تاکید کرد وزارتخانههایی را که ادغام میکند نیاز به معرفی وزیر ندارد و نباید به تصویب مجلس برسد و حتی بعد از تفسیری که شورای نگهبان در این زمینه داشت نیز اعلام کرد که تفسیر عطف به ماسبق نمیشود. لذا باید گفت دولت در مواردی برداشتهایی از قانون داشته که این مساله باعث برخی اختلافات شده و برخی مواقع رسانهها نیز به آن دامن زدهاند. البته حساسیتهای رسانهها در اینکه متذکر میشوند قوه مقننه باید در چارچوب قانون حرکت کند و قوه مجریه نیز باید قانون را اجرا کند بسیار خوب است و پیگیری آنها و اینکه چیزی از چشم رسانههای مکتوب، تصویری و دیجیتالی دور نمیماند نکته مثبتی است. اما در این قضایا رسانهها قدری مباحث را پررنگتر از متن قضایا مطرح کردند و انعکاس آن در سطح جامعه بیشتر از آن چیزی بود که در واقعیت وجود داشت. احساس میکنم افرادی در برخی موقعیتها هم وجود دارند که از این حاشیهسازیها سود میبرند و تلاش میکنند همیشه با این رفتارها اهداف خود را جلو ببرند. گاهی میبینیم که مسائل به نقطه مثبتی میرسد اما برخی به دنبال یک مساله جدید هستند و قصد دارند فضای تقابل را در جامعه ایجاد کنند و بین دولت و مجلس یا بخشهای دیگر مسائلی را پررنگ نمایند. این افراد از حاشیهسازیها نفع میبرند و دنبال چنین مسائلی هستند. لذا با توجه به توصیههای رهبر معظم انقلاب و اولویتهایی که در کشور وجود دارد بخصوص بحث جهاد اقتصادی و تاثیر آن در شرایطی که نظام سلطه تلاش میکند حلقه محاصره خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تنگتر کند، ایجاب میکند که ما در حوزه مسائل اقتصادی آنچه را که نظر رهبری بوده توسط 3 قوه کشور اجرا کنیم تا بتوانیم به منویات ایشان جامه عمل بپوشانیم.
از برخی حاشیهسازیها و سودبردن برخی از این رفتارها صحبت کردید، باتوجه به اینکه این اقدامات قطعا به نفع نظام نیست، چرا چنین مسائلی در کشور به وجود میآید؟
این مسائل به نفع نظام، دولت و بقیه قوا نیست، اما افرادی در دولت شاید چنین نیتی را داشته باشند. جریان موسوم به جریان انحرافی با ایجاد برخی ذهنیتها و القائات در جامعه مدتی است مسائل را تحتالشعاع خود قرار داده و تلاش دارد افکار عمومی را نیز به خود جلب کند و حواشی و فرع را به جای اصول بگذارد تا توان دولت و مجلس را بگیرد. ما در این رفتارها شاهد هستیم که دستگاه دیپلماسی ما که باید حضور قوی و قدرتمندی در مسائل منطقه داشته باشد و در مسائل جنبش بیداری اسلامی فعال و موثر در حمایت از ملتهای بیدار شده در صحنه حاضر باشد، درگیر مسائلی در داخل این وزارتخانه به دلیل یک انتصاب میشود که اصلا خردمندانه و عاقلانه نیست. لذا باید گفت برخی افراد هستند که چنین کارها و برنامههایی را برای تمرکز افکار عمومی به سمت و سویی دیگر به کار میگیرند که مجلس و دولت از آن هیچ سودی نمیبرند. اما آنها نظرشان این است که در پناه این فضا میتوانند به کارهایی که در دست اقدام دارند، بپردازند و به دنبال گرفتن زمان برای خودشان باشند. بر این مبنا مجلس حق خود میداند که اگر هرجا انحرافی در هر دستگاهی دید به عنوان چشم بیدار ملت آن را رصد کند و نسبت به آن هشدار و تذکر دهد و اگر به نتیجهای نرسید از ابزارهای نظارتی خود بهره بگیرد. البته جریانی به عنوان انحرافی در بدنه دولت وجود دارد که این مجموعه در میان اصولگرایان جایگاهی ندارد و مورد پذیرش نیست.
فاطمه امیری / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: