او گفت: مردی در عکاسی بوده است که مدعی شده یک جسد مومیایی شده را به قیمت 500 میلیون تومان خریده است. اما قاچاقچیان جسد را تحویل نمیدهند. به همراه دوستم به عکاسی رفتم. آن مرد هنوز آنجا بود. بلافاصله وسایلش را گرفتم و با رئیس اداره آگاهی هم تماس گرفتم و از او خواستم در محل حاضر شود.
مرد جوان شوکه شده بود. از من پرسید این کارها برای چیست. توضیح دادم که دادستان هستم و گزارشی مبنی بر خرید و فروش یک مومیایی دریافت کردهام.
مرد جوان بدون تعلل با ما همکاری کرد و حتی گفت از فروشندگان فیلم دارد. او مرد باهوشی بود و برای این که بتواند فروشندگان را به دام بیندازد و از آنها مدرکی داشته باشد. مخفیانه فیلمی هم تهیه کرده بود.
او گفت: با فروشنده یک ماه پیش آشنا شدم. او به من گفت که مومیایی دارد و فیلم آن را هم پخش کرد. من هم برای این که از فروشنده مدرکی داشته باشم، یک دوربین کوچک در یک عروسک جاسازی کردم و آن را روی پنجره عقب ماشین گذاشتم. طوری که لنز دوربین به سمت صورت فروشنده باشد.
مکالمه ما ضبط شد و فکر میکنم که بتواند خیلی به شما کمک کند. از آنجایی که مدرکی برای اثبات حرفم نداشتم تصمیم گرفتم در صورتی که فروشنده، مومیایی را به من نداد یا کلاهبرداری کرد فیلم را در اختیار ماموران قرار دهم و حالا هم فکر میکنم این فیلم بتواند خیلی به شما کمک کند.
البته من فقط 100 میلیون تومان به آن مرد دادم و چون نتوانستم مابقی پول را تامین کنم حالا مرد فروشنده نه پولم را پس میدهد و نه مومیایی را و من از او شکایت دارم.
فیلمی که مرد خریدار نشان داد و آدرسها و شماره تلفنهایی که در اختیار ما قرارداد، باعث شد که ما خیلی زود فروشنده را شناسایی کنیم. او در یکی از شهرستانها مخفی شده بود و با هماهنگی که انجام دادم توانستیم او را شناسایی و بازداشت کنیم.
بعد از بازداشت و بازجویی متوجه شدیم که فروشنده تنها نبوده است. او 6 همکار دیگر هم داشت که باهم کار میکردند و مومیایی تولید میکردند.
6 نفر دیگر هم شناسایی و بازداشت شدند. در تحقیقاتی که انجام دادیم متوجه شدیم پرونده گستردهتر از یک مومیایی است و اعضای باند 8 مومیایی را به همین شیوه فروختهاند.
آنها اعتراف کردند که چیزی شبیه به مومیایی را درست میکردند و بعد از آن فیلم تهیه میکردند و به مشتریان نشان میدادند. آنها مومیایی را داخل تابوت میگذاشتند و زیرخاک قرار میدادند و میگفتند که این مومیاییها متعلق به یکی از پادشاهان یا شاهزادگان ایرانی است. بعد به قیمت 500 میلیون تومان آن را میفروختند.
این باند، کلاهبرداران حرفهای بودند که از این طریق پول زیادی به دست آورده بودند. آنها زمانی که میخواستند مومیایی را تحویل دهند طوری رفتار میکردند و شرایط را طوری فراهم میکردند که شخص خریدار احساس میکرد واقعا برنده این معامله است و خیلی راضی از محل خارج میشد. اعضای باند مهارت خاصی در کهنه کردن تابوت و لباسهای تن مومیایی داشتند و با مواد خاصی این کار را میکردند و مومیایی قلابی را در اختیار مشتریان قرار
میدادند.
بیشتر مشتریان این افراد از جمله افراد ثروتمندی بودند که تجارتی خارج از اشیای عتیقه داشتند. به همین دلیل هم سر آنها کلاه رفته بود. جالب اینجاست که اعضای باند اعتراف کردند برای هرکدام از این مومیاییها فقط 800 هزار تومان هزینه میکردند.
از آنجا که چهره مومیایی مشخص نیست، آنها با پوشاندن لباسهای فاخر، به آنچه میساختند، آن را زیر خاک میگذاشتند و مدت زمانی در زیرخاک با رطوبت نگه میداشتند و بعد آن را میفروختند.
نکته جالب این پرونده کاری بود که دوستم کرد. هوشیاری او باعث شد که ما یک باند کلاهبردار و قاچاقچی را منهدم کنیم.
رضا جعفری
قاضی دادگستری