وی از جمله افراد متمول جامعه که سفر کردن برایشان ساده و در عین حال در دسترس میباشد، نبود. لابد این پرسش برای شما مطرح می شود که او چگونه توانسته است به همه جا سفر کند؟ حق با شماست. هرکس که داستان مرحوم دکتر پرویز ذوالعین را شنیده، همین سوال در ذهنش شکل گرفته است و بهترین پاسخ همان است که او در زمان حیاتش به این پرسش داده است.
وی در پاسخ به یک خبرنگار در این ارتباط گفته: «اگر میخواستم برنامهریزی کنم 190 کشور که هیچ، به 10 کشور هم نمیتوانستم سفر کنم.» وی در ادامه توضیح داده: «یک بار می خواستم به کرمان بروم. دو سه روزی پرسوجو کردم درباره این شهر. نقشه استان را خریدم و چندتایی هم مقاله درباره آن خواندم.
یک روز عصر باروبنهام را جمع کردم و به ترمینال جنوب رفتم برای سفر به کرمان. قبل از آن که وارد محوطه بیرونی ترمینال بشوم در یکی از همان خیابانهای شلوغ اطراف ترمینال متوجه شدم که شاگرد اتوبوسی سرش را از پنجره بیرون آورده داد میزد اهواز ... فوری... اهواز ... فوری... پریدم بالا و به اهواز رفتم. چقدر هم سفر خوشی بود!»
این هم شیوهای از سفر رفتن است که به طور معمول برای تنها مسافرت کردن و برای اشخاصی که در پی هیجان در سفر هستند، کاربرد دارد. حالا شما هم میتوانید از خودتان سوال کنید که در طول عمرتان چند بار مانند مرحوم ذوالعین سفر کردهاید. البته باید به این نکته هم اشاره کنیم که سفرهای گروهی بدون برنامه چندان نتیجه و دستاورد مطلوبی در پی نخواهد داشت، چراکه در این گونه سفرها باید علایق و سلایق گروههای مختلف اجتماعی، جنسی و سنی را درنظر گرفت.
در کل بخشی از هیجان و لذتهای سفر روبهرو شدن با فرهنگ های متفاوت است، در این قسمت ماجرا، موضوع جدیدی میان افراد همسفر مطرح میشود و دادههای خود را درباره رسوم و فرهنگ آن دیار افزایش میدهند.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)